مامادو♡
رفتم لباسها را توی تراس پهن کنم. هوا از ظهر دارد آلوده میشود. کل شهر ذره ذره دارد میرود زیر آلودگ
صلح یا آتشبس؟!
مسئلهام این نیست.
از صبح دارم برای نوشتن همین چند کلمه دست و پا میزنم. فکر کردم که من در مرحله توهمدانایی در نویسندگی هستم؟
دستهی دوم از چهار دسته نویسندهای که آقای شهسواری در کتاب حرکت در مه می گوید. صبح که گفتم خبر را بدون اسمم کار کردهاند. دو کلمه را اضافه گفتم. اینکه برای بازدید گرفتن و پرپیمان شدن گزارش باشد. توهم برم داشته بود. کمی صبر میکردم میفهمیدم اشتباهی شده. نویسنده در دسته توهم دانایی چند ویژگی مشخص دارند.
- تکنیک میفهمد و با انواع فرم کار کرده و مزهاش زیر زبانش رفته
- کتاب زیاد خوانده و با انواع محتواها درارتباط بوده.
- تجربهی زندگیاش هم بیشتر شده و میفهمد زندگی همان مناسبات سادهای نبوده که فکر میکرده
- هم میداند چه میخواهد بگوید هم میداند چگونه بگوید چون چند کتاب فرم ادبی هم خوانده
ولی از جانب خواننده فرهیخته جدی گرفته نمیشود. چیزی مینویسد برای مصرف بقیه نه برای زندگی کردن بقیه. دو راه هم بیشتر ندارد. یا اینکه همینجا در این توهم بماند و متن مصرفی بسازد یا عرق ریزان روح کند و برسد به مرحله بعد اثری بسازد خلاقانه که آدمها فراموشش نکنند.
صبح به خانم حکیمه نظیری پیام دادم و اشتباهی که رخ داده بود را گفتم و از این منظر که این کار برای ایشان حرفهای نیست. خبر نداشتم که مبنایی هستند و کاردرست و سردربیر به اشتباه ویدئو را برای آن خبر کار کرده بوده. هر دو از هم عذرخواهی کردیم و رفیق شدیم.
شروع هر رفاقتی برای من با یک حس است که تا همیشه برایم میماند. از حالا هربار با حکیمه سادات حرف بزنم یادم میآید که توهم برم ندارد!
#روزمره_نویسی
__
@Mamaa_do
مامادو♡
روز چهارم بعد آتشبس است. برگشتهام به تنظیمات کارخانه.... #درجنگ #آتش_بس شش تیرماه عصر جمعه __
ــــــــ
روز چهارم بعد آتشبس است. برگشتهام به تنظیمات کارخانه.
از بیخوابی و گریه شبانه بچهها کلافهام. کارهای خانه حوصلهام را سرمیبرد. نوشتن دوباره سخت شده. با محمدحسین سر چیزی مسخره بحثمان شد. هدف و انگیزهام هی میآید پایین. از صبح افتادم به جان خانه. خانم کمکی جنگ که شد رفت اردبیل و هنوز نیامده. جارو کردهام. تی کشیدهام. غذا پختم و یخچال را ریختم بیرون. مربای شاتوت پختم. میانش برای بچهها قصه گفتم. هر سه میچرخیدند و بازی میکردند. وقتی من مشغول کارِ خانه باشم آنها هم مشغول بازی خودشان میشوند. حالا که ۹ ساعت از روز گذشته به خانه نگاه میکنم. هیچچیز پیدا نیست. اما کافیست مریض شوم و حالم خوب نباشد. کار داشته باشم یا مشکلی باشد و یک ساعت دست به چیزی نزنم. خانه میشود بازار شام. به امنیت میماند. وقتی کسی دائم دارد برایش تلاش میکند پیدا نیست!
حال جدیدی دارم. امروز استاد جوان داشت میگفت: « اینروزها داریم آرزویهمهیمومنین در تاریخ را زندگی میکنیم». دلم برای چهار روز پیش تنگشد. زهرای در جنگ آدم بهتری بود. جلوی چشمش اسرائیل سه بمب ریخته بود روی شهر. دودش پیچیده بود تا کوه دماوند و آن منظری از شهر که همیشه خورشید طلوع میکرد. صدای هواپیما که میآمد تند راه میرفت. در اکنون بود. به بچهها میخندید. نمیدانست بمب روی سر خودش است یا دیگری. وقت صدای بمب میآمد هم خوشحال بود هم عذابوجدان خفهاش میکرد.
استاد میگفت آدمهای زمان امامحسین درکی از زمانهی خاص خودشان نداشتند اما ما تا ابد همه میگوییم یا لیتنا کنا معکم. نهال تجدد نویسنده و پژوهشگر در برنامهی اکنون خاطرهای از همسرش تعریف میکرد. ژان کلود نویسنده و نمایشنامهنویس فرانسوی. میگفت او تحتتاثیر تعزیه امامحسین قرار گرفته بود و میگفت: « تعزیه نمایشیست که بازیگران غیرحرفهای دارد. داستان نمایش را همه میدانند. هر سال به دیدنش میروند ولی هربار تحتتاثیر قرار میگیرند و حتی شمر هم گریه میکند.»
باید مراقب باشم. یا لیتنا کنا معکم را محرم امسال میتوانم با حسرت نگویم.
شش تیرماه
عصر جمعه
____________________________
@Mamaa_do
هدایت شده از مکشوفات🇮🇷
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراسم وداع با مدافع وطن
شهید یاسین طالشی در روستای کاوان آهنگر قائمشهر
.
سرباز ۱۹ ساله نیروی انتظامی که بر اثر حملات رژیم صهیونیستی اسرائیل به تهران به درج رفیع شهادت نائل آمد.
یاد مدافعان وطن تا ابد جاودان.
#از_شهدا_بگو
@makshufatEita
هدایت شده از مکشوفات🇮🇷
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه وطن حتی غمش هم عشقه، سرود و پرچمش عشقه❤️
لحظاتی از وداع خانواده های شهدای حملات رژیم صهیونیستی در معراج شهدا
🔻به مکشوفات بپیوندید
@makshufatEita
مامادو♡
آه وطن حتی غمش هم عشقه، سرود و پرچمش عشقه❤️ لحظاتی از وداع خانواده های شهدای حملات رژیم صهیونیستی د
حال آن دختری که شال و مانتوی سفید پوشیده و میخواهد معشوقش را در آغوش بکشد ببینید!
این روزها ساده نیست
این آدمها راحت انتخاب نشدهاند!
یک عمر در مسیر این مسابقه دویدهاند و حالا جام را بردهاند بالا.
و من ایستاده بیرون این میدان وقت بمباران میترسیدم از جان و میخواستم به جایی فرار کنم. ته دلم انگار به چیزی قرص بود که اسرائیل دارد نظامی میزند. دارد زیرساخت میزند و تو جز هیچکدام از اینها نیستی. خیالت راحت این صدای هواپیما بمبش برای خانهی تو نیست.
امروز که این آدمها را دیدم به جزییات رفتار روزمرهام فکر کردم. از خودم خجالت کشیدم. ترس آمده بود و پرده انداخته بود روی واقعیت. آن زن و کودک مگر نظامی بودند؟ مگر آن نظامی تازه عروس نداشت؟ مگر آن نظامی ایرانی نبود؟ محافظ من نبود؟
من همیشه میخواستم با حسین باشم. دوستش داشتم اما در زندگیام نقشش فقط شعار بوده. سرگرمی بوده یا دلخوشکُنَک. حتی برای مسابقه گرم هم نکردهام. نشستهام و فقط نگاه کردهام. حسرت خوردهام و گفتهام ای کاش منم با شما بودم.
اما ته دلم امید هم هست که پرونده مبارزه بسته نشده. هنوز وقت هست. هنوز اسرائیل نابود نشده!
#درجنگ
هفت تیرماه
صبح شنبه
تشیع شهدای اقتدار ملی
________________________
@Mamaa_do
هدایت شده از قرار
مدرسه عین صادکتابخوانی عاشورا، جلسه 1.mp3
زمان:
حجم:
22.8M
🔽 صوت جلسه اول 🔽
کتابخوانی کتاب عاشورا
اثر استاد علی صفایی حائری
⬅️ ابتدای کتاب تا صفحه ۲۰
هر روز با شرح و تفسیر صفحاتی از کتاب، به صورت آنلاین، همراه ما باشید.
➡️ @einsad_meet
⏺ مدرسه عینصاد
راوی اندیشه استاد علی صفایی حائری
مستند «بیانیه بالفور؛ پس از صد سال» محصول شبکه الجزیره انگلیسی با زیرنویس اختصاصی رادیو کنعان
در اپیزود سوم رادیو کنعان ، درباره علت همسویی منافع بریتانیا و صهیونیست ها در آستانه جنگ جهانی اول گفتیم و توضیح دادیم که چرا و چگونه این همراهی تبدیل به بزرگترین خدمت بریتانیا به یهودیان در قالب «بیانیه بالفور» شد که آرتور بالفور ، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا خطاب به یکی از چهره های سرشناس یهودی اروپا، لُرد روتچیلد نوشته است.
https://www.aparat.com/v/FBxTR/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF_%26laquo%3B%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%9B_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%B5%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%26raquo%3B_%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87
#رادیو_کنعان
مامادو♡
مستند «بیانیه بالفور؛ پس از صد سال» محصول شبکه الجزیره انگلیسی با زیرنویس اختصاصی رادیو کنعان در
سفر به ولایت عزرائیل را امروز برای بار چهارم دارم گوش میدهم.
هم روایت دیدار جلال است از اسرائیل هم تاریخ. او هر جا لازم بوده از تاریخ اتفاقاتی که دارد تعریف میکند هم گفته.
گل حرفش از تاریخ «بیانیه بالفور» بود که یادم آمد محمدحسین در رادیو کنعان بهترین مستند برای این بیانیه را ترجمه و زیرنویس کرده.
مستند ۲۳ دقیقه است. با خودم قرار گذاشتهام دشمن را خوب بشناسم تا بعد محکم بگویم نابودیات نزدیک است.
#درجنگ
یازده تیرماه
صبح چهارشنبه
____________________
@Mamaa_do