ما با رفیقامون اینطوریم که تو ی لحظه فحش میدیم باهم بحث میکنیم و مسخره بازی و قهر میکنیم در ثانیه بعد داریم قربون صدقه هم میریم.
دوست داشتنت نردبانی بود به سوی
آسمان هفتم؛ دستت را گرفتم،
به روی آن رفتم تا با تو، به خدا برسم(=
- احسان دهقانی
شب ما یکی بود با تفاوت اینکه من داشتم تو فکر تو دست و پا میزدم تو به هرچی فک میکردی جز من.