📄عبرتهای محمدرضا فرزین برای اهل تدبر
شخصیت محمدرضا فرزین و مجموعه اتفاقاتی که در سالهای گذشته حول او رخ داده، از منظر روانشناسی سیاسی، عمیقاً شایسته تأمل و تدبر است. فرزین نه صرفاً یک مدیر اقتصادی، بلکه نمونهای گویا از تیپ خاصی از نخبگان است که در بزنگاههای تاریخی، نسبت خود را با نظام، انقلاب و مردم بهگونهای تعریف میکنند که هزینهای نپردازند، اما همواره سهمی محفوظ داشته باشند.
محمدرضا فرزین نخستینبار در دولت محمود احمدینژاد و با تصدی ریاست سازمان هدفمندی یارانهها به چهرهای شناختهشده بدل شد. در همان دوران، از استاد او، مرحوم جمشید پژویان، پرسشی معنادار مطرح شد: «نسبت شما بهعنوان یک اقتصاددان لیبرال با دولت انقلابی چگونه تعریف میشود؟» پاسخ پژویان، خود گویای همهچیز بود؛ او صراحتاً گفت: «من دو شاگردم را در دولت گذاشتم» (منظور شمسالدین حسینی و محمدرضا فرزین بود.) او در همان مصاحبه، در پاسخ به پرسش درباره اقتصاد اسلامی، جملهای گفت که بعدها باید بارها به آن رجوع میشد: «اسلام اقتصاد ندارد؛ اقتصاد یعنی من.»
فرزین، محصول چنین مکتب فکریای است. این نکته زمانی عیانتر شد که او در یک مناظره تلویزیونی، در پاسخ به این سؤال که چرا قانون بانکداری اسلامی مصوب اجرا نمیشود، با صراحت گفت: «اگر این قانون اجرا شود، بانک دیگر بانک نیست.» این جمله، صرفاً یک اظهار نظر مدیریتی نبود؛ بلکه اعترافی روشن به این واقعیت بود که اساس بانکداری رایج، با اسلام در تعارض ذاتی است. اگر بانک با نفوذ اسلام دیگر «بانک» نباشد، پس معنایش این است که بانک موجود بر پایه سودخواری و ربا بنا شده و امکان اصلاح آن در چارچوب لیبرالیسم وجود ندارد.
اما بررسی شخصیت و مسیر فرزین به این نقطه ختم نمیشود. پس از پایان دولت احمدینژاد، فرزین _ همانند بسیاری از چهرههای لیبرالِ حاضر در دولت موسوم به انقلابی _ بسیار آرام، شیک و بیحاشیه کنار رفت. نه تقابلی، نه موضعگیریای، نه هزینهای. او و امثال او، بدون کوچکترین درگیری با دولت حسن روحانی، دوران را سپری کردند؛ آن هم در شرایطی که جریان انقلابی تمامقد در حال مبارزه با انحرافات دولت وقت بود. اما این طیف ترجیح داد در حاشیه امن بنشیند، ناظر باشد و سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند.
با پایان دولت حسن روحانی و شکلگیری دولت شهید رئیسی _ دولتی که با زحمت، فشار و خون دل نیروهای انقلابی بر سر کار آمد _ ناگهان سر و کله همین چهرهها پیدا شد. فرزین، اینبار در قامت «متخصص اقتصادی» و یکی از «ناجیان» از سایه بیرون آمد و سکان حساس بانک مرکزی را در دست گرفت؛ با این امید که در دولت انقلابی، اهدافی چون حمایت از محرومان و ایجاد ثبات اقتصادی واقعی دنبال شود.
اما پس از شهادت شهید رئیسی، مسیر بهوضوح تغییر کرد. در دولت پزشکیان، نشانهای از اراده جدی برای خدمت به محرومان یا ایجاد ثبات اقتصادی از مسیر کار، تولید و اصلاح ساختارها دیده نمیشد. در مقابل، تأمین بودجه از مسیر افزایش نرخ دلار و طلا بهعنوان راهحل نانوشته انتخاب شد. در چنین فرآیندی، روشن بود که چه کسانی باید هزینه اجتماعی این فشار را بدهند: وزیر اقتصاد (همتی که استیضاح و برکنار شد) و رئیس بانک مرکزی.
فرزین، که منصوب دولت شهید رئیسی بود، در بانک مرکزی حفظ شد؛ نه از سر اعتقاد، بلکه تا جایی که آستانه تحمل مردم در برابر گرانی دلار و طلا اجازه میداد. قرار بود بماند، فشار بر مردم را به دوش بکشد و در عمل شریک این سیاستها باشد. وقتی صدای مردم بلند شد، با استعفا یا برکناری او، صورت مسئله پاک شود.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. پزشکیان و تیم لیبرال تصمیمساز برای او، به این حد از تحقیر رضایت ندادند. آنان با گماردن عبدالناصر همتی _ که پیشتر بهدلیل همین افزایش قیمتها استیضاح و کنار گذاشته شده بود _ در رأس بانک مرکزی، برای چندمین بار دهنکجی آشکار به جریان وفاق کردند و خط تقابل با نظام را عریانتر و رادیکالتر به نمایش گذاشتند.
اما درس اصلی ماجرای فرزین، فراتر از یک جابهجایی مدیریتی است. این ماجرا یادآور یک سنت الهی است: خداوند در جمهوری اسلامی ایران _ که تحقق آن آرزوی انبیا و اولیا بوده _ افراد و جریانهای وسطباز را رها نخواهد کرد. کسی که در بزنگاهها هزینه واقعی ندهد، آبروی واقعی خرج نکند، در لحظه مبارزه کنار بنشیند و تنها به حفظ جایگاه شخصی خود بیندیشد، در وقت مقتضی به بدترین شکل ممکن بیآبرو، تحقیر و حذف خواهد شد.
این، سرنوشت عبرتآموز محمدرضا فرزین است؛ و باشد که هشداری باشد برای سایر عافیتطلبانِ فرصتطلب که میخواهند بدون دفاع از نظام، بدون هزینه دادن و با وسطبازی، جایگاه خود را ارتقا دهند و تثبیت کنند. سنت الهی در این سرزمین، چنین مسیری را بیپاسخ نمیگذارد.
✍منصور کاظمی
📲 برای دنبالکردن پستهای بعدی:
تلگرام https://t.me/man_kazemi
ایتا https://eitaa.com/mansouron
درباره این تصویر ساعتها میشه صحبت کرد
(فرمانده کل سپاه و جانشین وی در یک قاب)
دنیای سپاه دنیاییست فرابشری
دنیای سپاه دنیاییست فرای قواعد این دنیا
در عالم سپاه رئیس و مرئوس فرع بر برادری و تقوا
و فرمانده و فرمانبر در عرض هم و در امتداد هم تعریف میشوند
در سپاه ممکن است زیر دست فرمانده و فرمانده زیر دست شود
درجهها اعتباری
و ایمان حرف اول را میزند
انتصاب سردار وحیدی دنیایی حرف و معنا و علامات پنهان درون خود دارد...
این عزیزان هیچکدام محصول دانشگاهی که امروز در حال تولید آنتیتز انقلاب اسلامیست نبوده و نیستند...
دانشگاهِ امروز هیچ نسبتی با انقلاب ندارد
استثناها هم هیچگاه قاعده نمیشوند.
پادکست قسمت نهم (نیلی، هاگانا و پالماخ).mp3
زمان:
حجم:
7M
🎧پادکست
🔹معرفی سازمانهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی🔹
🔻قسمت نهم: سازمانهای اولیه یهودی؛ نیلی، هاگانا، پالماخ و ایرگون
1️⃣نیلی – اولین تجربه جاسوسی
2️⃣هاگانا – ارتش زیرزمینی
3️⃣پالماخ – نیروی ضربتی
4️⃣ایرگون و لحی – گروههای تندرو
5️⃣میراث گروههای اولیه
🎙با ارائه منصور کاظمی
📲 برای دنبالکردن پستهای بعدی:
تلگرام https://t.me/man_kazemi
ایتا https://eitaa.com/mansouron
✍کاهش ارزش پول ملی و تسریع پروژه تجزیه ایران؟!
در روزهای اخیر، حتی کارشناسان غربی نیز صریحتر از گذشته اعتراف میکنند که هدف نهایی فقط جمهوری اسلامی ایران نیست؛ ایرانِ واحد هدف است. مقصود، تضعیف و در نهایت تجزیه ایران بهعنوان یک موجودیت تاریخی، تمدنی و ژئوپلیتیکی است. این گزاره نه تازه است و نه اغراقآمیز. طی دهههای گذشته، یکی از راهبردهای کلان و پنهان در غرب آسیا، بهویژه در قبال ایران، پروژهی تجزیه بوده است؛ پروژهای که در قالبهایی چون «طرح خاورمیانه بزرگ» (۲۰۰۰) دنبال شد.
منطق این طرح روشن است: گالیوریزاسیون رژیم صهیونیستی در برابر لیلیپوتیزاسیون خاورمیانه؛ یعنی تبدیل کشورهای بزرگ، تاریخی و مقتدر منطقه به واحدهای کوچک، نگران، شکننده و وابسته، تا «گالیورِ منطقه» بیرقیب بماند. این راهبرد با عناوینی چون بالکانیزاسیون، سکتوریزاسیون و تجزیهی نرم شناخته میشود و بازیگران آن فقط آمریکا و اروپا نیستند؛ خود صهیونیستها نیز طراح و ذینفع مستقیم آناند.
نخستین رکن تجزیه هر کشور، زدودن حاکمیت ملی از ارکان قدرت آن است. حاکمیت صرفاً به معنای مرز و پرچم نیست؛ حاکمیت فرهنگی، اقتصادی و امنیتی ستونهای واقعی بقای یک کشورند. در حوزه فرهنگ، فتنه ۱۴۰۱ نقطه عطفی بود؛ جایی که با انفعال رسمی حاکمیت، دشمن توانست نظام جمهوری اسلامی را در یکی از مهمترین میدانها، یعنی حکمرانی فرهنگی، خلع سلاح کند. کنار گذاشته شدن عملی حاکمیت فرهنگی در موضوع حجاب، فقط یک عقبنشینی اجتماعی نبود؛ نشانهای از فرسایش اقتدار ملی بود.
اما خطرناکتر از آن، میدان اقتصاد است. پول، خون در رگهای جامعه است و اعمال حاکمیت اقتصادی، پیش از هر چیز، از مسیر پول ملی میگذرد. کاهش مستمر ارزش ریال، صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست؛ نشانهی تضعیف حاکمیت است. وقتی ابتدا تجار و بازرگانان و سپس مردم عادی، به دلار، درهم و سایر ارزهای خارجی پناه میبرند، یعنی ریال دیگر کارکرد حاکمیتی خود را از دست داده است. امروز در برخی استانهای مرزی که زمینههای تجزیه قومی و جغرافیایی در آنها وجود دارد، ریال دیگر مبنای معاملات نیست؛ دلار و درهم، ارز رایج معاملات داخلی شدهاند. این یعنی فروپاشی تدریجی اقتدار پولی و در پی آن، عقبنشینی عملی حاکمیت ملی، آن هم نه با فشار خارجی مستقیم، بلکه با تصمیمات غلط داخلی.
در حوزه امنیتی و نظامی نیز پازل کاملتر میشود. دشمن با تقویت گروههای مسلح و تروریستی در مناطق مرزی، بهدنبال ایجاد نوعی استقلال امنیتی و نظامی در این مناطق است؛ استقلالی که با تجهیز این گروهها به تسلیحاتی صورت میگیرد که حتی در اختیار حاکمیت مرکزی هم نیست: پهپادهای پیشرفته، سلاحهای سنگین، تجهیزات هوشمند و سامانههای پیچیده. تلاش اخیر دشمن برای ایجاد پرچم واحد و همافزایی میان این گروهها، نشانهی ورود به فاز بالاتری از این پروژه است.
رهبر معظم انقلاب بهدرستی فرمودند که بازاریان و مردم حق دارند از بیثباتی اقتصادی ناراحت باشند و این وضعیت، محصول طراحی دشمن است. دشمنی که پس از ضربه فرهنگی در قالب «زن، زندگی، آزادی»، اینبار جنگ ارزی را بهعنوان سلاح اصلی برگزیده و تابآوری اقتصادی، بهویژه طبقات ضعیف جامعه را هدف قرار داده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط افزایش نرخ ارز یا کاهش قدرت خرید نیست؛ مسئله بقای حاکمیت ملی است. اگر اقتصاد ایران از وابستگی به دلار بیپشتوانه و خلق بیضابطه پول جدا نشود، پروژه تجزیه نه با تانک و لشکر، بلکه با اسکناس و بازار تکمیل خواهد شد. اینجاست که هوشمندی، شجاعت در تصمیمگیری و بازگشت به حکمرانی واقعی به یک ضرورت امنیتی بدل میشود، نه صرفاً یک انتخاب اقتصادی.
🖋منصور کاظمی
📲 برای دنبالکردن پستهای بعدی:
تلگرام https://t.me/man_kazemi
ایتا https://eitaa.com/mansouron
هدایت شده از علی رهجو - Ali Rahjoo
⏺ آنهایی که دم از وفاق و انسجام میزدند، بودجهای برای به هم زدن انسجام جامعه نوشتهاند...
🔹 آیا مجلس میداند همراهی با این بودجه یعنی همراهی با بودجهای که دانسته یا ندانسته برای شکلدهی به یک ابرتورم و کودتای اقتصادی نوشته شده، آنهم با این جملهی عمومفریبانه که یارانه را به انتهای زنجیره یعنی خود مردم خواهیم داد؟
🔹 هنوز آثار تورمی حذف ارز تدریجی در معیشت مردم خودش را نشان نداده معترض به سختی آرام شده و اغتشاشگر دارد از اعتراض به حق معترض سوءاستفاده میکند؛ این آثار تورمی خودش را نشان دهد، مجلس چه پاسخی به مردم خواهد داشت؟
🔹 خواهش میکنم نگویید کار دست دولت است، که شما به تکتک وزرای دولت رای دادهاید و امکان استیضاح و سوال و حتی رای عدم کفایت برای دولت را قانون به مجلس داده است.
🔹 با این دست فرمان که دولت پیش میرود، رای عدم کفایت به دولت شرایط را به هیچ وجه بدتر از چشمانداز تورمی و کودتاییای که در اقتصاد سال آینده در انتظار کشور است نخواهد کرد و اتفاقا مردم را نسبت به اثربخشی قوهی مقننه امیدوار خواهد کرد.
🔹 آیا ما با دست خودمان داریم زمینهی کودتای اقتصادی و تضعیف انسجام مردمی خود را فراهم میکنیم تا آمریکا و اسرائیل را برای فاز بعدی جنگ جرات دهیم؟
@AliRahjoo
منصور کاظمی | منصورون
⏺ آنهایی که دم از وفاق و انسجام میزدند، بودجهای برای به هم زدن انسجام جامعه نوشتهاند... 🔹 آیا
🌀 نامه اعتراضی مسعود درخشان به رئیس جمهور و نمایندگان مجلس
مسعود درخشان: شما مسئولان منافع ملی و مصالح نظام اسلامی را فدای آموزه های نظام سرمایه داری کردید
🔹حضور آقایان رئیس جمهور و وزیر اقتصاد و همکاران
متاسفانه از امروز نرخ رسمی دلار برای واردات کالاهای اساسی و سایر کالاهای مورد نیاز را از ۲۸۵۰۰ تومان به ۱۳۱ هزار تومان افزایش دادید و بدون هیچ مبنا و محاسبه منطقی یارانه یک میلیون تومانی برای همه مردم تعیین کردید.
پیامدهای افزایش دلبخواهی و غیر علمی در نرخ دلار بر کاهش ارزش پول ملی و تشدید تورم و تعمیق شکاف فقر و غنا و رشد فزآینده بی عدالتی ها و بحران های اجتماعی و فرهنگی لکه سیاهی بر تاریخ انقلاب اسلامی است که زدوده نخواهد شد.
این خطرات را برخی اقتصاددانان و کارشناسان آگاه و متعهد و معدودی از نمایندگان بصیر و انقلابی مجلس به خوبی در رسانه ها بیان کرده اند که شما مسئولان با بی توجهی کامل از کنار آن گذشتید و منافع ملی و مصالح نظام اسلامی را فدای آموزه های نظام سرمایه داری کردید که ذاتا مسموم و غیر علمی و فریبکارانه است.
سکوت و سکون اکثریت مجلسیان و حوزویان و دانشگاهیان در برابر بزرگترین فاجعه اقتصادی که در شرف تکوین است از غفلت ها و قصور همه شما سوال برانگیزتر و عجیب تر است.
ولیکن هیهات از درماندگی شما مسئولان در روز جزا.
مسعود درخشان- ۱۵ دی ۱۴۰۴
اعتراضات دیماه ابتدا در حد اعتراض و نهایتاً آشوب بود و بسیار نحیفتر از شورش ۱۴۰۱ به شمار میرفت اما کودتای ارزی ناشی از آزادسازی نرخ ارز، گویا به مثابه هوایی است که در آتش فتنه دمیده شده. اساساً دونرخی بودن ارز یا تکنرخی بودن آن، دوگان غلطی بود که به سیستم اقتصادی ایران تحمیل شد. اقتصاد را باید از پایبست از دلار جدا کرد. افتراق و فرقان بین پول ملی و دلار، و هجرت از «وابستگی به دلار» به «دلارزدایی» راهکار اصلی اقتصاد بود که متاسفانه شنیده نشد. هزاران آتش از فتنه ۱۴۰۴ در دوزخ دامنگیر اقتصادخوانهایی میشود که دلارزدایی را به سخره گرفتند!
اما با وجود این شرایط، به دلایل متعدد، این اغتشاشات در شدیدترین صورت خود هم به نصف شورشهای ۱۴۰۱ نخواهد رسید و سریعاً تمام خواهد شد (بیچاره جوانانی که فریب لیدرهای خارجنشین را میخورند!)؛ از سوی دیگر طرح حمله به ایران در چنین شرایطی صرفاً یک بلوف کذب است که محقق نخواهد شد. اما پس هدف چیست؟ هدف از اولاً اغتشاشات و ثانیاً تهدید حمله و ثالثا کودتای ارزی، فقط یک چیز است: کشاندن ایران به میز مذاکره و تحمیل شرایط طرف غربی و تسلیم ایران! اینجاست که هوشیاری طرف ایرانی را میطلبد. و البته اگر در این مرحله هوشیاری از طرف ایرانی رخ ندهد و ایران تسلیم خواستههای غرب شود، طرح حمله نیز محتملتر خواهد شد.
اندیشکده تثبیت| حسینی
📲 برای دنبالکردن پستهای بعدی:
تلگرام https://t.me/man_kazemi
ایتا https://eitaa.com/mansouron
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ترامپ: قاسم سلیمانی ژنرال قدرتمندی بود؛ اگر او هنوز حضور داشت، شاید ما نمیتوانستیم در برابر ایران تا این حد موفق باشیم.
✅️ @Rajanews_com
آزمون احسنالعمل؛ معیار الهی در روزهای فتنه
خداوند متعال در آیه هفتم سوره هود، فلسفه بسیاری از آزمایشهای الهی را بهروشنی بیان میکند:
«لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»
تا شما را بیازماید که کدام یک بهترین عمل را انجام میدهید.
همین معنا در آیات متعدد تکرار شده است؛ گویی خداوند میخواهد قاعدهای ثابت را در ذهن مؤمنان حک کند: معیار الهی صرفاً «عمل خوب» نیست، بلکه احسنالعمل است؛ بهترین، دشوارترین و مسئولانهترین انتخاب در شرایط پیچیده.
سالهای اخیر کشور را اگر با این معیار قرآنی بسنجیم، بهروشنی میتوان آنها را یکی از سختترین آزمونهای اجتماعی و تاریخی دانست. آزمونی که در آن، فشارهای اقتصادی ناشی از بیتوجهی دولتهای مختلف به راهبردهای اساسی همچون اقتصاد مقاومتی، تقویت پول ملی و بهبود واقعی معیشت مردم، زمینهساز نارضایتیها و اعتراضات گسترده شد.
در چنین شرایطی، بسیاری از مردم عمل صالح انجام دادند؛ کسانی که وارد اغتشاش نشدند، به تخریب و ناامنی تن ندادند و علیرغم اعتراض و نارضایتی، آرامش جامعه را بر هم نزدند. اینها بدون تردید اهل «عمل خوب» بودند.
اما قرآن از ما فقط «عمل خوب» نمیخواهد؛ سخن از احسنالعمل است.
اینجاست که تمایزها آشکار میشود.
احسنالعمل، متعلق به کسانی است که نهتنها خود در اغتشاشات شرکت نکردند، بلکه با وجود گلایههای جدی معیشتی، با وجود انتقاد صریح از دولتها و سیاستها، در صف مقابله با ناامنی و آشوب ایستادند. کسانی که نه سهمی بردند، نه تشویقی دیدند، نه حتی صدایشان شنیده شد؛ اما مسئولانه عمل کردند، چون فهمیدند که امنیت ایران، خط قرمز است.
در این میان، نیروهای بسیجی، امنیتی و انتظامی، مصداق برجسته همین قاعده قرآنیاند. نیروهایی که خودشان زیر فشار اقتصادی بودند، اما در میدان فتنه، نه از سر رفاه، بلکه از سر تکلیف ایستادند. آنها تلاش کردند با کمترین آسیب به مردم و حتی معترضان، صحنه را مدیریت کنند تا دشمن نتواند از شکافهای داخلی سوءاستفاده کند.
نکته تأملبرانگیز اینجاست که بخش قابل توجهی از کسانی که واقعاً دچار مشکلات معیشتیاند ــ عمدتاً از طبقات متوسط و پایین جامعه ــ نهتنها به اغتشاش تن ندادند، بلکه در برابر آن ایستادند. در مقابل، عدهای که کمترین فشار معیشتی را تحمل میکردند، به نام معیشت، به آشوب و تخریب روی آوردند. این همان نقطهای است که معیار «احسنالعمل» خود را نشان میدهد.
دوره دولت آقای پزشکیان نیز از این آزمون مستثنا نبود. با وجود آگاهی از وضعیت معیشتی نیروهای مسلح و تجربه مستقیم جنگ دوازدهروزه، کمترین توجه عملی به بهبود شرایط کارکنان نظامی و انتظامی صورت گرفت. با این حال، بدنه این نیروها، علیرغم انتقاد جدی به دولت، کشور را تنها نگذاشتند. این رفتار، دقیقاً همان «احسنالعمل»ی است که قرآن از آن سخن میگوید.
این یادداشت، نه برای تطهیر خطاهای مدیریتی است و نه برای انکار اعتراضهای بهحق؛ بلکه برای یادآوری یک قاعده قرآنی است:
در فتنهها، همه امتحان میشوند؛ اما خداوند به دنبال کسانی است که بهترین انتخاب ممکن را در سختترین شرایط انجام میدهند.
آنهایی که هم منتقدند، هم دردمندند، اما اجازه نمیدهند اعتراض، به ابزار ناامنی و فروپاشی تبدیل شود.
اینها همان بندگانیاند که آزمون الهی را نه با شعار، بلکه با احسنالعمل پشت سر میگذارند.
✍منصور کاظمی
📲 برای دنبالکردن پستهای بعدی:
تلگرام https://t.me/man_kazemi
ایتا https://eitaa.com/mansouron
سروش https://splus.ir/mansouroon
هدایت شده از اندیشه هجری | امیر گودرزی
اغتشاش و بیهویتی
چگونه تضعیف نقش مسجد در محلهمحوری شهرها را بیدفاع میکند؟
💢 اغتشاش و تخریبگری یا در اصطلاح غربی آن وندالیسم شهری معمولاً فقط یک رفتار مجرمانه یا هیجان کور خیابانی نیست. این پدیدهها اغلب نشانهی گسست میان جامعه و فضای شهری هستند؛ یعنی جایی که شهر دیگر بهعنوان فضای زیسته شهروندان عمل نمیکند، بلکه به صحنهای بیصاحب، بیهویت و بیدفاع تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، تخریب اموال عمومی و آشوب خیابانی به کنشی کمهزینه و حتی جذاب برای گروههای تخریبگر یا نیروهای سازمانیافتهی غریبه بدل میشود.
💢 یکی از ریشههای اصلی این وضعیت، فروپاشی منطق محلهمحوری در شهرهای مدرن و بهویژه شهرهای بزرگ ایران است. محله دیگر یک واحد اجتماعی زنده نیست؛ صرفاً یک قطعه از نقشه شهری است که ساکنانش نه همدیگر را میشناسند، نه احساس تعلق واقعی به آن دارند، و نه نهادی در آن وجود دارد که نقش محور انسجام اجتماعی را ایفا کند. نتیجه روشن است: فضاهای عمومی محله به فضاهایی بیدفاع، بیناظر و مستعد تخریب تبدیل میشوند.
💢 در مقابل، تجربه تاریخی ایران – بهویژه در سالهای نخست پس از انقلاب – نشان میدهد که محلههایی که حول مسجد و نهادهای مردمی سازمان یافته بودند، نه فقط از نظر دینی یا سیاسی، بلکه از نظر امنیت اجتماعی خودجوش نیز کارکرد بسیار بالاتری داشتند. مسجد صرفاً محل عبادت نبود؛ مرکز شبکه اجتماعی محله بود: محل شناخت چهرهها، حل اختلافات، بسیج اجتماعی، و شکلگیری نوعی نظارت غیررسمی اما مؤثر.
💢 نهادهایی مثل کمیته انقلاب اسلامی یا بسیج در سطح محله دقیقاً یک نقش کلیدی داشتند: پیوند دادن امنیت با شناخت محلی. یعنی امنیت نه از بالا و بهصورت دستوری، بلکه از دل محله و بر اساس شناخت افراد، خانوادهها و فضاها تأمین میشد. در چنین شرایطی، غریبهی تخریبگر بهراحتی نمیتوانست در محله حل شود، حرکت کند، یا پروژه وندالیستی خود را پیش ببرد.
💢 از منظر جامعهشناسی شهری، این دقیقاً همان چیزی است که میتوان آن را افزایش سرمایه اجتماعی یا سوشال کاپیتال و بازگشت به فضای زیسته نامید. وقتی محله دارای محور هویتی، نهادی و اجتماعی باشد، فضا از حالت بیصاحب خارج میشود. دیوار، مغازه، مدرسه و میدان، دیگر مال هیچکس نیستند؛ بخشی از حیثیت جمعی محلهاند. و درست همینجاست که تخریبگری پرهزینه میشود؛ نه لزوماً بهخاطر پلیس، بلکه بهخاطر نگاه و واکنش خود مردم.
💢 اغتشاش شهری معمولاً در فضاهایی رشد میکند که تهی از شبکههای اجتماعی محلی هستند: شهرکهای خوابگاهی، محلههای بیهویت، بافتهای بیمرکز و فاقد نقطه کانونی. در چنین فضاهایی، ساکن محله به عبورکننده تقلیل پیدا میکند، نه به ساکن مسئولی که وظیفه تعاون در حفظ و حراست از محله را داراست.
💢 ایده محلهمحوری با محوریت مسجد و نهادهای مردمی، در واقع یک پیشنهاد برای بازسازی نظم اجتماعی از پایین است (مردممحوری)؛ نظمی که صرفاً امنیتی نیست، بلکه ریشه در احساس تعلق، شناخت متقابل و مالکیت اجتماعی بر فضا دارد.
💢 تا وقتی شهر فقط مجموعهای از خیابانها و ساختمانها باشد، و نه شبکهای از محلههای زنده، مستعد تکرار چرخهی اغتشاش، تخریب و بازسازیهای پرهزینه است. راه درست، نه در کنترل صرف، بلکه در اجتماعیکردن فضاهای شهری با محوریت مسجد و بازگرداندن محله بهعنوان واحد بنیادین زندگی شهری است.
اندیشه هجری | امیر گودرزی
@Hejri_Thought
هدایت شده از کانال رسمی آیت الله العظمی جوادی آملی
#نکته_ها
#درس_فقه
🗓 تاریخ: ۱۱۴۰۴/۱۰/۲۳
📌 طلبه حوزه بودیم، الآن هم هستیم. اگر کسی خلافی کرده، دیگری میگوید فلان کس خلاف کرده،
میگوییم چرا غیبت میکنی؟
👈 اما آخوند خراسانی فتوا میدهد: اگر کسی اختلاس کرد، بر حکومت واجب است افشاگری کند.
🔹 این واجب بر حوزه، دانشگاه و مسجدیها نیست، بر حکومت واجب است.
نظام امامت و امت نظام جاهلیتزدایی است.
↙️ صوت و متن جلسات در کانال دروس:
https://eitaa.com/a_javadiamoli_doross
🌐 esra.ir
🆔 @a_javadiamoli_esra
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دکتر شهریار زرشناس:
آوینی تنها بود، متوقفش کردند
خودش برای من تعریف میکرد
اگر کسی میخواست علوم انسانی غربی را نقد کند، میگفتند این حرفها یعنی چی، تو ضد علمی
نه فقط روشنفکران، افراد درون نظام هم اینطور میگفتند.