هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.19.mp3
زمان:
حجم:
26M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۱۹
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.20.mp3
زمان:
حجم:
25.2M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۲۰
از مزایای گذشتن سیویک بهار بر من:
۱- در هیجان و شادی تصمیم نمیگیرم. میدانم الان حالم خیلی خوب است. تصمیمم انرژی بالاتر از نرمال من میخواهد. کمی صبر میکنم. در حال و احوالات دیگر هم تصمیمم را مرور میکنم. از جانبهای دیگر به آن نگاه میکنم. اگر باز هم شدنی بود کمی صبر میکنم. به کسی چیزی از آن نمیگویم. چند قدم برمیدارم. تصمیمم را به مراحل کوچکتری تقسیم میکنم. اگر چند مرحله را پیش رفتم با خودم میبندم که خب این کار را میخواهم انجام دهم و محکم پیش میروم.
این تصمیم برای دعوت کردن مهمان، درست کردن غذای جدید، شروع یک پروژه جدید نوشتن و خیلی تصمیمهای کوچک یا بزرگ میتواند باشد.
من آدم عجولی بودم. زود تصمیم میگرفتم. بعد نمیشد یا نمیتونستم. کار را نصفه رها میکردم و حالم بد میشد. یا تمامش میکردم و بهای سنگینی برایش میدادم. از توان روحم گرفته تا جسمم. این کار اعتمادبهنفسم را کاهش داده بود. به خودم مطمئن نبودم.
این افعال ماضی است ولی همین حالا هم از آن مطمئن نیستم. به نظر به کار بردن فعل ماضی هم عجولانست.
باید به خودم فرصت بدهم و یادآوری کنم. پناهیان در مبحث سبک زندگی فراتر از ایمان و آگاهی همین را گفته بود. اینکه تختهای در خانه داشته باشی. روی آن بنویسی و بگذاری جایی جلوی چشمت. همین دیدن یادآوری میآورد. میگفت «ما چرا آخرت را فراموش میکنیم ولی دنیا را نه؟ چون در زندگی روزمره دنیا دائم جلوی چشم ماست. اما آخرت چی؟ باید آخرت را بیاوری جلوی چشمت.» محرم۹۷ بود. دانشگاه امام صادق میرفتیم. چقدر هیجان داشتم و انرژی. برای زندگی و ساختنش. اما چندماه بعد خدا همه چیز را از من گرفت. آن زندگی که میخواستم بسازیم و آرزویش را داشتیم. برای خودش هم بود. میخواستم برای خدا کار کنم. خدا سخت امتحانم کرد. وقتی همهچیز را از من گرفت و تنها شدم. وقتی هیچ امیدی برای بلند شدن نداشتم. خودش آمد و نجاتم داد. همین که یادش باشی و با خودت مرور کنی که بی مقصد نیستی. جایی در مسیر گیر نمیکنی. گاهی تند میروی. گاهی کند. عجله نمیکنی. میدانی انرژی محدودی داری. توان و استعداد مشخصی داری. جای درست خودت را پیدا میکنی. هیجانهای بیفایده را دور میاندازی همانهایی که به تو میگویند «نه این کار برای تو کمه! نه بیا چندتا کار رو با هم بکن، نه حیفه عمرته سر اون کار را بگذاری و…»
میآید و شک به دلت میاندازد. نمیگذارد مسیرت را انتخاب کنی و در همان راه درست پیش بروی. چند راه جلوی پایت میگذارد که در هر کدام قدمی برداری و فکر کنی چقدر خفنی که داری چندکار با هم میکنی و در آخر به هیچ مقصدی نرسی!
اما حالا که سیویک را رد کردهای. خودت را بهتر شناختی. حداقل میدانی این آسیب در تو هست. حواست را به آن جمع میکنی تا ذره ذره اصلاح شوی. هیچوقت دیر نیست!
#بهارنویسی
________________________________
@Mamaa_do
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.21.mp3
زمان:
حجم:
26.3M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۲۱
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.22.mp3
زمان:
حجم:
26.4M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۲۲
اولین کتاب ۰۴
انشالله امسال ۴۰ کتاب میخوانم.
دارم فکر میکنم برای توضیح کتاب پادکست ضبط کنم یا فیلم. اینطور راحتتر توضیح میدهم و سریعتر. اما نمیدانم برای شما کدام بهتر است.
خواندن؟
شنیدن؟
یا دیدن؟
#یک_از_چهل
_________________________________
@Mamaa_do
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.23.mp3
زمان:
حجم:
28.4M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۲۳
چند کتاب از پارسال مانده که خواندهام و مروری ننوشتهام
اصلا تعداد خواندیهای پارسال از دستم در رفت. بند تعداد نبودم. بند نویسنده بودم و هر چه داشت. قرار پارسالم بیست کتاب بود که تا نیمهی سال تیک خورد. خواندن هم فقط مهم نبود. فهمیدن آن آدم و مدل نوشتنش هم برایم مهم بود. میخواستم سبک نوشتن هر نویسندهای دستم بیاید. پارسال روی نویسندههای قبل انقلاب تمرکز کردم. تمام هم نشدن. ولی کافیست. درون مایه و سبکها دستم آمده. دیگر نویسندههای فقط برایم یک اسم نیستن. نسبت به هر کدام حس دارم. شکل داستانهایشان را میتوانم بکشم. مثلاً غلامحسین ساعدی استاد کدگذاری در داستان است. غیرمستقیم حرف زدن. نگو و نشان دادن. این تکنیک در او به مرور زمان بهتر شده. او روانشناس است و آدمهای داستانش را خوب میشناسد. استاد دیالوگنویسی است. حرف دهن آدمهای داستان نمیگذارد. آدمهای داستان هم کم نیستن. ولی هر کدام خاص و منحصر به فرد هستند. به واسطهی لحنهای مناسبی که دارند. شب نشینی با شکوه هم همینطور بود. سال ۱۳۳۹ داستان را نوشته. یک درونمایه دارد و ۱۲ داستانکوتاه از دلش درآورده. خواسته زندگی کارمندی را بزند. در هر داستان از منظری این کار را کرده. آخر ۱۲ داستان با خودت میگویی کارمندها چه آدمهای احمقی هستند. همه را هم با کدگذاری تمام کرده. دقیقا در جمله یا پاراگراف آخر. به همین خاطر داستان با یک کشف تمام میشود که تلنگر خوبی برای خواننده است.
شب نشینی باشکوه را خیلی دوست داشتم و توصیهاش میکنم.
#ساعدیخوانی
از پارسال
____________________________
@Mamaa_do
داستانکوتاههای ساعدی ۲مدل دارد:
۱ـ یک درونمایه دارد. در کل داستانها مشترک است و هر بار از منظری به آن نگاه کرده. مثل شبنشینی باشکوه.
۲. چند مجموعه داستان کوتاه دارد که وقتی کنار هم قرار میگیرد یک مفهوم را منتقل میکنند. انگار یک رمان است مثل عزاداران بیل.
#ساعدیخوانی
از پارسال
________________________
@Mamaa_do
روز اول عید باید خانهی مامانجون بود. چای را در فنجان گلسرخی خورد. کلوچه و پشمک را لقمه کرد بین انگشتان دست و یکجا برد سمت دهان و پشت سرش چای هل و زعفران را سرکشید. تخم کدو خورد با پسته. به قربان و صدقههای مامان جون دل داد و بقبقو کبوترها. بوی نم تارمی بپیچد و آقاجون رو به مامان بگوید که «آقا ول کن اون حیاطو تمیزه». مامان شلنگ آبی را بکشد دنبال خودش. شصتش را محکمتر جلوی آب بگیرد. آب را هل بدهد سمت حوض بزرگ وسط حیاط. آبها پشت سر هم بزنند تا برسند به راهآب پایین حوض. در اتاق ۵دری را کامل باز کنیم. سفره بیندازیم از سر اتاق تا ته تارمی. بوی قرمهسبزی بپیچد و پلویزعفرانی. بعد بوی کاهو و گوجه و خیار. صدای قاشق چنگال و بشقاب از حرفها بیشتر بشود و همه جمع شوند دور سفره. چند شب است پشت سرهم خواب همین مهمانی را میبینم. در خواب دارم از همه پذیرایی میکنم و خوشحالم. کاش در همان خواب میماندم. دلم چای در فنجان گلسرخی میخواهد!
#بهارنویسی
__________________________________
@Mamaa_do
هدایت شده از خادمان افتخاری خواهر
احمد دباغTahdir-Ahmad-dabagh-www.Ziaossalehin.ir-.Joze_.24.mp3
زمان:
حجم:
25.1M
تحدیر خوانی استاد احمد دباغ جزء۲۴
هدایت شده از چمرانی ها | مدرسه ای برای معلمان
🔴دعوت به همکاری در مجموعه چمران
✅فرقی نمیکنه خانم باشی یا آقا
اگه متولد سال ۱۳۷۷ به بعد هستی
مذهبی و انقلابی هستی
فعال، خودجوش، خلاق، باانگیزه و اهل یادگیری هستی☺️
و از همه مهم تر
معلم بودن و انجام فعالیت با بچه هارو دوست داری😍
دعوتت میکنم برای چمرانی شدن😉👇🏻
https://chamraniha.com/recruitment/
#دعوت_به_همکاری
#معلمی
@chamran_family