eitaa logo
واگویه‌های مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
355 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
805 ویدیو
13 فایل
اینجام تا از مادرانه‌هام و لذت نابش بگم،دل به لطافتِ کودکانه‌ی فرزندانم بدم،همراهشون بزرگ بشم و از نشاط و انگیزه‌ای که از بودنشون میگیرم برات واگویه کنم.شاید تو هم علاقه‌مند شدی مظهر صفت خالقیت خداوند بشی. کپی ممنوع❌ فوروارد ✅ @meshkat_99
مشاهده در ایتا
دانلود
کلاس ششم که بود معلم‌شون ازشون خواسته بود از نماز خوندنشون عکس بگیرن و براش بفرستن؛ فکرشو بکن دختر باشی،تو سن نوجوونی با اون حساسیتهای ویژه و افکار عجیب که خیال می‌کنی همه‌ی عالم چشم شدن فقط تو رو ببینن، ریز جزئیات ظاهرت رو زیر نظر دارن ، انگار تمام آفاق و انفس نشستن تو رو رصد کنن...(یادش بخیر خودمونم همین بودیم تو اون سن و سال😅) چادرم باید اینجوری باشه ،سجاده‌ام اونجوری ، جانمازم فلان ، تسبیحم بهمان و...😬 برای خودم تلنگر خوبی بود؛ این قدر که نظر مخلوقات برات مهمه، نگاه و نظر آفریدگار هم برات اهمیت داره!!؟؟ اینقدر که جلوی دیگران حفظ ظاهر می‌کنی رعایت محظر دائمی پروردگار رو هم می‌کنی!!؟ پ.ن:همیشه یه جانماز مینداختم و حوصله سجاده پهن کردن نداشتم ولی از اون روز به بعد سعی کردم بدون سجاده نماز نخونم... : و خدایی که در این نزدیکیست... @mamanjoona
. یه دونه پسرِ ما از سرود "جشن فرشته‌ها" دقیقا باید همین تیکه‌اش بیفته سر زبونش:《خب آخه من یه دخترم》🤦‍♀😂 @mamanjoona
هیچ‌وقت راجع به آینده بچه‌هات جدی فکر کردی؟ مثلا اینکه قراره چه کارهایی انجام بدن؟چه سهمی تو پیشرفت کشور داشته باشن؟ آخر و عاقبتشون چی بشه؟ تا حالا به این فکر کردی جوری تربیتشون کنی که در آینده رئیس‌جمهور ، وزیر یا نماینده مجلس بشن. دانشمند بشن، یکی از کارگزاران دولت ظهور بشن. یه گوشه از کار امام زمانشونو بگیرن. عاقبت بخیر بشن.اصلا شهید باشن و شهید بشن؟ بهش فکر کن! نگاهت به زندگی و فرزندت تغییر می‌کنه ، خود به خود روش تربیتت متفاوت میشه ، حوصله و صبر و تحملت زیاد میشه،اصلا همه چیزت عوض میشه...! @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ورزش مورد علاقه جوجه‌رنگی ها پرتاب وزنه از هر نوعی میدونی بعد از اتمام شیطنت خودشون با مشارکت همدیگه سیب زمینی‌ها رو جمع کردن یا بگم؟😁 فرش کجاست؟🤔 برای پاره‌ای مسائل به حیاط منتقل شده😉 @mamanjoona
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی پیش میاد تو خودم باشم و بی‌حوصله مثلا خسته باشم یا سر یه مسئله‌ای مشغولیت ذهنی داشته باشم و فکرم درگیر باشه یا تو دوران ضعف اعصاب که خانم‌ها میدونن باشم 😅 هر چهارتاشون سریع متوجه میشن مثل همیشه نیستم و هر کدوم به روش خودش میخواد منو از اون حال درآره: نیایش اگه کاری تو خونه باشه انجام میده. حنیفا شیرین زبونی می‌کنه و قربون صدقه‌ام میره و میگه مامااان اصلا خونه یه جوریه وقتی تو ناراحتی😢 محمد بغلم می‌کنه؛ همون کاری که همیشه بعد از کار اشتباهش برای اینکه از دلم دربیاره انجام میده. حتی طهورا هم میفهمه و هی بوسم میکنه و یه ادای مخصوص همراه با یه صدای خاص درمیاره ؛ میدونه با این حرکتش خندم میگیره ... خلاصه نمیذارن تو اون حال بد بمونم سریع نجاتم میدن.😄 @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب سه سال پیش بود؛ صدای اذان مغرب تمام راهروها و بخش‌های بیمارستان و اتاق زایمان رو پر کرده بود ؛ اولین گریه پسرم محمد با طنین"اشهد انّ محمد رسول الله" در هم پیچید. و من برای سومین بار با چشمهای تار، از پسِ پرده‌ی اشکِ بی امان از شدت شوق و شکر ، تولد یک زندگی و دست و پا زدن نوزادی که ریشه و وجودش در من شکل گرفته بود ، می‌دیدم. چقدر ناتوانم در وصف هجوم یکباره احساسات به قلب و مغزم در لحظه‌ی ناب مادرشدن!... حس شکر و قدردانی از پروردگاری که چنین بی منت یکی از بهترین نعمتهاش رو به من ارزانی داشته. احساس آسودگی از تولد و سلامت فرزند دلبندم و دیدن و بوییدن و در آغوش کشیدنِ لطیف‌ترین مخلوق خداوند بعد از یک انتظار طولانی اما شیرین ... @mamanjoona
من هم ، چون رسول خدا مبعوث شدم ، برگزیده شدم برای انجام رسالتی مهم؛ برای انسان‌سازی، برای هدایت و تربیت، برای برداشتن ره‌توشه‌ی آخرت و ابدی شدن در این جهان فانی. آری من مادر شدم.. @mamanjoona
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا