داروخانه معنوی
⏪ بررسی و تحلیل اتفاقات روز #ایران و #دنیا 🎙 سخنران استاد رائفیپور 🗓 ۲۱ بهمنماه ۱۴۰۴ - تهرا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ماجرای بعلOstad Raefipour_Majeray ba'al_Tehran_48kb.mp3
زمان:
حجم:
39.6M
🎙 #سخنرانی استاد #رائفی_پور
⏪ «کالبدشکافی کابالیسم و ابعاد ماجرای بت بعل»
🗓 ۲۳ بهمنماه ۱۴۰۴ - تهران
🎧 کیفیت 48kbps
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
امروز ویسها زیاد شد ولی این ویس خیلی خیلی مهمه حتما گوش بدید
سعی کنید اگر نوجوان در خانه دارید باهم گوش کنید👇👇👇
جهاد_تبيين_-_محسن_عمادي.mp3
زمان:
حجم:
23.3M
📌 پیشنهاد میکنم
این صوت جدید رو گوش بدید ،
خیلی خیلی مهمه ،
دلیل برخی پیش گویی های علما رو توضیح میده ،
همراه با خبرهای شگفت انگیز از آینده ای نزدیک ، ، ،
راوی ( آقای عمادی ) مدیر انتشارات شهید ابراهیم هادی است.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀سید روح الله خمینی(۸) سیر تالیفی امام از مسائل عقلی آغاز گردیده و در زمینه اخلاقیات،
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀سید روح الله خمینی(۸) سیر تالیفی امام از مسائل عقلی آغاز گردیده و در زمینه اخلاقیات،
#احسن_القصص
🍀سید روح الله خمینی(۹)
در ۱۵ اردیبهشتماه ۱۳۲۳ و در اوضاع آشفته و فضای آزادی نسبی پس از رضا پهلوی، امام در پیامی به ملت، از قیام برای خدا صحبت کردهاند و آن را تنها راه اصلاح دو جهان نامیدهاند. در همین سال در پاسخ به شبهات کتاب اسرار هزارساله، به رضاخان هم تاختند و در آن ایده حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساختند.
در دوران مرجعیت آیتالله بروجردی امام از طرف ایشان عضو هیات مصلحین بودند که ماموریت اصلاح حوزه را داشت و باعث تحولاتی در حوزه شدند. در مسائل گوناگون مورد مشورت آیتالله بودند، مخصوصا مسائل مربوط به حکومت. یک بار در ۱۳۲۹ از طرف آیتالله بروجردی برای جلوگیری از اعدام عدهای به دیدار شاه رفتند.
ادامه دارد...
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
حکمت ۲۲۱ 🔴آینده دردناک ستمکاران(اخلاقی،سیاسی) 🎇🎇#حکمت۲۲۱ 🎇🎇🎇 ✨وَ قَالَ ( عليه السلام ) : بِئْسَ
حکمت ۲۲۲
🔸بی توجهی به بدی بدکاران(اخلاقی،اجتماعی)
🎇🎇#حکمت۲۲۲ 🎇🎇🎇
✨وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ
✅و درود خدا بر او فرمود: خود را به بي خبري نماياندن از بهترين كارهاي بزرگواران است.
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
تـــوصیّـــہ #امام_رضـــا علیهالسلام
در روزهـــای آخـــر #مـــاه_شعبـــان
بـــرای آمـــادگے #مـــاه_رمضان:
نگـــذار بـــر ذمّـــہ تـــو أمـــانـــتے بـــاشـــد،
◇◇مگـــر ايـــنکہ
آن را أدا کـــنے و
در قـــلـــب خـــود کـــينهای أز
مـــؤمنيـــن نگـــہ مـــدار،
◇◇ مگـــر ايـــنکہ
آن را أز دل بيـــرون بـــرانـــے.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۵۴ ☔️ دروغ بود تا مسجد پیاده اومدم ... پام سمت خونه نمی رف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️
☔️قسمت ۵۵
☔️تو خدایی؟
یک هفته تمام حالم خراب بود ...
جواب تماس هیچ کس حتی حاجی رو ندادم ...
موضوع دیگه آدم ها نبودن ...
👈من بودم و خدا ...👉
.
.
اون روز نماز ظهر، دوباره ساعتم زنگ زد ...
ساعت مچیم رو تنظیم کرده بودم تا زمان نماز ظهر رو از دست ندم ...
نماز مغرب مسجد بودم اما ظهر، سر کار و مشغول ...
هشدارش رو خاموش کردم و به کارم ادامه دادم ...
نمی دونستم با خودم قهرم یا خدا ...
همین طور که سرم توی موتور ماشین بود، اشک مثل سیلاب از چشمم پایین می اومد ...
.
.
بعد از ظهر شد ...
به دلم افتاد بهتره برم برای آخرین بار، یه بار دیگه حسنا رو از دور ببینم ...
تصمیم گرفته بودم همه چیز رو رها کنم و برای همیشه از «باتون روژ» برم ... .
از دور ایستاده بودم و منتظر ...
خونه اونها رو زیر نظر داشتم که حاجی به خونه شون نزدیک شد ...
زنگ در رو زد ... پدر حسنا اومد دم در ... .
.
شروع کردن به حرف زدن ...
از حالت شون مشخص بود یه حرف عادی نیست ...
بیشتر شبیه دعوا بود ...
نگران شدم پدر حسنا توی گوش حاجی هم بزنه ...
رفتم نزدیک تر تا مراقبش باشم ... که صدای حرف هاشون رو شنیدم ...
حاجی سرش داد زد
_از خدا شرم نمی کنی؟ ... .
ادامه دارد...
📚 نویسنده_شهید_مدافع_حرم_طاها_ایمانی
#کپی_فقط_با_ذکر_نام_نویسنده
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2