بعد صبحونه زیارت عاشورای اقای فانی رو گذاشتم و شروع کردم به انجام کارها به قول بچه شیعهها نور پاشیدم تو خونه.
دو تا بزرگا که رفتن خونه مامانی من موندم و دو تا فندق
الآنم دارم باهاشون بازی میکنم😄
برا بعد از ظهر هم یه برنامه میریزم شاید یه کیک برا عصرونه
@mamanjoona
فکر کن این موقع بری آشپزخونه آب برنج رو بذاری ببینی قابلمه خورشت سرده زیرشم خاموش🤦♀😧
چه کار میکنی!!؟؟
هیچی! یادم میمونه دفعه بعد گاهی بیام به غذا سر بزنم،الآنم یه چی پلو درست میکنم😁
(یه بارم برعکس عمل کرده بود جات خالی سوخته پلو میل کردیم😂)
#بازیگوشی
@mamanjoona
_چرا امروز هیچ کی نیومد به استقبالم!؟؟
+عه! پس من چیام!!؟
_بچهها رو میگم.
+عادت کردی کلید رو میندازی به در صدای جیغ و خوشحالی و بابا بابا میشنویهااا😄
بزرگا هنوز نیومدن کوچیکا هم خوابیدن
_ اینجوری که بدو میان خستگیم در میاد،از سختی و فشار کار یادم میره.
پ.ن: ببین بانو! یه استقبال گرم خانوادگی چه تاثیراتی داره.😀
#فرزند_آوری
#جوجهی_معلم
@mamanjoona
آهای مامانی که کوچولوی شیرخوار داری میدونی تو استجابت دعا چقد از بقیه جلوتری!؟
یادت نره تو شیردهی شبانهات برای اونایی که آرزوی داشتن یه فرشته مثل مال تو رو دارن دعا کنی!
برای فرج و گشایش، برای شفای بیماران ، برای عاقبتِ خیر و عافیت ، برای سعادت دنیا و آخرت،هدایت...
#مادری
@mamanjoona
دومین باره که کلاس اولی مانتو شلوار مدرسهاش رو خودش اتو میکنه.(با درجه مطمئنه)
پسرک پیله کرده بود اتو رو بگیره ، سر همین دعوا شد ؛ یکم جیغ و داد کردن قرار شد نوبتی اتو بزنن.
کار آبجی که تموم شد داداشش اتو کرد.
داشتم غذای جوجه رو میدادم که دیدم بغلش کرده و بهش میگه ببخشید سرت داد زدم.
منم که همیشه آماده شکار لحظهها😁
راستی سر بغل محکم و فشار زیاد ، مراسم آشتی کنون با دعوا خاتمه یافت🤦♀😂😂
#شیرینیهای_تموم_نشدنی
#خواهر_برادری
@mamanjoona
مادرا و مادربزرگهامون به اندازه ما استرس تربیت بچههاشونو نداشتن ، دنبال کتاب و کلاس و مشاور هم نبودن که چجوری با بچه تا کنن یا دنبال روانشناس که سر هر موضوعی بهشون بگه چهکار کنن و چهکار نکنن...
انصافا بچههای باادب و باتربیتی هم بار آوردن
نمیدونم!
شاید چون خیلی روی بچهها و کارهاشون تمرکز نمیکردن ، گیر نمیدادن ، چون و چرا نمیکردن، یعنی اصلا وقتشو نداشتن!
و اینکه به خودشون و ذات مادرانهشون اطمینان داشتن ، واسه خودشون یه چارچوب و اصولی داشتن که به هیچ عنوان ازش نمیگذشتن؛ ولی خارج از اون چارچوب بچهها آزاد بودن.
توجه و تمرکز بیش از حد روی یکی دو تا بچه ، امر و نهی ، ایراد گیری ، آموزشهای زیاد ، کلاسهای مختلف ، انواع اسباب بازی ،وسایل ارتباطی،گوشی و تلویزیون و امکانات فراوون و...
هیچ کدومِ اینا نبود!
@mamanjoona
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا بچههای امروزی اینقدر ناراضی هستند؟!
#فرزند_پروری
@mamanjoona
خودشونو حسابی گِلی و کثیف کرده بودن
یکی یکی بردمشون حمام.
پسرک تا آببازی میکرد که خوشحاااال😀
امان از وقتی که لیف ،صابون و شامپو اومد تو کار
مثل ماهی هی از دستم در میرفت جیغ میزد و گریه میکرد.
داد میزد حموم دوست ندالم ، منو نَشول ، میخوام تَثیف باشم...
ته تغاری ولی آروم بود شامپو که زدم یکم نق زد ولی زود ساکت شد ؛ کارش که تموم شد حاضر نبود بیاد بیرون😅
یاد خودمون افتادم، تا گرم بازی دنیاییم که خوشیم و به عاقبت کارامون فکر نمیکنیم امان از وقتی که مبتلا میشیم.
بعضیامون گریه و ناله و ناشکری میکنیم ، بعضیامون هم یکم غر میزنیم ولی آخر میپذیریم.
کمتر پیش میاد بی غر و نق بریم به استقبالش و شاکر باشیم.
پ.ن:یادم باشه دچار ابتلاء میشم ، چون خدا میخواد از گل و لای بازی دنیا پاکم کنه قصدش اذیت کردنم نیست؛ از بس دوسَم داره مبتلام میکنه. ناشکری و شکوه شکایت ممنوع؛ لذت ببر از شستشوی روحت!...
#جوجهی_معلم
@mamanjoona