دعواشون شده در حد...
محمد: الان میپیچونمت ،پیچ گوشتیت میکنم لهت میکنم الان چرخ خیاطیت میکنم الآن حنات میکنم چنگت میزنم آلماقهی (قابلمه)مسواک دندونیت میکنم😠
#کلاس_دومی : خیلی بدی بووووووووووووووق
_نخیرم من اَقبَم(قلبم) خوبم
نمیدونم بخندم یا سواشون کنم😂😂
فقط اون جوجه ته تغاری که بیخیال دراز کشیده نگاه میکنه😌🙃
مرزهای فحش جابه جا شد.
آلماقهی مسواک دندونی نمیدونم دقیقا یعنی چی ولی فحش خیلی رکیکیه🤪
#بازیگوشی
@mamanjoona
اگر خدای حسین (ع) بخواد یکی دو روز دیگه عازمیم #اربعین
حلال بفرمایید
@mamanjoona
.
میخوایم جوراب نوزادی بخریم با این متن ببریم اربعین هدیه بدیم.(به واجدان شرایط میدیم😅)
😊❤️
#جهاد_فرزندآوری
@mamanjoona
.
انواع چادرها از دانشجویی و لبنانی تا عربی و حسنا(قجری) رو تجربه کردم؛ برای من هیچ کدوم به راحتی همون چادرهای سنتی نبوده و نیست حتی با وجود بچه کوچیک بغلی و کیف ...(اینکه کیف رو زیر چادر استفاده میکنم هم بی تاثیر نیست😊)
شاید بقیه نظر دیگهای داشته باشن ولی برای من آزادی ، راحتی و میدان مانور و پوشیدگی چادر سنتی یه چیز دیگه است در مرحله بعد چادر حسنا(گرهای دور کمر)
اما اربعین چون کوله پشتی رو از روی چادر میندازی با چادر سنتی نمیشه
مدلای دیگه بهتره البته یه مقدار کشیدگی از بغل داره
چادر ملی به جهت آستین بلندتر برای کوله انداختن ایست بهتری داره ولی من از اول باهاش مشکل داشتم چون تنگه و بیشتر شبیه مانتوییه که روی سر کشیده میشه و از هدف چادر که پوشیدگی کامل و مشخص نبودن حجم بدن هست فاصله گرفته.
خلاصه که یه چادر اربعینی مخصوص خودم اختراع کردم 😅
دقیقا همون چادر سنتی هست به اضافه آستین
اصلا حتی یک سانت از حجم پارچه کم نکردم و از بغل دوخت نشده
یه زیپ جلوی چادر گذاشتم که تا زیر چونه کشیده میشه. جوری که اگه تو هوای گرم فقط یه تیشرت زیر چادر بپوشی اصلا معلوم نمیشه و از هر جهت کاملا پوشیده است و البته به خاطر آستین آزادی عمل داری😁
راستی برای پوشش مچ دست و بی نیازی از ساق دست یه بندینک هم سر آستین دوختم که میفته دور انگشت شست
#مامان_خودکفا
پ.ن: این چادر رو فقط تو مشایه #اربعین میپوشم نه جای دیگه اونم چون چارهای نیست
@mamanjoona
.
_پسرم برای چی شلوار و پیراهن بابا رو پوشیدی!!؟😂🥴
+تا زره باشه چون دارم میرم به جنگ بیدار کردن آبجی
سه تایی هماهنگ با جیغ و دادِ "بیدار شو بیدار شو" در گوشش آبجی بزرگه رو بیدار کردن
#بازیگوشی
@mamanjoona
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برا اولین بار رفته مغازه اسباب بازی فروشی 😂😍
#شیرینیهای_تموم_نشدنی
@mamanjoona
توصیه یکی از مامانجونا
من از نزدیک ندیدم تو نت جستجو کردم به نظر خوب میرسید.
#ارسالی_مامانجونا
@mamanjoona
واگویههای مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
اگر خدای حسین (ع) بخواد یکی دو روز دیگه عازمیم #اربعین حلال بفرمایید @mamanjoona
.
و اما داستان رفتنم...
با وجود علاقه و ارادت فراوان خدمت ابی عبدالله و سفر اربعین به خاطر بچهها، قصد که هیچ! حتی به ذهنم هم نمیرسید که بخوام برم.
خیلی دوست داشتم و دارم که خانوادگی با بچهها بریم ولی خب تا حالا که شرایطش فراهم نشده یعنی با منطق و محاسبات عقلانی پدرانه جور نبوده...
مامانم خیلی اصرار داشتن و روزی چند بار تماس میگرفتن که من امسال به جای ایشون برم و گفتن که بچهها رو نگه میدارن ولی قبول نکردم
(نمیخواستم باعث زحمت بشم و ایشون رو از سفر بندازم و هر بار بهشون میگفتم مطمئناً اَجر موندنم بیشتر از رفتنه)
از طرفی همسرم هم چون از علاقه و حسرت به دلیام بابت سالها جاماندگی خبر داشتن(ایشون و کل اعضای خانواده هر سال اربعین میرن و تنها جامانده منم) گفتن امسال شما برو من پیش بچهها هستم
از ایشون هم نمیپذیرفتم.
اگه بنا به رفتن یه نفر باشه خب یه اقا برن بهتره تا یه خانم مخصوصا با شرایط ما و وجود بچهها
ولی ایشون فداکارانه اصرار کردن و از جانب بچهها خاطر جمعی دادن و خودشون کارها رو پیگیری و بساط سفر رو آماده کردن
قرار شد هر کدوممون زودتر شرایط فراهم شد بره و برگرده بعد نفر بعدی بره
بچهها هم در این تصمیم نقش داشتن مخصوصا #نوجوانه که بهم اطمینان داد در نبودم حواسش به بچهها و خونه هست.
با بچهها صحبت کردم و از شرایطی که بدون من خواهند داشت گفتم ولی اونها بازم اصرار داشتن که برم
با هم برنامه ریزی کردیم قول و قرار گذاشتیم که تو این یه هفته چه کنن و چه نکنن در نهایت با رضایت و اصرار اونها بالاخره راضی به رفتن شدم.
خلاصه اگه همه سر و دست میشکنن واسه رفتن بنده با کلی ناز و اصرار دیگران و قول و وعده گرفتن ازشون راضی به رفتن شدم😅
قربون امام حسین(ع) برم که خودش همه چیزو درست کرد و شرایط رو فراهم🥺
همراه مامان و خواهر و برادرم میرم
دعا کنید بچهها اذیت نشن و ما هم با دست پر برگردیم.
#اربعین
@mamanjoona