هدایت شده از آندیا!
به یادِ بچه های اکتیو.مهسا.ادمینِگوشهدل
دلبرکه جان فرسود از او.خاطرات خیس.شاید کمی آرامش.منِ احمق.ترقوه.آرام جای.and me.سلنوفیل.تلخ وشیرین.تبسم.میگ میگ.گوشه دل
و بقیه ی بچه ها و ...
از وقتی
دوست داشتنت
در رگ هایم جریان گرفت
جور دیگر زندهام
انگار ماهی های سرخ
از زیر پوستم
راه دریا را پیدا کردهاند......
افسانه «هاناهاکی» اینطوریه که شخصِ عاشق ، توی ریه هاش "گل" شروع به روییدن می کنه و این آدم هرچقدر بیشتر عاشق می شه، رشد گلها بیشتر می شن و خون و گل بالا میاره. درمان این مریضی، یکی اینه که معشوق بفهمه و متوجه بشه که اونم حسی داره و این توجه باعث می شه که هاناهاکی از بین بره. اتقاق دوم اینه که اون آدم هیچ وقت بهت توجه نمی کنه و اونقدر این گل ها رشد می کنن که توی خون و گل غرق می شی و میمیری. اما یه روش سومی هم هست. جراحی؛ اما تاوان جراحی خیلی سنگین می تونه باشه. با جراحی کردن و برداشتن گلها تمامی خاطرات و عشقت رو فراموش می کنی. اما احتمال اینکه دیگه هیچ وقت نتونی مزهی عشق رو بچشی بسیار زیاده. البته روایت شده که کسایی که مریضی هاناهاکی رو دارن ترجیح می دن که مرگ رو انتخاب کنن تا اینکه خاطرات و احساسی که نسبت به معشوقشون دارن رو از دست بدن..!
فکر کردن درمورد آینده و سخت تلاش کردن، تمام چیزیه که اهمیت داره. ولی خودت رو با ارزش بدون. چون دلگرمیِ تو و خوشحال نگه داشتنت مهم تره.
—کیم سوکجین.
نظری،انتقادی،تهدیدی،مطالبهای چیزی داشتید -مَنِاَحمَق- همیشه هست:)🧡🗿
https://harfeto.timefriend.net/16577142134977
اتفاقا احساس غرور میکنم که باهرکسی دوست نشدم و هرجایی نرفتم، هرکاری نکردم که فقط تنها نباشم؛
اتفاقا احساس غرور میکنم که باهرکسی گرم نگرفتم و الکی خوش اخلاقی نکردم، چون اسمم فقط همون لحظه خوب باشه.
اتفاقا احساس غرور می کنم که همیشه خودم بودم و سعی نکردم ادای کسی رو در بیارم.
بزار به چشم آدم ها بد اخلاق و منزوی باشم؛ همین که خودم بدونم کجا بودم و برای چیزای که امروز به دست آوردم چقدر تلاش کردم و با بقیه متفاوت بودم واسم کافیه.
هدایت شده از -ᴹᴬᴳᴴᴹᴼᴹ-
میروێ ٺنھا براێ من بماند این دو چیز
خاطࢪاٺ بودنت همراھ صد فریاد و آھ....
”عجیب نیست زندگی؟ هیچ خبری از آدمایی که پارسال این موقع تو زندگیم بودن ندارم. هیچ تصوری نسبت به حضور آدمایی که الان تو زندگیم هستن نداشتم! رویای پارسالم امسال واسم کمه. غم الأنم سال دیگه همین موقع واسم خنده داره. زخم از آدمایی خوردم که فکرشم نمیکردم زخم بزنن. مهر از آدمایی دیدم که حدس نمیزدم انقدر قلبشون کنارم باشه. عجیب نیست زندگی!؟ آدما میان و میرن لحظه ها میگذرن. حالت خوب میشه، حالت بد میشه، به همهی اینا میگن گذر عمر.. مثل یه بازیه که مرحلهی جدید داره. بازی کن زندگی رو. تهش برد و باخت نداره؛ مهم اینه که چطوری بازی کردی! مهم اینه که چطور از هر مرحله عبور کردی!“
-هانی