-مأمن🇮🇷۷۹-
خب از پلاژ که برگشتیم یه دورهمی داشتیم مسابقه برگزار کردن و پانتومیم بازی کردیم کلی حال میکردیم کلا
بعدش شام دادن خوردیم 😁
بعدش هم قضیه گرفتن گوشی ها شروع شد...
البته من قایمش کردم بهشون ندادم ولی نمیتونستم استفاده کنم🥲😂
-مأمن🇮🇷۷۹-
بعدش شام دادن خوردیم 😁 بعدش هم قضیه گرفتن گوشی ها شروع شد... البته من قایمش کردم بهشون ندادم ولی نم
گوشی اول کار ممنوع نبود بچه ها کاری کردن که ممنوع بشه
بعدش اینکه زود بخوابیم بهونه کردن برای گرفتن گوشی 🤣
ولی ما تا صبح بیدار بودیم
دور هم مسخره بازی میکردیم و حرف میزدیم
-مأمن🇮🇷۷۹-
بعدش اینکه زود بخوابیم بهونه کردن برای گرفتن گوشی 🤣 ولی ما تا صبح بیدار بودیم دور هم مسخره بازی میک
البته وسطاش دلم بدجور بی دلیل گرفت رفتم بیرون نشستم زیر کتابخونه گریه کردم😕
خیلیم بی دلیل نبود به خواهر هایی که باهم اومده بودن حسودیم میشد😭
رفتم تو اتاق معلوم بود گریه کردم برای همین به بچه ها نگاه نمیکردم اومدم پتوم در بیارم بخوابم که یکی از بچه ها اومد بغلم کرد بغضم ترکید😕
جلو همه گریه ام گرفت🥲🚶♀
-مأمن🇮🇷۷۹-
البته وسطاش دلم بدجور بی دلیل گرفت رفتم بیرون نشستم زیر کتابخونه گریه کردم😕 خیلیم بی دلیل نبود به خو
دیگه بعدش تا نماز صبح نشستیم بعد نماز خاموشی زدن ما بخوابیم خیلیا خواب رفتن ولی من خوابم نمیبرد رفتم تو نمازخونه نشستم با دوتا از بچه ها اینقدر حرف زدیم که بلخره ساعت ۸:۳۰،۹ وسط حرف زدن بیهوش شدیم
اون شب خواهر دوستم گیر آورده بودم بهش میگفتم خوشبحالت خواهر داری...
من تا حالا خواهر نداشتم و خواهر داشتن تجربه نکردم ولی هرکس میبینم خواهر داره حسودیم میشه
شاید با بعضی از دوستام خیلی صمیمی باشم و بهم بگیم آبجی ولی واقعا هیچی جای خواهر واقعی نمیگیره 😕🚶♀💔
-مأمن🇮🇷۷۹-
اون شب خواهر دوستم گیر آورده بودم بهش میگفتم خوشبحالت خواهر داری... من تا حالا خواهر نداشتم و خواهر
دقیقا
اون خواهر واقعیه
خیلی واقعیه
میگیرن دیگه
-مأمن🇮🇷۷۹-
آقای امیر حسین زارع حقت طلاست استاد اخلاق✨ مبارکت باشه جوون مرد🍬🎀
واقعا کینگ زارع :( 👑