گر عشق تو در سینه بُوَد زنده به گورم
پس در ره تو عاشقمو مست غرورم
در حسرت آزادی تو لحظه به لحظه
سوزاند همه مهر تو از پود به پودم
زخمی نبوَد جسممنو دیده دل بین
هر جا که شود نام تو من زخم و کبودم
بیمار شدم، شیفته و دیوانه شدم در طلب تو
من خسته ام و خسته تر از قبل همانم که بودم
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
ما در غم او درد شدیم زار و حزینیم
میخانه به میخانه روم در طلب او
دیوانه بیتاب شدیم آز و کویریم
سرد شد دست منو خنده کنان گونه تو
اشک من مرگ شدو بوسه زده بر لب تو
اگر این مرگ که گویند نرسد امروز،کی؟
زهر شده هر شب من طعم خوشی طالع تو
نه دگر هیچ ردی نیست از آن شوق زیاد
شوق برفت از دل من خیمه زده بر دل تو
خبری گیر ازم شاید هنوز زنده شدم
زرد شده رنگ منو سبز شده چهره تو
واقعا بی من شیدا چطور سر بشد
سر نشد روز منو سر بشود روزی تو
تیر چشمت برسید خورد دگر بر قلبم
قرمز است چشم منو رنگ چمن دیده تو
ولی نه جدی حالا اگه در فردایی که اگر نزدیک بود من نبودم حالا کشته شدم یا هرچی
دیگه حالا یه چندتا چنل داریم خیلی از بچهای همینجا هم اد هستین دیگه اونارو اگه تونستید فعال نگه دارید و درآمدی اگه داشت تا حد نیازتون بردارید مابقیشو همشو بزارید برای مردمان محروم سیستان و بلوچستان عزیز
دیگه همین دیگه حرفی نیست دمتون گرم