eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
351 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
805 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
طهورا: من دختل نیسَّم +پس چی هستی؟ _من هَردالَم +سرداری؟ _هووم محمد:نخیرم من پسرم من سردارم _من پسلَم هَردالَم +ا😍🥰🤗 @mamanjoona
خانواده‌های کم جمعیت ضعیف و شکننده‌ان و با کوچک‌ترین مسائل بیشترین آسیب‌ها رو می‌بینن. مثلا فکر کن یه مسئله مالی،مشکل خانوادگی یا بیماری پیش بیاد ؛ چون پشت و پناه و کمک‌حال کمی دارن خیلی زود خسته و زمین‌گیر میشن. پ.ن:البته که خدا هست ولی خداوند هم با اسبابش کارها رو راه میندازه دیگه ، مگه نه!؟ @mamanjoona
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من به کی زنگ بزنم؟....😢 گاهی فکر می‌کنیم لطفه اما عین ظلمه و خراب کردن آینده.... @mamanjoona
با بچه‌هامون فتح میکنیم قدس را ، قله‌ها را ،دلها را ،جهان را... [عکس از یه مامان جون خطاط] @mamanjoona
یهو در تاریکی فرو رفتیم... بالش پرتاب کرد لامپ رو با سیم اورد پایین😂🤦‍♀ وقتی هم بابا از راه رسید زودتر از همه رفت بهش گزارش داد و انداخت گردن آبجی بزرگه😆 @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کسانی که بحث رو گوش دادن دقیقا میتونن اهمیت طوفان فلسطینی ها رو بفهمند. الان فلسطینی ها دارن به جای تمام مظلومان جهان با صهیونیست ها مبارزه میکنند. بعد از نابودی اسرائیل ما فاصله ای با ظهور (عج)نخواهیم داشت... پایان سازمان یهود یعنی آغاز حکومت مستضعفین بر جهان... ان‌شاءالله ... برای بزرگترین اتفاق تاریخ آماده‌ای؟؟ @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فندق‌های امروز، آینده سازان کشورن 😄😍 @mamanjoona
بوی نون منو میبره به ۳_۴سالگیم تو خونه‌ی مادربزرگ. نون‌ خونگی که خمیرش با سرانگشتای دست و مشت و مال مادربزرگ همراه با ذکر و دعا درست میشد و عطرش با بوی آتیشِ هیزم قاطی میشد و چند تا محله رو پر می‌کرد. یه تنور بزرگ گِلی داشت. گوشه‌ی حیاط همیشه پر بود از هیزم کنار تنور یه اتاق بود سحر‌ها تو همون اتاق آرد رو خمیر می‌کرد ، صبح که خمیر ور میومد بازش می‌کرد و چونه می‌گرفت و نون می‌پخت. پدر بزرگ همون اول جوونی سکته کرده بود و یه طرف بدنش از کار افتاده بود. مادربزرگ با نونوایی و آرایشگری و سبزی کاری تو حیاط بزرگشون و... خرج زندگی رو درمیاورد. حیاط مادربزرگ پر بود از درختای انار و انجیر و یه درخت توت بزرگ با یه حوض کوچیک و یه بوته گل محمدی خونه‌اشون خشتی و سقفش تیر و تخته بود. پدربزرگ با همون وضع بیماری با دستای خودش خونه رو ساخته بود حتی خشت دیوارها رو هم خودش زده بود... همه‌ی دلخوشی بچگی‌هام رفتن به خونه مادربزرگ بود عطر نون و نم خاک وقتی حیاط رو آبپاشی می‌کرد خمیری که میداد تا خودم بهش شکل بدم دورش رو کنگره‌ای کنم و بعد برام میزد تو تنور اوسانه‌ی(افسانه) اسبه عساری می‌کرد بچه موش ناله می‌کرد... مکالمات شعرگونه‌ای که بینمون رد و بدل میشد (_دختر بَدَکی بَلکِ کی بوده؟ +تو بودی _دختر خوبکی بلک کی بوده؟ +من بودم) حمد و سوره‌ و دعای فرجی که ازش یاد گرفتم دست و دل و سفره بازش در عین دست تنگی هدیه‌های وقت و بی وقتش بابت یاد گرفتن سوره‌های کوچیک و اصول دین و جشن تکلیف و... توتهای شیرین بهار ، انجیرهای تابستون دونه‌های چشمک زن انارهای ترک خورده روی شاخه‌ی درخت تو پاییز کرسی گرم زغالی زمستون... بوی نون سالها قبل از رفتن مادربزرگ دیگه تو خونه نپیچید،از وقتی چند تا نونوایی ماشینی گوشه و کنار روستا شروع به کار کردن الان هم خونه مادربزرگ هست ولی دیگه خبری از پدر بزرگ و مادر بزرگ نیست ... هنوز خونه پا برجاست محکم و درست ولی پدربزرگ رفته هنوز زنگ صداش وقتی صدام میزد کفتر بابا،بره آهو و بعدش شعرهای فی البداهه برام میگفت تو گوشمه برای همه شعر میگفت وقتی با دست لرزون و پایی که کشیده میشد روی زمین میرفت بیرون همه‌ی بچه‌های محل میومدن دورش رو می‌گرفتن و اسمشونو میگفتن تا براشون شعر بگه راستش حسودیم میشد آخه پدربزرگ من بود چرا باید بقیه بچه‌ها دوستش میداشتن و او براشون شعر میگفت!؟ حالا هر دوشون رفتن ولی مهربونیهاشون ، نصیحتای دلسوزانه‌شون ، قربون صدقه‌های از ته دل و اون ذکر و دعا و قرآنی که بهم یاد دادن هنوز هست... و سالها بعد از من هم خواهد بود ، من از مادربزرگ یاد گرفتم و به بچه‌هام یاد دادم و اونها به نوه‌هام و... تا ابد که از نسل مادربزرگ انسانی روی زمین متولد بشه در ثواب همه اونها شریک و دخیل خواهد بود ، خواهم بود... @mamanjoona