eitaa logo
دانلود
منِ‌من
خونه مورد علاقه‌م
از هر طرفش یه گیاه میریزه
این روز هام خیلی آشوب داره میگذره
و خیلی هم کند اما در واقع از برق و باد سریع‌تر
ذهنم نامرتبه اتاقم هم
خلاصه که زندگی نارنگی هاشو از دستم قایم کرده و فکر نکنم دلش بخواد بهم نارنگی بده
نهایتا سیب ازون سیب های پنبه ای که بعد یه گاز دلت نمی‌خواد بخوریشون
منِ‌من
برای آن روز*
و البته که گاهی هم همین که لاله را دیدی زیباست*
فال امروز آره نداشت وگرنه که امروز خیلی روز جالبی برای آره بود.
از هدر دادن فرصت هام برای زندگی کردن غصه ام میشه ولی باز هم حوصله گرفتنشون رو ندارم. نمیدونم چرا همیشه خداجونی مسیرمو جوری میچینه که باید خودم برم تو دل ماجرا و من با بی‌حوصلگی فقط همون خط صاف خودمو ادامه میدم. (نمیشد مثلا از آسمون بیفته پایین؟ یا از روی زمین سبز شه؟) الان که با خودم فکر میکنم کاش چند جا رو توی فرعی ها پیچیده بودم/بپیچم، شاید زندگی طاقت‌فرسا نباشه.
هدایت شده از عرصه عیّار