بیا چشماتو ببوسم اونشکلی از دور خیره نمون بهم!
غمات برام با ارزش تر از چیزیه که فکرشو کنی؛
ساعتها با خود می اندیشیدم که او را چگونه توصیف کنم؟
با چه لحنی.. با چه کلمه ای اصلا آیا کلمه ای وجود دارد که بتواند مهر او را وصف کند؟
نه.. هیچ کلمه ای در وصف مهر او وجود ندارد!
او ورژن عاقل تر از من است!
اخلاقیات و روحیات اورا به درون خود گرفته ام و اوی کوچک تر و جوان تر را تشکیل داده ام!
او هستیه من است! دنیای من! تمام امید و بند آخر من به این زندگی!
شکستگی هایم را درمان میکرد و غم هایم را به دوش میکشید..
افسردگی هایم را به شادی تبدیل میکرد و سعی میکرد ورژن جوان ترش را سرپا نگه دارد..
بوی غذاهایش مرا به این زندگی وصل میکرد و آغوشش..
آغوشش اولین و آخرین پناه من است!
بمان کنارم.. که نباشی اتصال من به این دنیا قطع خواهد شد..
عزیز جانم!
مادر من!
ورژن عاقل تر از من! تولدت مبارک(:
″نوشته های من″