eitaa logo
دروس معرفت نفس
6.3هزار دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
1 فایل
شرح دروس معرفت نفس به بیان شیوا استاد صمدی آملی 🚩این کانال رسمی #نمی_باشد🚩 ✔️تقدیم به شهید والا مقام سپهبد #علی_صیاد_شیرازی 🔴استفاده از مطلب فقط با لینک کانال🔴 . . . . . . نظرات و پیشنهادات: @ . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۳۰ الی ۳۵ _______ 👈نخیر،حالا کدبانوی خانه منتظره که بریزه تو آب داغ،پدر دربیاره 👈اینم بیچاره فقط سرش رو خم کرده 👈میگه چشم دیگه هر چی گفتید،چشم 👈کارخانه بردید 👈کمباین کردید 👈تغشیر کردید 👈بسیارخوب،چشم حالا خانم گذاشته روی گاز و داد و فریاد برنج بلند شد آی داریم میسوزیم بله 👈تو باید بسوزی،غذا بشی هنوز غذا هستی؟ نخیر تازه غذا پخته شده این خورشت میخواد این سیب زمینیها خورشت شماست غذا رو باید درست بکنید اول وَاِلّا کسی بیخود هی سفره پهن میکنه هی خورشت میاره میذاره؟ غذا رو که نداری چی میدن؟ یا نون میخواد ... حالا این بیچاره 👈آقا کار تموم نشد؟ نخیر 👈هنوز دندان منتظره،باید لِهِت بکنه 👈هنوز لِه نشدی بله خرد باید بشی 👈متن جانت باید خُرد خُرد بشه خب چشم دیگه 👈این چشم گفتنهای در مقابل استاد،کار میرسه 👈کشاورز گیر بیار 👈کشاورز ماهر باشه 👈درختت رو بهش تحویل بده 👈هیچ ناراحت هم نباش 👈البته دزدهایی هستن که میگن ما کشاورزیم 👈میگیرن و بعد چه کارهایی میکنن؟ دیگه کشاورز نداریم؟ نه،داریم اونم خصوصا شما که تو این شهر شما اصلا کشاورزهایی تو این شهر بودن و کشاورزی کردن بله چه ماشاالله درختهای پرورانده شدن گلستان بودن اینجا خیلی خب 👈حیف شد حالا وقتی که تمام شد دوباره خیلی با ناز و نعمت و همه چیز سفره پهن شده این غذا رو میارن گذاشته لای دندان 👈باید خوب کوبیده بشه 👈غذا که کوبیده شده،تموم شد؟ 👈نخیر 👈هنوز قوه غاذیه منتظره 👈قوه دافعه منتظره 👈قوه ماسکه منتظره 👈قوه جاذبه منتظره بعد،قوه جاذبه باید تو رو بگیره ببره به اون درون قوه ماسکه باید بهت بچسبه که مبادا در بری 👈خب اینجا مزاج سالم میخواد اوه 👈یکی نمیتونه غذا بخوره 👈یکی میخوره و برمیگردونه 👈یکی میخوره و هضم نمیکنه 👈یکی میخوره و بد هضم میکنه و... 👈تعداد مزاجها اینجا باز مختلف شده حالا کار سخت شده قوه جاذبه گرفته ماسکه هم بهش چسبیده قوه هاضمه آمده هضمش کرده قوه دافعه باز میگه آقا اون قبلیها نمیتونستن یه سری تفاله های تو رو بگیرن اون تفاله نهاییش رو من میگیرم قوه دافعه میاد اون تفاله ها رو باز جدا میکنه این رو قوه غاذیه و هاضمه تبدیل میکنه به یک غذای خیلی خوب خون تمیز حالا اون دستگاهی که خون سازه مشکل داره 👈یکی قلبش نمیکشه 👈یکی ضربانش کم و زیاد داره بله و... خیلی خب همه این کارها شده 👈خب حالا قوه غاذیه باید بیاد 👈مسئول تدارکات لشکر بدنه بله به گردان فلان،اینقدر به گردان مالک اینقدر گردان فلان،اینقدر 👈به چشم باید اینقدر غذا بدیم 👈اگر یه مقداری بیشتر غذا بده،چشم آب میاره 👈یه مقداری کمتر غذا بیاره،چشم میخشکه بله،چقدر دقیق 👈خیلی دقیق 👈کی بهش یاد داده؟ حالا این خونه ها رو گرفتن یه قوه مصوره یکی نه آنقدر ماشاالله 👈یکی میاد این انگشت رو میاره تا اینجا دیگه از این به بعد بلندتر نمیشه 👈دیگه تو بخوای بلندتر بشی گرفتاری میشه 👈بله،یکی قوه مصوره اش خرابه قوه فلانش خرابه میبینی دستش بد دراومده صورتش بد دراومده بینی اش بد دراومده بله رنگش بدجور شده هزار جور اون درون کار میکنن بیچاره ها خب یه جایی بد تقسیم میشه دیگه باید به چشم،به اون نقطه چشم چقدر غذا بدن به دست چقدر غذا بدن به پا چقدر غذا بدن 👈چگونه اون غذای(اون برنج)جماد،تو داخل بیابان 👈چَشم،چَشم،چَشم،چَشم 👈خودش رو آورده الان کجا؟ 👈آورده تو متن وجودی من و تو 👈شده فکر 👈شده اندیشه 👈شده حیوان 👈شده انسان 👈شده یه واقعیت بالاتر 👈این قوس صعود 👈قوس صعود خیلی سختی داره 👈خیلی جان کندن داره _______ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 5⃣5⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۳۵ الی ۴۰ _______ 👈قوس صعود پله به پله پوست کنی میکند 👈پله به پله تغشیر میکند پله به پله ما رو از خودمون و اون متن جانمون اون لُبابِمون اونها رو در میارن این صورت محسوسه بیرون این شی در بیرون 👈۱.یک عکسی رو ازش،نفس میگیرد 👈۲.یا خودش میسازد 👈به وزان اون ساخته خودش، یه مقداری پوست کنی اش کرده 👈اون خارج رو نیاورده داخل 👈این داخل،پوست کنی شده 👈این پوست کنی صورت خیالیه اش میاد به صورت یه مفهوم جزئی 👈اون صورت و شکلش رو از دست میده 👈این مفهوم جزئی میاد به صورت مفهوم کلی 👈این جزئیتش رو از دست میده 👈بعد هم اون کلیتش رو هم از دست میده یه آقایی اینجا گرفته نشسته 👈تمام اونچه را که خونده،الان داراست همه را هم داره 👈بدون تَعَیّن هم داره 👈شده غذای جان او 👈شدن حقیقت او آقا تو کی هستی؟ 👈هر چی میخواد،حالا حقیقتش رو بشکافه گرفتار میشه 👈زبون نداره اون سِر چیه؟ این عالم ماده،با اون عالم ماده 👈این قوه خیال تو 👈با قوه مصوره حق 👈اون صورتگری میکنه 👈این آقا هم صورتگری میکنه 👈این قوه عاقله 👈با عالم عقل 👈همه با همدیگر در ارتباطند 👈تو یکی هستی و با همه عالم مرتبطی یک حقیقت 👈نه جدای از عالم 👈یک حقیقت وابسته به همه عالم از عالم عقل در قوس صعود آمدی به عالم نزول کردی آمدی به عالم مثال از عالم مثال تنزل کردی آمدی در عالم ماده در عالم ماده این موجودهای گوناگون ماده،دست به دست هم دادن جنابعالی رو بصورت یک نطفه ای در رحم مادر گذاشتن اونوقت این رحم شروع میکنه به کار این نطفه سردرآورده الان شده علقه شده مضغه شد یک کودک بزرگ 👈حالا این کودک،یک خصوصیتی داره که تا الان داشت 👈منتهی این خصوصیت،خوب خودش رو ظهور نداده بود 👈یه خصوصیتی در متن جان همین نطفه بوده 👈که بعد وقتی در یه بستر تکاملی بر اساس حرکت جوهری قرار گرفته 👈این خصوصیت،او را کم کم از نطفه بودن آورده بصورت علقه اش کرده 👈از علقه آورده اش مضغه کرده 👈از اونجا بصورت استخوان درآورده 👈وقتی گوشت رو روی استخوان پوشونده 👈بعد از چهارماه و ده روز 👈یک حقیقت دیگری از متن همین خصوصیت براش ظهور کرده که این حقیقت تمام اونچه رو که الان ساخته 👈آمده این ساخته رو متحرکش کرده 👈کم کم او رو مستقل کرده از مادر جدا کرده الان قوس صعود رو داره میگذرونه چشمش کار میکنه هنوز اون قوه و مُنّه درونی او که استعداد این رو دارد که ببیند هنوز پینا نشده میشه هنوز شنوا نشده میشه هنوز این رو از اون تشخیص نمیده کم کم میده هنوز اگر یه غذای تلخی بهش بدی حالیش نمیشه میخوره کم کم بعدا میفهمه که این تلخه نمیشه خورد علی ای حال راه افتاده الان اومده بالا مادرش رو از غیر مادرش،میشناسه از اون موقع که پیاده میشد قوس نزولش 👈"اِنا لله" 👈از اون بالا آمده 👈عالم ذر 👈👈خب حالا بفرمائید هر عالم مافوقی نسبت به عالم مادونش،ذر باشه 👈یعنی متن او باشه هر مافوقی نسبت به مادون ذر باشه 👈بسته باشه که این بسته میاد پایین تر 👈یک کمی باز میشه این پایین تر،میاد پایین تر،باز میشه 👈هر چه در قوس نزولش بری بالاتر میبینی بسته تر شده 👈اون بسته اش بوده ذر او یک آدم بوده 👈تمام حقایق عالم در متن وجود او نهفته بوده این یک هسته درخت خرما یک عالم ذری است که تمام این درخت خرمایی که باید بیاد بالا اون ریشه اون ساقه اون خوشه اون خرماهای کذایی 👈همه همه در متن جان این یک هسته خرما بوده همه هم الان هسته اند 👈کم کم داره ظهور میکنه هر بالایی متن مادونشه 👈هر چه در پایین است،در متن بالا باشه 👈منتهی بصورت بسته 👈بعدا باز میشه 👈اون بشه ذر 👈اون بشه متن 👈اون بشه اصل 👈اون بشه فوق _______ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 6⃣5⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755182.mp3
زمان: حجم: 6.5M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه هشتاد و ششم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۸۶ درس ۷۷ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755183.mp3
زمان: حجم: 5.2M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه هشتاد و ششم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۸۷ درس ۷۷ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۴۰ الی ۴۵ _______ 👈اینا بشن فرع 👈باز همینی که فرعه،برای پایین تر اصله 👈اون یکی بشه فرعِ ایشون خیلی خب 👈از عقل آمده از عقلِ در قوس نزول 👈آمده در قوس نزول،رسیده به عالم مثال 👈از عالم مثال پیاده شده در عالم ماده 👈الان که پیاده شده یعنی در عالم مثال نیست؟ 👈نه،اونجا هست 👈اصلش اونه 👈اینجا یک نحوه ظهوری کرده 👈حالا تو عالم عقل چی؟ 👈اصلِ اصلش اونجاست یک نحوه ظهوری اومده تو مثال و آمده عالم ماده الان تمام آنچه را که این هسته خرما از اون ریشه شروع کرده بود آمده بود تا به اینجا که شده خرما و هسته تمام این داراییها و یافته های خودش که قبلا همه رو طی کرده خوشه رو طی کرده ساقه رو طی کرده شاخه رو طی کرده الان آمده این هسته شده 👈این هسته تمام این طی شده ها را داره آقای کشاورز بهش میگه،تو رو کاشتم حالا اونچه رو که داری در بیار 👈اونچه که بهت از بالا دادن همه اون داده های در متن جانت، اصله 👈اینی که آمده پایین بصورت یک هسته ای الان درآمده 👈این فرعه 👈بیا این فرع رو بشکاف تک تک اون اصلهایی که از قبل از متنش عبور کردی همه اون داراییهات رو بیرون بیار اون نزول و این صعود 👈البته بیرون حالا میخوای بیاری،خیلی سخته 👈گاهی سنگ میاد،باید کنارش بزنی و عجیب تو صحراها وقتی که میری تو این کوهها گاهی از وسط سنگ یه جایی یه درختی،عکسش رو دیدم شاید یه سنگ به ارتفاع ۳-۲ متر بود این درخت این سنگ رو شکافته سراسری شکافته،آمده بالا یه درخت بسیار خوب 👈آقای درخت چطور اومدی بالا؟ 👈چطور اومدم؟ 👈منو درستم کردن 👈چرا نیومده باشم؟ اومدم بالا سنگ نبود؟ باشه 👈سنگ رو میشکنیم 👈تصمیم نگرفتیم 👈مشکل ما اینجاس 👈تصمیم نگرفتیم تصمیم بگیر 👈تصمیم،سنگ چهار متر در چهار متر رو میشکنه اصلا خداییش ها،اصلا آدم این عکس رو میبینه خجالت میکشه میگه اِه! من یه هسته ای بودم،مادی ببین چه جور سردرآوردم؟ این سنگ به این عظمت رو شکوندم درآمدم 👈تو نمیتونی؟ آدمی تو دیگه 👈تو نمیتونی خودت رو بشکافی دربیای؟ خیلی ازت تعجبه وقتی ایشون رو دیدی،خجالت میکشی بگیم سنگیم ؟ نه 👈بدتر از سنگیم بگیم درختیم؟ نخیر 👈حالا اگر قرآن بفرماید "اولئک کالانعام بل هم اضل" بد گفته؟ نه 👈خبر از واقعیت داده قرآن نفرمودید که بشید فرمود اینجوری هستند خبر دادن مگه بده؟ بنده بگم آقا اینجا حسینیه چهارده معصوم(ع) است،این بده؟ بگم که آقا ما امشب آمدیم اینجا قرآن به سر کردیم این بده؟ حالا یه کسی بلند بشه بگه آقا این آقایون حیوان اند بد گفته؟ از حیوان پست ترند بد گفته مگر؟ خواست جسارت بکنه؟ 👈قرآن که متن وحیه 👈"ما ینطق عن الهوی،ان هو الا وحی یوحی" متن وحی خلاف میگه ؟ نخیر متن این آقای بظاهر آدم رو شکافته گفت آقا،این که بظاهر میگه من آدمم 👈متن جانش از یک حیوان بدتره 👈"و الصوره،صوره الانسان" اما 👈"و القلب،قلب الحیوان" اون قوس نزول اینم قوس صعود میفرمایی این آقا رو دیدم بله هیچ جا تا الان ندیده بودیم اما خیلی آشناست 👈دیده ای،دیده ها دیده ای 👈عوالم دیده ای آقا رو دیدی چیه؟ 👈کی رو ندیدی؟ 👈ماشاالله از اون افق اعلی حرکتت دادن 👈از متن وجودی عالم همینجور آمدی، آمدی الان اصلت هم اینجاس 👈اصل تو با اصل همه با هم در بالا ارتباط داره 👈یک حقیقتند اومدی پایین اینجا عالم کثرت 👈یه چیزکی اینجا ظهوری کردی و بعد هم ان شاالله باید این هسته رو شکوفا بشی 👈اونچه را که از اون طرف گیر آوردی این طرف بیارید اینا رو شکوفاشون بکنیم از اون ور که میای،تنزله از این ور تشریف میبری ترفعه _______ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 7⃣5⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۴۵ الی ۵۰ _______ 👈"تنزل الملئکه و الروح" 👈"تَرَفّعُ الملئکه و الروح" بریم؟ بالا میری؟ میریم چرا نمیریم؟ قربانش میریم بله حتما میریم داریم میریم دیگه بله 👈متن وجودی ما الان ان شاالله در حرکته 👈بر اساس حرکت جوهری دم به دم داریم میریم 👈دم به دم میگیم یا الله 👈دم به دم میگیم یا الله چرا نگیم یا الله ان شاالله میریم تصمیم میگیریم شب بیست و سومه 👈تا الان خیلی خدا خدا کردیم 👈این اندازه اش کافی نیست 👈برگردید به خونه هاتون 👈برید یه اتاقی 👈برید یه جای خلوتی چه میدونم هر کجا میرید برید تو آب برید تو چاه برید تو باغ 👈برید سربذارید بله همچین 👈از همه کنار گذاشته شده 👈میخوای درخت وجودیت رو سردربیاری دیگه 👈همه رو بذار کنار بله من میخوام یه جایی کاشته بشم بله میخوام دربیام ملائکه هم الان ناز میکشن الان همینجور،این دم در حسینیه دامشونه همینجور،تک تک که درمیرید،دام میذارن اون ملک،میگه جان یدونه گرفتم امشب دارم میبرمش 👈نری بخوابی ها برو ،هر جور میتونی 👈اونجا زبون نداره دید موسی یک شبانی را به راه کی همی گفت ای خدا و ای اله زبون نمیخواد این 👈زبان مال عالم ماده است دیگه عربی و فارسی و پشتویی و پاکستانی ایرانی و این حرفا چیه؟ اینا مال ماده است 👈برو بگو به خدا من زبون که ندارم بله؟ 👈زبون رو میخوام چیکار کنم ؟ چه میدونم اومدیم اینجا نشستیم ما هی گریه میکنیم هر چی خودت میدونی،بگیر ببر بعد هم این فرشته ها هم کم کم زبونتون میدن 👈اینا فقط منتظرن شما این زبون ظاهری تون رو بِبُرّید 👈یه زبون میدن که خیلی جالبه 👈این گوش ظاهری رو ببندید 👈یه گوش به شما میدیم که گوش باشه گوش میدیم چرا؟ نخیر،خودت داری اونو بازش میکنیم درش میاریم پنبه رو از گوشت در میاری 👈حالا میشنوی عالم چه غوغائیه؟ اوه بعد اونجا زبون هم نمیخواد خب چوپان چوپان مگه چی داره؟ به تعبیری کالچم داره چاروق میگن،چی میگن؟ اینها رو داره شروع کرده برای جان خداش ناز کنه هر کسی با یه زبونی خب بکنه یک کسی مثل حضرت آقای موسایی در یک افق بالاتر بله خب اونم یه تشر زد که بهش خواست بگه که آقا حالا درسته هر جوری میتونی صحبت بکنی اما یه مقدار هم میتونی بیای بالاتر یه نحوه دیگری هم صحبت بکنی همین کار هم کرده اون 👈هم این زرنگی کرده هم اون دید موسی یک شبانی را به راه کِی همی گفت ای خدا و ای اله تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت خب خدا چارق به سر میکنه؟ نه سر نمیکنه این آقا داره اینجوری با این لفظ با این بیان داره آقای خودش رو ناز میکنه بکنه هر کس یه جور ناز میکنه دیگه مادر که بچه رو میگیره عرب،با عربی ناز میکنه فارس،با فارسی ناز میکنه انگلیسی،با انگلیسی ناز میکنه بعضی از این مادرها که اصلا بیچاره ها زبون ندارن همینجور ناز میکنه بکنه نازه دیگه دَستَکَت بوسم،ببوسم پایَکَت وقت خواب آیم،بروبم جایَکَت ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 8⃣5⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755184.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه هشتاد و هشتم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۸۸ درس ۷۸ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755185.mp3
زمان: حجم: 5.9M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه هشتاد و نهم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۸۹ درس ۷۹ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۵۰ الی ۵۵ _______ بله خب همینجور 👈فقط مشغول بود و از درون همین طور هی جَوَلان و هی حرف و هی آقای من و ... 👈معلوم میشه خیلی هم رِند هست 👈ماشاالله اونقدر نزدیک شده که میگه 👈آقای من،تو بیا 👈قربونت بریم بارک الله اون یکی آمده و میگه هی،با کی داری حرف میزنی؟ اونکه ما را آفرید با اون دارم حرف میزنم بعد،این داد کشیده اِ،اِ اینجوری داری حرف میزنی؟ گفت موسی های خیره سر شدی؟ خود مسلمان ناشده کافر شدی؟ اینجوری با خدا حرف میزنی؟ این چه جور حرف زدنیه؟ و اون لج کرده 👈گفت ما داشتیم با رفیقمون حرف میزدیم 👈تو چیکار داری من چه جوری حرف میزنم؟ 👈هر جور که دارم حرف میزنم بعد میگه اینجا یه مزاحم اومده نمیذاره بریم یه جای دیگه بعد دیگه سر به صحرا میذاره رفت و اون آقایی که رفیقش بود رفیقش رو از دست داده دیگه اون طرف دادش دراومده 👈عجیبه ها 👈از اون ور داد دراومده آقای موسی عزیز دوست ما داشت با ما حرف میزد اومدی عزیز ما رو از ما گرفتی دوست ما رو از ما گرفتی چه کاری بود تو فرمودی؟ آقای موسی تو اومدی وصل بکنی وصل کرده رو فصل کردی! جدا کردی که! دلمون تنگ شده 👈برو دنبالش بگو بیاد هر جوری که میخواد حرف بزنه بعد افتاده به دنبالش 👈نوسانات حال یک فرده اینها رو بصورت اینگونه قصه ها بصورت این داستانها درآوردن در کتابهای عرفا داستانهایی میخونیم در قالب داستان،الفاظ رو میبینیم خیلی رکیکه نخیر این الفاظ رکیک رو ازش یه چیزهایی درمیارن 👈طرف یه حقیقتی یه چیزی بهش دادن اینجوری آورده داره درش میاره مثل امام من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم حالا چه طور شد که اون شبان بیچاره گفت که چارقت دوزم کنم شانه سرت،این بد گفته و امام فرمودن که من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم خوبه؟ 👈""اون بزرگوار میفرمود که خوبه خال لب هم خوبه اگر امام مثلا میفرمودن 👈من به خال رخت ای دوست گرفتار شدم 👈بهتر بود"" باز اون چه رندیه که ماشاالله اینجور ... خیلی خب علی ای حال من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم بله؟ فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سرِدار شدم واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مِی آلوده ... 👈رند را مرحوم شیخ در اشارات معنی کرده: 👈اونها که دریا دریا دارن و هیچی نمیدن 👈خیلی رِندن دریا دریا دارن،نمیدن 👈امام گفت یکی از اونها رو گیر آوردم ابتدائا رفتیم پیش یه سری از آقایون 👈هیچی نداشتن 👈فقط داد و فریاد میکردن واعظ شهر که از پند خود آزارم داد چیزی نداشتن همینطوری بیخود هی سرو صدا میکردن 👈کاسه ای که آب خیلی نداشته باشه 👈یه کمی آب داشته باشه هی میزنه به این دیوار میزنه به اون دیوار 👈سر و صدا راه میندازه 👈ولی اونی که رنده پُرِ پُرِه دریا دریاست 👈آرومه 👈یه گوشه گرفته نشسته 👈هیچ سر و صدایی هم نداره از دم رند می آلوده مددکار شدم بگذارید که از بتکده یادی بکنم من که با دست بت میکده بیدار شدم اینا چیه؟ بله یکی از این آقایون رفته پیش یکی از بزرگواران میترسیم اسمشون رو بگیم یکی از آقایون گفت،امام اینا چیه گفته؟ _______ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 9⃣5⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
دروس معرفت نفس
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه ششم از جلد دوم کتاب
۵۱ از دقیقه ۵۵ الی آخر _______ می و شراب و بتخانه و بتکده و ... اینا چی بود؟ 👈اون بزرگوار فرمودن که مگر سوره حضرت محمد(ص) رو نخوندی؟ 👈سوره "هل آتی علی الانسان"چی؟ 👈"و سقاهم ربهم شرابا طهورا" بعد یه بزرگوار دیگر داشت شوخی میکرد میگفت که: یه آقایی میگفت من اصلا لفظ شراب رو بهیچ وجه نمیتونم به زبون بیارم نمیدونم چه جوریه؟ یکی دیگر میگه پس ایشون قرآن هم نمیخونه بله 👈این الفاظ همه یک قامتی اند 👈حقیقت رو نشون میدن 👈تو لفظ چرا غرق میشی؟ 👈لفظ هر چه هست باشه 👈ببین اون باطن چیه؟ الان که من دارم حرف میزنم جنابعالی که داری میشنوی فقط الان دنبال صوت منی؟ یا در اون حقایق داری گذر میکنی؟ چیکار به صوت داری تو؟ ببین حقیقت چیه؟ چیکار به صوت داریم ما؟ چیکار داری چه لفظی میگم؟ هر چه هست باشه شما ببین اون باطن چیه؟ اون حقیقت چیه؟ دنبال اون داریم میگردیم الان شما از اون موقع که تا الان حرف زدیم میدونید الفاظ من چی بوده؟ چیکار به الفاظ دارید؟ فقط غرق تو اون معانی هستید همین رِند؟ 👈برو بالا شراب؟ 👈برو بالا مست؟ 👈برو بالا دیوانه؟ 👈برو بالا عاشق ؟ 👈برو بالا حالا چرا یه دیوانه سر خیابان رو دیدی همه کلمه دیوانه رو به همون مفهوم میبینی؟ کتاب لغت نیست که تا گفتن کلمه دیوانه آقا ذهنش رفته روی یه بدبخت که حالا ما اسمش رو گذاشتیم دیوانه حالا دیوانه نیست که،مریضه حالا یکی پاش درد میکنه یکی هم بیچاره مغزش درد میگیره این دیوانه نیست 👈حقیقت دیوانگی یه چیز دیگریه این آقا درآورده اینها رو به صورت این لفظ ظهور داده تو اون آیه قرآن فرمود:"پروردگار عالم اینها رو شراب میده" خب همین شراب دربیاد بصورت یک شعر جام شراب 👈دامن همت،حسین بن علی(ع) زد بر کمر 👈گفت من مینوشم این جام شراب پر خطر حالا یعنی امام حسین(ع) رفته تو کربلا خواست شراب خواری بکنه؟ اینجوری یعنی؟ نه اون حقیقت حرف رو ببین چیه اینه؟ خب آقا فرمودن به اینکه سوره حضرت رسول(ص) چهل و هفتمین سوره قرآن رو بخون اونجا گفته که:"در روز قیامت یک نحری داریم توش خَمره" اون خمر :"لذه للشاربین" اونهایی که میخورن چقدر لذت میبرن این خمر چیه؟ یعنی آقایون شراب فروشهای بیرون رفتن اونجا شراب فروشی باز کردن؟ این طور نیست تمام اونچه که عرفای عزیز فرمودن و این کج فهم های جاهل گفتن این کافره و او چه هست و او چه هست بیچاره ها توی لفظ موندن اسیر شدن دیگه خب بیچاره با خودت دعوا داری 👈داری با عقل خودت و با فهم خودت و با کج فهمی خودت میجنگی چیکار به دیگران داری؟ علی ای حال 👈حقیقت وجودی مون امشب وقت کارشه 👈برگردید هر کجا میخواهید برید نمیدونم آسمون میرید برید زمین میرید برید دریا میرید برید هر کجا تشریف میبری ببر 👈اما این جانِ پیشانی رو که بالاترین نقطه بدنه و هر کجا اینو دیدن خیلی همچین،آقا بالاسری کرده و اومده این بالا هم قرار گرفته 👈اینو پوزش رو بگیر بزن زمین 👈بگو انقدر آقا بالاسری نکن 👈تا فقیر نشدی نمیدن الهی عُبِیدُک بفنائک مسکینُک بفنائک فقیرُک بفنائک دادی خیلی ممنونیم ندادی 👈همین گدایی رو هم که دادی،کم ندادی 👈همین گریه رو هم که دادی کم ندادی میخواد اون بالا بشینه بگه میخوام کیف بکشم تو گریه بکن تو ذلیلی دیگه؟ تو عبدی دیگه؟ تو فقیری دیگه ؟ من دارایی تو دیگه باز چی میخوای؟ من مال تو 👈تو گریه بکن 👈من مال تو تموم شد و رفت "وصلاحه البکا" _______ ⛔️ هرگونه نشر و کپی بدون ذکر نام کانال جایز نمی باشد. پست 0⃣6⃣ @marefat1001 http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755186.mp3
زمان: حجم: 5.5M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه نودم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۹۰ درس ۷۹ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54
2_5274271615318755187.mp3
زمان: حجم: 5.6M
🎵 شرح کتاب معرفت نفس اثرماندگار علامه حسن زاده املی 👤شارح استاد صمدی آملی 🎤جلسه نود و یکم از جلد دوم کتاب معرفت نفس🌹 جلسه ۹۱ درس ۷۹ http://eitaa.com/joinchat/1795031071C84daa31f54