مَأمول
'با حالِ مناسب!'
اونایی که اربعین رفتن میدونن
واقعا گرمه، واقعا توانایی ایستادن زیر آفتاب نیست
باید فقط بری
راه بری
راه به راه آب بخوری!
زیر سایه و زیر آفتابش هم فرقی نداره
داغه...
آدم سالم باشی باید راه به راه آب بخوری
حالا اگر حروریة المزاج باشی و زود به زود تشنت بشه که...
میگن آقای ما حروریة المزاج بوده
کاری ندارم که خودش رو بالای سر هر پیکری میرسوند
و چه مسافتی رو میرفتن و برمیگشتن تو اون گرما!
تو اون تشنگی...
اربعین که رفتم
با خودم گفتم
خب این خاک و ریگ و رمل داغ
که نمیتونم یک ثانیه روش بدون کفش بایستم
چطور یک نفر با زخم
با زخمِ باز و بزرگِ نیزه
روی این خاک دراز کشیده؟
از نظر پزشکی
زخم و خون ریزی وقتی آب نخوری
دردناک تره
چون خونت غلیظ میشه
و خروجش سخته
یعنی حتی خون ریزی راحتی نداری
انسان وقتی خیلی عطش داشته باشه
همه جارو شکل دود و تاریک میبینه...
این خودش یک روضه جداست
و زخمی که مهر و موم بشه روی ریگ آتشین کربلاء!
یک روضه دیگه
و خواهری که دیر برسه و بوسه از رگهایِ گردنِ برادر بگیره
یک روضه دیگه...
بمیریم واست حُسین
بمیریم که نفهمیدیم چی کشیدی...
نفهمیدیم و گناه کردیم...
نفهمیدیم و حیا نکردیم...
حیا از چشمایِ غمگینت...
ببخش.
تمام شهدای کربلا حسرت دارن
ولی من خودم بیشتر از همه
حسرت اون شهید گمنامی رو میخورم
که سپر بلاتون شد و موقع نماز خوندنتون تیر خورد
هیچ انسانی در دنیا قد اون خوشحال نبوده، نیست و نخواهد بود
اینکه آخرین لحظهی زندگیت
ببینی امام زمانت بعد از سجده
نشسته
پلک میزنه
نفس میکشه
لبهای خشکش تکون میخوره و ذکر میگه
پیشونیش هنوز سنگ نخورده...
نیزه نخورده
لگد به پهلوش نخورده
آخرت خوشبختیه...
خدایا قسمت کن.