داروخانه معنوی
#احسن_القصص ☘آیت الله حکمت نیا (۵): 💥یکی از خانمهای طلبه و اهل فضل که فرزندشان به دعای آن مرحوم شفا
#احسن_القصص
☘مرحوم آیت الله حکمت نیا(۶):
💥دختر ایشان ماجرای شفای مریضی خود را چنین نقل کرده اند:
شب جمعه بود و طبق معمول پدر مجلس داشتند. من حالم خوب نبود، نماز خواندم و خوابیدم. گویا پدر همان روز عصر متوجه کسالت من شده و بلافاصله دکتر می آورند.
🔅دکتر معاینه می کند و می گوید: دیفتری سخت گرفته، دیگر دارو هم فایده ندارد، لحظه های آخرش را می گذراند!
🔅دکتر از نوشتن دارو امتناع می کند و می گوید: فایده ای ندارد. پدر استخاره می کند، استفاده از دارو خوب می آید. از دکتر می خواهند که دارو بنویسد.
🔅دکتر می گوید: حالا هیچ داروخانه ای باز نیست، تشریف بیاورید با هم برویم، تا من داروخانه را باز کنم و دارو بدهم.
🔅با هم به راه می افتند، در حالی که حتی یک ریال پول در جیب پدرم نبود، آن روزها دست پدر بسیار خالی بود. به سر کوچه که می رسند، سیدی خوش اندام، پاکتی را بدست پدر می دهد و می گوید: این متعلق به شماست! پدر که در گرفتن پول خیلی احتیاط می کردند، سوال می کنند: از چه بابتی است؟ می گوید: مگر شما آیت الله حکمت نیا نیستید؟ به من گفته اند این پول را به شما برسانم! پدر آن را می گیرند و با دکتر به راه می افتند.
ادامه دارد.
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌این زن انگلیسی سنی بود ...اما شیعه شد‼️
🔴میگه به من گفته بودن حضرت فاطمه بخاطر غم پدرش فوت کرد...
🔺️اما وقتی فهمیدم عده ای به خانه این بانو حمله کردن و استخوانهایش را شکستن ...
🔻حالم از خودم به هم خورد
برای اینکه به من دروغ گفته بودن ..
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#دعا_برای_پایبند_کردن_زن_و_شوهر_به_زندگی
#وفاداری
#محبت
برای پایبندکردن زن وشوهربه زندگی دعای زیر را با مشک و زعفران نوشته در منزل آنان زیر یک شیء سنگین بگذار. انشاء الله مفید است:
اللّهمّ حَرَّستُ و وَقیتُ و رَبطتُ فلانه بنت فلان حتی لا تخرج من مکانهااِنّه عَلی رَجعِهِ لَقادِر فمالهُ من قُوّةٍ و لا ناصر جئنا بکم لفیفاً وَ قِفوهم انَّهم مسئولون فلانه بنت فلان حتّی لا تخرج من بیتها و صلی الله علی محمد و علی آله و صاحبه و سلّم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت سوم): #امام_زمان ﷻ 💥پس از آنکه از کشتی پیاده شدند مقداری از راه هم با قط
#احسن_القصص
#تشرفات (قسمت چهارم):
#امام_زمان ﷻ
💥خم شد و پولها را از زمین برداشت و دو دستی در مقابل آقا گرفت و گفت: بفرمایید، اما هیچ کس آنجا نبود! کربلایی جلیل دوان دوان در پی آقا می گشت و صدا می کرد: این آقایی که جواز کربلا می فروخت کجا رفت؟ شخصی به کربلایی گفت: از شما بعید است که ما را مسخره کنی! مگر کسی اینجا جواز می فروشد؟ جواز که خرید و فروشی نیست، گرفتن تذکره دهها شرط سخت دارد و باید در ادارات دولتی تهیه شود. چه کسی این جوازها را به شما داده که دنبالش می گردید؟
✨💫✨
سایر همراهان دور کربلایی را می گیرند و می گویند این جوازها را از کجا آوردی؟ او جریان را تعریف می کند و وقتی جوازها را به آن مادر و پسرش نشان می دهد با کمال تعجب می بینند که اسم آن دو نفر در آن دو جواز نوشته شده، در حالی که کربلایی هم اسم آنها را نمی دانسته است! اینجا بود که همه متوجه شدند که این عنایتی از طرف حضرت صاحب العصر و الزمان بوده و کربلایی جلیل توفیق ملاقات آن حضرت را پیدا کرده ولی ایشان را نشناخته است.
📗ملاقات با امام زمان در عصر حاضر ص۱۰۶
🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا امیرالمؤمنین 🥀
روضه خوانی رهبر معظم...
#طوفان_الاقصی
#امام_زمان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
#سلام_امام_زمانم 💚
﴿سـَــــلٰام مَحـبوبَم۔۔۔❀﴾
دیــدَنرو؎تــــُـو۔۔
چـِشـــمدیگر؎مےخٰواهَد!!!
مَنظـرحُسـنتــُـــو۔۔
صٰاحـبنَظر؎مےخوٰاهد!!!
بٰایـدأزهـردو² "جَـھـٰانِ "۔۔۔
بےخَبــَرشگـردٰاننـد!!!
هرڪِہ أزڪو؎ِوصٰالت۔۔۔
خَبر؎مےخٰواهد!!!
#امام_زمان ﷻ
#فاطمیه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2