هدایت شده از 《About me》
یه حالی مث اینکه خرمالویی که گاز زدم نرسیده بوده...
انگار تخمه ای که شکوندم گم شده...
انگار ناخنم کشیده به دیوار،یا چنگالم کف بشقاب...
انگار تو امتحان فقط از اون ۱۰ صفحه ای که نخوندم سوال اومده...
انگار وسط جمع بغض کردم و نمیتونم گریه کنم...
انگار چیزیو با ذوق تعریف کردم و مسخره شدم...
انگار گوشه ترک خورده ناخنم گرفته به روسری ای که واسه اولین بار میخواستم سر کنم...
همینقدر کوچک اما آشفته