خودشونو حسابی گِلی و کثیف کرده بودن
یکی یکی بردمشون حمام.
پسرک تا آببازی میکرد که خوشحاااال😀
امان از وقتی که لیف ،صابون و شامپو اومد تو کار
مثل ماهی هی از دستم در میرفت جیغ میزد و گریه میکرد.
داد میزد حموم دوست ندالم ، منو نَشول ، میخوام تَثیف باشم...
ته تغاری ولی آروم بود شامپو که زدم یکم نق زد ولی زود ساکت شد ؛ کارش که تموم شد حاضر نبود بیاد بیرون😅
یاد خودمون افتادم، تا گرم بازی دنیاییم که خوشیم و به عاقبت کارامون فکر نمیکنیم امان از وقتی که مبتلا میشیم.
بعضیامون گریه و ناله و ناشکری میکنیم ، بعضیامون هم یکم غر میزنیم ولی آخر میپذیریم.
کمتر پیش میاد بی غر و نق بریم به استقبالش و شاکر باشیم.
پ.ن:یادم باشه دچار ابتلاء میشم ، چون خدا میخواد از گل و لای بازی دنیا پاکم کنه قصدش اذیت کردنم نیست؛ از بس دوسَم داره مبتلام میکنه. ناشکری و شکوه شکایت ممنوع؛ لذت ببر از شستشوی روحت!...
#جوجهی_معلم
@mamanjoona
وقتی یادت میره شیشه کشک رو از روی کابینت برداری😐😂😂
#بازیگوشی
@mamanjoona
واگویههای مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
وقتی یادت میره شیشه کشک رو از روی کابینت برداری😐😂😂 #بازیگوشی @mamanjoona
اینجور مواقع خودتو بذار جای بچه تا عصبانی نشی و واکنش نامناسب نشون ندی.
تو این سن کنجکاوی و بازیگوشی بدون فکر خیلی طبیعیه!
پس اشتباه نابخشودنی ازش سر نزده و مستحق دعوا و داد و بیداد نیست.
خیلی اروم لباسش رو عوض کردم،دست و پاشو شستم و بهش گفتم دیدی هم لباست هم مبلا کثیف شدن!؟ هر وقت چیزی خواستی به خودم بگو من بهت میدم باشه!؟
طفلی خودشم ناراحت شده بود گفت: باشه ، تو خیلی مامان خوبی هستی😀
میخواستم بخورمش😍😃🤗
@mamanjoona
امام زمان(عج):
"ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی ماند."
چقدر این جمله رو باور داری و سعی کردی جز باورهای بچههات بشه!؟
مثلا:
ما قرار گذاشتیم هر صبح بعد از بیداری به امام زمان(عج) سلام بدیم.
خودشون تو کاغذ نوشتن و چسبوندن جایی که بعد بیداری چشمشون بهش بیفته،یادشون نره.
تو کار خونه کمک میکنن و هر وقت ریخت و پاش شد جمع میکنن چون زشته که امام زمان(عج) خونهی ما رو نامرتب و کثیف ببینن.
درساشونو با همین انگیزه میخونن و تلاش میکنن تا به چشم آقا بیان.
به کوچولوها میگم غذاتونو بخورین تا بزرگ و قوی بشین بتونین به حضرت کمک کنین و ایشون خوشحال بشن.
اگه خطا و اشتباهی کردن زود جبرانش کنن.
به همدیگه یادآوری میکنیم شبها فکر کنیم چند بار لبخند به لبشون آوردیم و چند بار خدایی نکرده دلشونو رنجوندیم؛ گاهی دربارهاش صحبت میکنیم.
و...
این باور خیلی تو تربیت کمک کننده است؛ بچهها خود کنترلی رو یاد میگیرن ، نیاز نیست همیشه بالاسرشون باشی تا درست عمل کنن، برای انجام کارهای مثبت و ترک منفیها انگیزه دارن و...
ما مامانا با همین قدمهای کوچیک ظهور رو جلو میندازیم،شک نکن!
#مادرانه
#فرزند_پروری
#همکاری
@mamanjoona
یه راه واسه داشتن آرامش اینه که از همه انتظار هر حرف و رفتاری رو داشته باشی حتی عزیزترینهات؛ از هیچ کس هم هیچ توقعی نداشته باشی حتی عزیزترینهات.
گفته بودم چقدر حساس و زودرنج بودم. خیلی طول کشید تا به این جمله کوتاه برسم و بهش عمل کنم الآنم گاهی یادم میره ولی نسبت به گذشته عالیام،راضیام از خودم😅
یه مامان باید همیشه شاد و پر انرژی باشه؛ هیچکی حوصله یه ادم افسرده و عصبی رو نداره حتی عزیزترینهات🤷♀
#تجربه
@mamanjoona
_آااااا میخواستم براتون آش رشته درست کنم، همه رو پخش کردین؟!!
+الآن؟؟
_آره عصر
+عه!ببخشید🥺 الآن جمع میکنم😀
#بازیگوشی
@mamanjoona
یک عدد مامان بیدار نشسته بالا سر دخترک آرام خوابیده هستم که هر لحظه ممکنه بغضم بترکه🥲
@mamanjoona
.
چقدر دلتنگ لحظاتیام که شیر میخورد و با دستهای کوچکش صورتم رو نوازش میکرد.
چشمهاش که معصومانه نگاهم میکرد .
حس داغی تن تبدارش ،پر و خالی شدن لپهای گل انداختهاش ،
حتی دلتنگ گاز گرفتنش از شدت خارش لثه و رویش دندان
دلتنگ وقتهاییام که بیقرارِ جرعهای شیر بود تا در گرمای آغوشم و با شنیدن ضربان قلبم به خواب بره.
پناه امن و گرم و منبع تغذیه و روزیاش بودم...
آروم دل بیقرارش
غمگینم...
خیلی...
#از_شیر_گرفتن
@mamanjoona