eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
351 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
808 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
و دغدغه خیلی‌ها اینه که بارداری‌ها و شیردهی پیاپی باعث ضعیف شدن بدن نمیشه؟ چجوری آدم خودشو تقویت کنه؟ _یه چیزی میگم یادت بمونه؛امام صادق (علیه‌السلام) فرمود «ما ضَعُف بَدَنٌ عمّا قَوِیَتُ علیه النّیّة» «در موردی که نیّت و اراده آدم قوی باشد، بدن دچار ضعف و ناتوانی نمی‌شود»(وسائل الشیعه؛ ج 1، ص 7) _دیگه اینکه واقعا لازم نیست خیلی نگران این موضوع باشی! یه تغذیه معمولی و البته سالم تمام احتیاجات بدن رو رفع می‌کنه،مگر موارد خاص که نیاز به استفاده از داروهای تقویتی هست. مثلا تو بارداری و چند ماه ابتدای شیردهی مگه مادربزرگ‌های ما که چند تا بچه پشت سر هم داشتن چی می‌خوردن و چقدر در رفاه بودن!؟؟ _به نظرم مهمترین اصل ، تغذیه سالم و رعایت تدابیر طب ایرانی و اسلامی در مورد خواب و تغذیه هست نه صرفا مصرف مواد غذایی خاص و گرون قیمت و یا انواع ویتامینها @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه چیزی یواشکی بهت بگم🤫 البته اصلا به هیچ کس توصیه نمیکنم ولی من همون داروهای تقویتی روتین بارداری و شیردهی رو هم منظم مصرف نمی‌کردم،مشکلی هم برای خودم یا بچه‌ها ایجاد نشد. ضمنا میزان آهن خون در بارداری به طور طبیعی مقداری پایین‌تر از نرمال هست و جای نگرانی نداره در کل آرامش و حال خوب و نیت خالص و در کنارش سبک زندگی سالم بهترین راه تقویت روح و جسمه @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ریا نباشه صبح ۳ تایی رفتیم مراسم روضه حضرت مادر(س) همینکه نشستیم اول دوتاشون جوراباشونو در اوردن😅 بعدش طهورا لباسشو دراورد خواهش و التماس من هم منصرفش نکرد😐 تا وقتی چای‌هاشون سرد بشه هی لیوان‌ها رو اینور گذاشتم هی اونور که خودشونو نزنن بهش چپ بشه(بس که یه جا نمیشینن) طهورا تا قبل از سرد شدن چای آبنباتش رو خورد و وقت خوردن چای دوباره قند میخواست. چایش رو که می‌خورد چند تا قطره ریخت رو شلوارش، جفت پاچه‌های شلوارو تا زانو زد بالا تیپش واقعا دیدنی شده بود😆 خدا خیرشون بده شیر هم آوردن🥴 ماجراهای چایی دوباره تکرار شد😶‍🌫 و اما پرده آخر... روضه تموم شد سرمو که از زیر چادر بیرون اوردم نمیدونی چی دیدم!!! ۵_۶ تا بالش گنده ریخته بودن وسط خودشونم روی بالشت‌ها داشتن بازی می‌کردن😳 اشک به چشمم خشک شد،نمیدونستم بخندم! اخم کنم! خجالت بکشم!... 😅 [خیلی دلم میخواست از این صحنه بهت آور و خنده‌دار عکس بگیرم ولی همه داشتن نگاه میکردن روم نشد😅] خیلی خونسرد و با لبخند😁 چشم چرخوندم دور و ور ببینم اینا رو از کجا اوردن نفهمیدم! آخه دورتادور پشتی چیده بودن هیچ جا خالی‌ نبود. دست آخر از خانم کناریم پرسیدم گفت دور ستون بوده. اگه میخواستم خودم بالشتها رو سر جاشون بذارم دادشون درمیومد و نمیذاشتن. بهشون گفتم هر کی زودتر و بهتر بالشت‌ها رو سر جاش بذاره برنده است؛خوشحال و راضی همه رو گذاشتن سر جاش! البته نه اونجوری که باید. ولی قابل قبول بود. خودم مرتبشون کردم. @mamanjoon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی مراسم هر چند دقیقه یه بار محمد میومد دستاشو مینداخت دور گردنم و تند تند بوسم می‌کرد و میگفت مامان خیلی دوسِت دارم باز مینشست و دوباره میومد و آخرین بار دقیقا روضه رسید به اونجا که میگفت الهی هیچ خونه ای بی مادر نَمونه... 😭💔 @mamanjoona