#سلام_امام_زمانم 🌸
وَقتےپَنجـــــره؎ قَلبــᰔـــم رٰا ،
رو بِہ شمآ مےگشٰایَم،
« صُبـــــحَم بہ خِیـــــر مےشَود..✿».
رٰازقےهـــــآ رو؎ طٰاقـــــچِہ أنـــــدیشہ أم،
گُل مےدَهَنـــــد و⇩⇩⇩
↶کوچِہ بــٰـــاغ روحَم پُر أز هیآهو؎ مُرغ ؏ـــشق هـــــآ مےشَود ...↷
_﴿شُکرخُـــــدٰا کِہ شُمآ را دٰارم۔۔𔘓﴾
#امام_زمان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#خانواده_آسمانی ۵۲ #استاد_شجاعی آیتالله_دارستانی #استاد_فرحزاد ✿ روند تولد سالم انسان به حیات اب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Ostad_Shojae4_5785067488806964219.mp3
زمان:
حجم:
13.4M
#خانواده_آسمانی ۵۳
#استاد_شجاعی
💫 مسیر *من* تا *خدا* ، را پیاده نمیشود رفت !
نیاز به وسیله دارد ... این را قرآن میگوید؛ وابتغوا إلیه الوسیله!
✧ مسیر *من* تا *خدا* را فقط کسانی میتوانند شروع کنند و تا به آخر برسند که ؛ بزرگتر داشته باشند. اینجا بیریشهها و بیاصل و نسبها راه ندارند!
بیریشهها یعنی چه کسانی؟
بزرگتر داشتن یعنی چه؟
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
امروز شنبه جزء خوانی قرآن کریم داریم
هدیه به آقا جانمون حضرت مهدی عجل اله برای سلامتی و ظهور و فرجشون ان شاءالله
مهلت خواندن جزء ها تا پایان هفته است
هر کس تمایل به شرکت در ختم قرآن را داره وارد لینک زیر بشه و اسم و فامیلش را بنویسه
https://eitaa.com/joinchat/170918372C42e49e2bdb
#زیاد_شدن_محصول
#محصول
#کشاورزی
قدری ریگ(سنگ) از قعر جوی برگیرد در نیمروز و
این آیات را بر آن با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند پس آن ریگ ها را در بستان یا در چاه ریزد از کثرث آب آن بستان و کاریز مسرور گردد و انواع برکات به ظهور آید
آیات 《48 و 49》 سوره فرقان :
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا
📚 خواص آیات قرآن کریم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت سوم): #امام_زمان 💥من که در این جریانات در مرحله دوم خیلی دیرباورم، با خود
#احسن_القصص
#تشرفات (قسمت چهارم):
#امام_زمان
هنوز ده قدمی در آن خیابان نرفته بودیم که دیدیم جمعی حدود ده نفر جوان، اطراف مرد با شخصیتی را که لباس عربی در بر داشت گرفته بودند و سخنان او را گوش می دادند و خوب روشن بود که تازه از خانه ای خارج شده اند و می خواهند به جایی بروند و آهسته آهسته به طرف ما می آمدند. وقتی به ما رسیدند، آن مرد بزرگوار و با شخصیت نگاهی به ما کرد و گفت: سلام علیکم. ما جواب دادیم.
✨💫✨
ولی این سلام و آن نگاه بقدری دلربا و جذاب بود که ما را مبهوت کرده بود. من به فکر افتادم که ببینم آنها از کجا بیرون آمده اند. وقتی به پشت سر نگاه کردم دیدم چراغ خانه ای روشن است و کاملا مشخص است که آنها از این منزل بیرون آمده اند. درِ منزل چوبی بود و به جای شیشه روی در میلگردهایی به فاصله سه انگشت جدا از هم نصب شده بود.
✨💫✨
خانه کاملا قدیمی و بدون تشریفات ظاهری بود. داخل منزل پشت در چراغی روشن بود و شخصی که ظاهرا خادم آن خانه بود، زیر آن چراغ ایستاده بود. بالای در خانه تابلویی نصب بود. روی این تابلو با خط طلایی برجسته ای نوشته بود: " منزل المهدی الغوث" البته ترتیب نوشته به این نحوه بود که کلمه "منزل" بالای تابلو قرار گرفته و در سطر دوم کلمات "المهدی_ الغوث" قرار داشت. وقتی این را دیدیم یقین کردیم که...
○ادامه دارد.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2