14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برا اولین بار رفته مغازه اسباب بازی فروشی 😂😍
#شیرینیهای_تموم_نشدنی
@mamanjoona
توصیه یکی از مامانجونا
من از نزدیک ندیدم تو نت جستجو کردم به نظر خوب میرسید.
#ارسالی_مامانجونا
@mamanjoona
واگویههای مامان پنج فرشته🚩🏴🇵🇸🇮🇷
اگر خدای حسین (ع) بخواد یکی دو روز دیگه عازمیم #اربعین حلال بفرمایید @mamanjoona
.
و اما داستان رفتنم...
با وجود علاقه و ارادت فراوان خدمت ابی عبدالله و سفر اربعین به خاطر بچهها، قصد که هیچ! حتی به ذهنم هم نمیرسید که بخوام برم.
خیلی دوست داشتم و دارم که خانوادگی با بچهها بریم ولی خب تا حالا که شرایطش فراهم نشده یعنی با منطق و محاسبات عقلانی پدرانه جور نبوده...
مامانم خیلی اصرار داشتن و روزی چند بار تماس میگرفتن که من امسال به جای ایشون برم و گفتن که بچهها رو نگه میدارن ولی قبول نکردم
(نمیخواستم باعث زحمت بشم و ایشون رو از سفر بندازم و هر بار بهشون میگفتم مطمئناً اَجر موندنم بیشتر از رفتنه)
از طرفی همسرم هم چون از علاقه و حسرت به دلیام بابت سالها جاماندگی خبر داشتن(ایشون و کل اعضای خانواده هر سال اربعین میرن و تنها جامانده منم) گفتن امسال شما برو من پیش بچهها هستم
از ایشون هم نمیپذیرفتم.
اگه بنا به رفتن یه نفر باشه خب یه اقا برن بهتره تا یه خانم مخصوصا با شرایط ما و وجود بچهها
ولی ایشون فداکارانه اصرار کردن و از جانب بچهها خاطر جمعی دادن و خودشون کارها رو پیگیری و بساط سفر رو آماده کردن
قرار شد هر کدوممون زودتر شرایط فراهم شد بره و برگرده بعد نفر بعدی بره
بچهها هم در این تصمیم نقش داشتن مخصوصا #نوجوانه که بهم اطمینان داد در نبودم حواسش به بچهها و خونه هست.
با بچهها صحبت کردم و از شرایطی که بدون من خواهند داشت گفتم ولی اونها بازم اصرار داشتن که برم
با هم برنامه ریزی کردیم قول و قرار گذاشتیم که تو این یه هفته چه کنن و چه نکنن در نهایت با رضایت و اصرار اونها بالاخره راضی به رفتن شدم.
خلاصه اگه همه سر و دست میشکنن واسه رفتن بنده با کلی ناز و اصرار دیگران و قول و وعده گرفتن ازشون راضی به رفتن شدم😅
قربون امام حسین(ع) برم که خودش همه چیزو درست کرد و شرایط رو فراهم🥺
همراه مامان و خواهر و برادرم میرم
دعا کنید بچهها اذیت نشن و ما هم با دست پر برگردیم.
#اربعین
@mamanjoona
یکی از کارایی که قبل از رفتن کردم اینکه چند نوع خورشت درست کردم و گذاشتم فریزر
#نوجوانه آشپزی بلده ولی تا حالا مسئولیت چند روز و چند وعده پشت سر هم به عهدهاش نبوده و خب کلاسای تابستونیش هم هست
ممکنه هر روز وقت نداشته باشه
برای شام و ناهار با هم برنامه ریزی کردیم که هر روز چی بپزه
قرار شد روزایی که خونه هست یه چی پلو(سبزی پلو ، عدس پلو ، لوبیا پلو و...) درست کنه و روزای دیگه که کلاس داره قبل از رفتن خورشت رو از فریزر بیرون بیاره و وقتی برگشت فقط برنج آبکش کنه تا وقتی برنج آماده بشه خورشت هم گرم میشه.
سفارش کردم کمتر برای دیگران مزاحمت ایجاد کنن مثلا به بهانه نبود مامان هی نرن خونه مادربزرگ و عموها(یکی از قول و قرارایی که با هم گذاشتیم)
بالاخره چند تا بچه با هم برای سایرین اذیت کننده است و نمیخوام رفتنم برای کسی دردسر بشه
@mamanjoona
برای همسر و هر کدوم از بچهها جداگونه (حتی دو تا وروجکهای کوچولو که سواد ندارن) نامه نوشتم و گذاشتم جایی تا بعد از رفتنم بخونن
تاثیر حرفام تو نامه اونم در نبود خودم صد برابر بیشتر از صحبت حضوریه مخصوصا اگه همراه با چاشنی عاطفه ، احساساتیشون کنی
اینم از ترفندهای مادرانه😁😉🤫
@mamanjoona
وقت مسافرت یا مهمونی یا خونه تکونی و خرید لیست وسایلی که باید بردارم یا بخرم و یا کارایی که قراره انجام بدم مینویسم
اینجوری ذهنم منظم میشه و سردرگم نمیشم چیزی یادم نمیره و با آرامش یکی یکی به کارام رسیدگی میکنم
#تجربه
@mamanjoona