Margot
هیشکی نیست بیاد با من بریم تئاتر
رفتم و به خواستهم رسیدم. بازم میخوام برم. خیلی هنر و دوست دارم ولی نه اونقدر که به عنوان رشته ی تحصیلیم انتخابش میکردم.
امروز روحیه ی آنه شرلیایم خیلی زیاده، دلم میخواد بتمن دختری در مزرعه باشم که به عنوان تفریح بعد از تدریسم برم تو علفزارها بچرم.
چقدر دلم فان میخواد. ولی واقعا بچهها واقعا تو یزد هیچی پیدا نمیشه. یدونه مسجد جامع داریم که اونم پسرا میریزن توش دو دیقه میریم قدم بزنیم ریده میشه به اعصابمون.