حافظه ی آدم، در ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان اجازه بگیرند. در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن، ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند، تا پای گور هم...
بعد از پایان،فريبا وفی
وسط بحث توی حساس ترین جای ممکن داری برا دوستت ی چیزیو با ذوق تعریف میکنی وقتی میفرستی میفهمی ی جوری کیبوردت همه چی رو اشتباه تایپ کرده که اصن منظور قابل فهم نیست و کلا اعصابت خورد میشه و تمام حست میپره برا ادامه بحث.(البته که خیلی وقتا هم آبرو حیثیت آدم رو میبره..)
حالت که خوب نباشه
هوا هم ابری و گرفته میشه ،
آهنگ های همسایه غمگین میشه ،
اکسپلور پر از صحنه های مرگِ تمامی
شخصیت های محبوب سریال ها میشه ،
پادکست های علیرضا آذر مدام پلی میشه ،
نویسنده معروفی که دوسش داری
با نوشته ای غمگین از همه صفحات
مجازی خداحافظی میکنه ،
سیم رابط شارژرت خراب میشه ،
گوشیت مدام خاموش روشن میکنه ،
استادت میزان عقده ای بودنش رو
به رخت میکشه ،
جزوه مباحث امتحانت رو گم میکنی
و در آخر هم از گریه های مداوم و
جنگ اعصاب با خودت سردرد
سراغت میاد .
آره عزیزم ، حالت که بد باشه
حتی ثانیه شمار ساعت هم به
شکل بدی جا به جا میشه .
زینب اصلاحی 👤*
چون یاد ز یار دلکشم میآید
سوزی به دل پرآتشم میآید
میخندم و خندهام نمیآید خوش
میگریم و از گریه خوشم میآید
مجد همگر
و فیلم سرزمین فرشته ها تک تک ثانیه هاش پر بود از خدایا شکر هایی که توی دلم میگفتم واقعا هیچ انسانی نمیتونه ی دقیقه هم با اون شرایط زنده بمونه.اون وضعی که هر ثانیه چندین هزار بمب آوار میشه روی سرت🙂 ولی ی جا خیلی فیلم بهم نهیب زد اینکه ما باید زنده بمونیم هرکدوم از ما رویاهای خودشو داره،و چقدر ما توی آسایش قدر این لحظه هامون نمیدونیم اونوقت اونا هر ثانیه براشون پر از امید و آروزعه که ثانیه بعد بلکه جنگ تموم شده باشه...
طرف بعد ی هفته میاد جواب پیامتو میده انگار نه انگار بعد توقع داره خیلی عادی رفتار کنی تو ذوق منو ک هیچ هر چی انگیزه واسه رفاقت با تو داشتم از دست دادم.
منِ تو:)
.
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگ بودی اینو برات میفرستادم و دوباره بهت میگفتم که Seni seviyorum:)