قورباغهسبزقشنگ؛ 🐸🌱
𝟸𝟶𝟶 تایی شدنت مبارک. ؛]
از طرف: @manabook
تقدیم به: @the_frog00
"خونه"
چالش نوشتن 30 روز روز اول: شخصیت خود را توصیف کنید روز دوم: چیزهایی که شما را خوشحال می کند. روز
روز ¹⁴
سبک خود را توصیف کنید.
تا حدودی لایت آکادمیا.
استایلم که لباسای روشن و ساده میپوشم اکثرا، لباسای قهوهای و نسکافهای هم دوست دارم.
کتابم که خیلی میخونم، نقاشیم میکشم و آفتابگردونم دوست دارم.
نمیدونم به بقیه چه وایبی بدم و سبکم چطور بهنظر بیاد...
"خونه"
چالش نوشتن 30 روز روز اول: شخصیت خود را توصیف کنید روز دوم: چیزهایی که شما را خوشحال می کند. روز
روز ¹⁵
اگر میتوانستید فرار کنید، کجا میرفتید؟
با فرض داشتن پول جواب میدم.
خبببب راستش نمیدونم خیلی جاها دوست دارم برمممم.
ولی احتمالا میرم یه دشت پر آفتابگردون، کنار جنگل و رودخونه، اجاره میکنم، یه گربه میزنم زیر بغلم، توی یه کلبه چوبی، خودم با چوب یه کتابخونه واسش درست میکنم، کلی کتاب میخرم میزارم توش، از راه فروش کیک و شیرینی و نقاشیام پول در میارم...
"خونه"
روز ¹⁵ اگر میتوانستید فرار کنید، کجا میرفتید؟ با فرض داشتن پول جواب میدم. خبببب راستش نمیدونم خی
خب، از همهتون میخوام همین سوال رو توی ناشناس جواب بدید، جواباتون رو توی چنل ناشناس(لینک توی بیوعه) میزارم.
«تریس؟» پن خیره نگاهش کرد. «منظورش چیه که ٬آخرش فرقی نمیکنه٬؟»
«اوه.» سنگچشم از چهرهای به چهرهی دیگر نگاه کرد. «چه جالب. بهش نگفتی، نه؟»
#آواز_فاخته🖤
سباستینی که در زمستانی ابدی گیر افتاده بود. بین زندگی و مرگ متوقف شده بود. وقتی ناتریس به این فکر کرد، دوباره یاد آن دانهی برفی افتاد که جلوی پاهای وایولت فرود آمدهبود و یخی که روی قسمت داخلی پنجرههای اتاقش نشسته بود. برف و یخ. آیا وایولت بهنحوی در این تصویر عجیبوغریب جایی داشت؟ و اگر داشت، کجا؟
#آواز_فاخته🖤