بعد از حدودا سه ماه کیف مدرسهم رو باز کردم ببینم چه خبره، با چه چیزهایی که مواجه نشدم.
از این جوونه بافتنیها دیدین؟ من یدونه بافته بودم برای خودم، اولش به هدفونم وصل کرده بودم، بعدش بردم مدرسه و زدم به کمدم
به این جای کتاب پادشاه پریان که رسیدم(آخرای جلد اول) یه لحظه پنیک کردم(یه لحظه که چه عرض کنم چند سال-)
اینطوری بود که گوشیمو خاموش کردم، به افق خیره شدم و ته دلم به نویسنده فحش دادم.