eitaa logo
دروس معرفت الله بالله تعالی
305 دنبال‌کننده
2 عکس
8 ویدیو
92 فایل
مباحث کلامی (توحید) در خدمت استاد حسن میلانی، با حضور جمعی از مدرسین سطوح عالی. فضای ابری: اصول المعارف: https://b2n.ir/f16988 https://b2n.ir/x33905 :معرفت الله تا جلسه۵۹ https://b2n.ir/r86784 :معرفت الله از جلسه ۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین جلسه 24 اصول المعارف الالهیة ص52-50، سه شنبه 31/2/98 خلاصه در ابتداء به بررسی نظریه اصالت وجود وادله آن پرداخته ودر ادامه شواهدی بر اتحاد تمام مشارب فلسفی از مشائیها واشراقیین وعرفاء بیان نمودند. نکات: ۞۞اگر وجود واقعیت داشته باشد نه ماهیت، پس چرا وجود درخت میوه میدهد ووجود آتش حرارت میدهد، میگویند وجود مراتب دارد، میگوئیم مگر یکی وجودتر از دیگری است؟! وثانیا مراتب وجود غیر از وجود که نیستند، اختلاف از کجا آمد؟ پس در حقیقت هویت وماهیت را قبول دارند. ۞آنچه معروف شده که ابن سینا قائل به تباین موجودات است، درست نیست، بلکه قائل به لزوم سنخیت بین خالق ومخلوق وتجلی خداوند به ذات، میباشد. ۞آنچه در بحث ماهیت مطرح است، هویت عینی اشیاء است، وگرنه هویت با قطع نظر از وجود خارجی وذهنی، کسی قائل به واقعیتش نشده است، لاموجود ولامعدوم است، واما وجود معقول ثانی است اگر چه گاهی وجود مجازا در موجود استعمال میشود، که همان هویت وعینیت خارجی باشد، پس بحث اصالت وجود وماهیت طبق نظریه خلقت، بحث لفظی خواهد بود. ۞این که وجود مشترک لفظی باشد مثل لفظ "شیر" هیچ متکلمی نگفته است، ولی فلاسفه وتفکیکیها اشتراک لفظی را میگویند، زیرا میگویند خدا وجود دارد، ولی بقیه صرف تعین هستند، ما ها موجود مجازی هستیم. ۞سوال: آیا خواستن چیزی از خود ائمه علیهم السلام اشکال دارد؟ جواب:# آنچه مهم است اعتقاد به این است که خداوند به هر کسی هر چه بدهد از طریق اهل بیت میدهد، وما هم هر چه بخواهیم از طریق اهل بیت به خدا میرسد، نه این که خدا خبر نداشته باشد، نه، ولی این رشته تشریفاتی در عالم هست، حال در مقام لفظ چه بگوئید امام زمان بدهد یا بگوئید امام زمان شفاعت کند، فرقی نمیکند، اما اگر قائل باشد که ائمه علیهم السلام مستقل از خداوند اعطاء میکنند یا خداوند بدون توسیط اهل بیت اعطاء میکند، این غلط است، وفرشته هم هر کاری در عالم انجام بدهند تحت امر اهل بیت علیهم السلام هستند. # این عقیده میگوید خداوند متعال بدون نیاز به اهل بیت علیهم السلام میتوانست کل عالم را خلق کند ویا مورچه ای را روزی بدهد، اما به جهت تشریف واکرام، به اهل بیت علیهم السلام این مقام وتصرفات را داد، ولی فلاسفه میگویند محال است که خداوند ذاتش جریان پیدا کند مگر از طریقی که ما میگوئیم، مثلا بخاری اطرافش خیلی گرم است وهر چه فاصله میشود گرما کمتر میشود، نمیتواند بخاری حرارت را به فاصله دور برساند ولی فاصله نزدیکش حرارت کم داشته باشد، حرف فلاسفه این است که خدا را یک منبع وجودی در جریان میدانند ولذا معتقدند محال است واسطه نباشد، قاعده امکان اشرف همین است، که البته صحیح این است باید بگویند وجوب وجود ممکن اشرف. # همه امور به اهل بیت تفویض شده است، تفویض غلط این است که مدیر همه کارها را به معاونش بدهد وخودش برود خانه بخوابد، ولی صحیح این است که اگر چه امور به اهل بیت واگذار شده، ولی همیشه امضاء خدا هم لازم دارد، خداوند هر چه را که اهل بیت بخواهند امضا میکند. # سروش میگوید ما شیعه غالی هستیم، در زمان اهل بیت علیهم السلام این حرفها نبود، مساله علم غیب وعصمت نبود، مرامنامه شیعه غالی زیارت جامعه است که خلق ورزق پیش اهل بیت است، ورجوع خلق به اهل بیت علیهم السلام است. میگوئیم اولا کجای زیارت جامعه گفت خلق ورزق به اهل بیت است، وثانیا چه اشکالی در رجوع خلق به اهل بیت هست؟ اگر رجوع خلق به ملائکه بود مشکل نبود، ولی حال که رجوع به اهل بیت است مشکل دارد؟!! او خیال میکند از روز اول که هنوز شراب حرام نشده، بایستی فضائل اهل بیت بیان میشد، خب چه اشکال دارد در زمان امام هادی علیه السلام این فضائل در زیارت جامعه منعکس شود؟! یا امام صادق علیه السلام بگوید؟. ۞سوال: مقصود از ارائه ملکوت سماوات به حضرت ابراهیم علیه السلام چیست؟ جواب: ملکوت یعنی قدرت، پرده ای از قدرت خودش را نشان میدهد، شاید تقدیرات که در لوح محو واثبات هست، ویا ملائکه را به حضرت نشان دادند. ۞بررسی روایات اعتقادی کار مشکلی است، تقطیعات، جعلیات، معارضات، متشابهات کار را سخت کرده.توحید صدوق را چند بار وروایات بحار تا جلد هشت، ومقدار زیادی از روایات جلد اول کافی را، درس داده ایم. ۞سوال: زمان معراج پیامبر صلی الله علیه وآله گفته میشود خیلی کم بوده، بیرون آمدن آب از کوزه یا خوردن کوبه درب را نقل میکنند، آیا این با کثرت مشاهدات ایشان معقول است؟ جواب: کسی میگفت که در زمان چرت چند ثانیه، خواب طولانی دیدم، سیر در عالم خواب چون جسم لطیف است با سرعت میتواند حرکت کند، وزمانهای زیادی را در مقداری زمان کمتر در ناحیه ما طی میکند، وبحثهای نسبیت انیشتین این جا مطرح میشود، زمان برای هر کسی یه جوری اندازه گیری میشود.
۞سوال: بهشت وجهنم کجا قرار دارد؟ جواب: شاید بهشت وجهنم نسبت به عالم ما حالت لطافت وکثافتی است، این که دارد عرضها السموات والارض، آسمان وزمین هفتگانه شاید درونش بهشت ودوزخ باشد، وسیر معراجی پیامبر هم میتواند در مکان باشد وهم در باطن آسمان وزمین.
بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین جلسه 23 اصول المعارف الالهیة ص49-50، دوشنبه 30/2/98 ۞انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین راه راست را نشان میدهند، ونیازی به گیج کردن مخالف ندارند، ولی ارائه راه باطل نیاز به سرگرم کردن مخاطب دارد، کلاه برداری با ساده صحبت کردن نمیشود، ۞در کتب روائی ما از کتاب العقل والجهل شروع میشود وبعد کتاب العلم است، کسی که عقل ندارد مکلف نیست، ولی عقل به تنهائی کافی نیست، بلکه باید عالم را پیدا کرد وبه او مراجعه نمود، مخصوصا عالمی که علمش کامل باشد، وبعد وارد روایات خداشناسی وعقائد ومعارف میشوند. ۞اگر دین نباشد همه چیز مبهم میشود، کسی که به عقل خودش اکتفاء میکند و دین ندارد در مورد ازدواج میگوید روی قبرم بنویسید هذا قبر من جنی علیه اباه وهو لم یجن علی احد، وهمه چیز میخورند، از سوسک وجنین وخون و... اگر دین نباشد چه طوری میشود اثبات کرد سوسک خوردن درست نیست؟ ۞فلاسفه میخواهند اثبات کنند واجب الوجود همین چیزهائی است که میبینیم!!!، تصور کنین چقدر باید اصطلاح جعل کنند، واین اصطلاحات مخدّر را به ذهن مخاطب تزریق کنند، تا او این حرفها را قبول کند، وخود را خدا وپیغمبر وامام بداند، در کتاب اسفار بنویسد العالم متوهم ما له وجود حقیقی، وآقای جوادی در تعریف کتاب بگوید سزاوار بود ملاصدرا بگوید: الیوم اکملت لکم وجه عقولکم. ۞تبلیغ دین زحمتی ندارد، کار زحمت دار کار سنیهای وفلاسفه است، زیرا نشان دادن زیبائیهای گل مشکل نیست، ولی زیبا نشان دادن چیزی که زشت است خیلی مشکل است. ۞بحث اصالت الوجود واعتباریت ماهیت که برایش مقدمات متعدد واستدلالات گوناگون می آورند، وآن قدر بزرگش میکنند، میخواهد بگوید "وجود" یک خمیر مجسمه سازی ازلی وابدی است، و"عدم" خلاف ذاتش هست، واگر چیزی باشد صور او هستند که ماهیات باشند وهیچ بهره ای از وجود ندارد، فرقی بین اصالت وجود ووحدت وجود نیست، وافرادی مثل آقای مطهری میگویند وحدت وجود چند مقدمه دارد: اشتراک در وجود، تشکیک در وجود واصالت وجود و...، ولی این صحیح نیست، خود ملاهادی وآقای طباطبائی میگویند این طور نیست، اصالت الوجود مساوی با وحدت وجود میدانند. ۞وجود وعدم صفت عقلی است برای هویات وذوات، اژدهای هفت سر عدم دارد وانسان وخدا وجود دارند، صفتی است که عقل برای اشیاء تجویز میکند، در خارج اگر خالق ومخلوق را برداریم وجود نمی ماند، اگر وجود در خارج باشد عدم هم باید در خارج باشد، بلکه آنچه در خارج داریم این درخت است که هست واژدهای هفت است که نیست، عقل از اینها معنای موجود ومحقق وثابت، ومعدوم ونیست ونابود، را انتزاع میکند. بر فرض هم وجود در خارج باشد، این که در خارج نه ازلی است ونه ابدی ونه بینهایت، همه متجزی هستند. ۞این که میگویند محال است وجود عدم شود، میگوئیم اصلا وجود در خارج نداریم، تا بخواهد عدم شود، اگر مقصود این است که در مفهوم وجود عدم نخوابیده است، این صحیح است ومعلوم است، وگرنه وجود وعدم نقیضان نمیشدند، ولی ربطی به واقعیات خارجی ندارد. ۞میگویند چون درخت موجود میوه میدهد، پس معلوم میشود که وجود اصالت دارد، میگوئیم بالاخره درخت است که میوه میدهد، خود خدا خلق میکند نه وجود خدا، اصلا بحث در اینها نیست، وحدت وجود را در قالب این مطالب به فکر مخاطب تزریق میکنند. ۞محل نزاع در این است که اصالت الوجودی میگوید یک حقیقت بینهایت ازلی وابدی که شکلهایش عوض میشود، وشکلها هم وجود ندارد مگر به مانند شکل خمیر مجسمه سازی، در مقابل اصالت الماهوی، (البته نه کسانی که بگویند ماهیت من حیث هی لیست الا هی، موجود واصیل باشند، اصلا چنین کسی وجود ندارد) منظور از اصالت الماهوی کسانی هستند که گفتند هویاتی داریم به نام آسمان وزمین ودرخت، وخداوند متعال، که خداوند خالق وبقیه مخلوق هستند، نمیگویند اصالت الوجود را وضع کردیم برای مقابله با این نظریه که هویات قابل وضع ورفع داریم، میآید فرض موهومی در مقابل خودش قرار میدهد که شما کاملا آن را بدیهی البطلان میدانید. طبق نظر ابتدائی که وجود یا ماهیت اصیل باشد، هیچکدام درست نیست. ۞قرآن میگویند اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون، حضرت آدم را از خاک آفریدیم، انا ارسلنا الریاح، خداوند هر چه در عالم محقق شده را به خودش نسبت میدهد، ولی به واسطه علوم غربی در ذهن ما این را وارد کردند که از تبخیر آب باران درست میشود، یا اگر بذری در شرائط آماده بکارید تبدیل به گیاه ومثلا لوبیا، میشود، نتیجتا روحیه توحیدی را بدون این که بفهمیم از ما گرفته اند، روایت میگوید داروئی که میخوری بسم الله بگو تا تاثیر کند، ولی علم جدید فکر ما را عوض میکند، واصلا سراغ این مطالب نمیرویم، یا شطرنج را در قالب تقویت ریاضیات وفکر، ترویج میکنند.
۞ تا صد سال پیش "خلق لا من شیء" را همه جا مطرح بود ومشکلی نبود، ولی الآن هر جا مطرح کنید از کانالهای شبکه های اجتماعی تا حوزه ودانشگاه، همه جا به انسان میخندند، ومیگویند مگر میشود هیچ چیزی نباشد وخداوند خلق کند: سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَعْرِفُونَ اللَّهَ مَا هُوَ وَ التَّوْحِيدَ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ الدَّجَّال. ۞در کتاب علوم اسلامی مرحوم مطهری، به شکل بسیار سبکی با علم کلام برخورد میکند، واز همان ابتداء در ذهن طلبه فضای منفی نسبت به علم کلام شکل میگیرد. ۞آنهائی که مشرب صحیحی دارند وفقهاء ما هستند، خیال میکنند نیازی به رد فلسفه نیست، خودش نابود میشود، ولی توجه ندارد رها کردن رد فلسفه، رها کردن کلام است، اسلام در فقه واصول خلاصه نمیشود، رکن اسلام فقه واصول واعتقادات است. ۞ادعای ریاضتها ومکاشفات ومثلا انداختن آب دهان حضرت رضا علیه السلام در دهان، را ضمیمه حرفها میکنند که طرف دیگر اصلا قدرت فکر پیدا نکند. ۞ایجاد معنای مصدری است ولی موجود میشود، من که آب خوردن را ایجاد میکنم آب خوردن موجود میشود، وقطعا امر حقیقی است، ولی معنای مصدری وفعلی است، نه یک جوهر مشت پر کن خارجی، ولی تمام خصوصیات اشیاء دیگر را دارد، زمان ومکان وکیفیت وکمّیت دارد. سنخ آب خوردن غیر از سنخ نقاشی کشیدن است، کم وکیف وزمانش متفاوت است، آثارشان هم مشخص وفاعلشان مشخص است. پس خود ایجاد هم یکی از موجودات است، البته از سنخ فعل است نه از سنخ جواهر واعراض. ۞ وقتی میگوئیم خدا خلق میکند لا من شیء، یعنی انرژی از خودش به چیزی نمیدهد، کم وزیاد نمیشود، چون خدا متجزی نیست، ولی در باره غیر خدا مثلا اگر کسی با نگاهش قطار را نگاه میدارد (که البته ثابت نشده) ، انرژیهای بدنش را جمع میکند وجهت میدهد که قطار می ایستد، مثل کاری که ذره بین با تجمیع نور خورشید میکند، پس انتقال انرژی هست، واگر اهل بیت خلقت انجام دهند شاید با همین انتقال انرژی باشد، پس خلق آنها هم خلق من شیء است، وتنها خداست که بدون این که سببی وانرژی داشته باشد خلق لا من شیء میکند، من که نقاشی میکنم از خودم چیزی کم میشود تا اعطاء صورت بگیرد، پس هم چیزی از فاعل کم میشود وهم انتقالی صورت میگیرد، البته این انتقال دیده نمیشود، انرژی سبب جابجائی میشود وحامل دارد، مثلا سیل که خانه را خراب میکند، شما ذرات آب را میبینید ولی انرژی دیده نمیشود اما ماده تبدیل به انرژی میشود، (واین که انرژی تبدیل به ماده شود، هنوز دیده نشده) بمب که منفجر میشود اگر چه اکثر ذراتش از بین نمیرود، ولی چون با انرژی خود خانه ها را خراب میکند، پس مقداری از ذراتش کم شده است. ۞در خلق خدا منشأ مادی نمیخواهد، ولی در مورد خالقیت غیر خدا همیشه از انرژی استفاده میشود، پس از این جهت میتوان گفت خلق غیر خدا همیشه خلق من شیء است. ولی خلق خداوند همیشه لا من شیء است ولو با ترکیب کردن وتغییر دادن اشیاء دیگر باشد، از خودش چیزی کاسته نمیشود، افعال ما همه انفعال است، ولی فعل خداوند انفعال نیست، در خلق من شیء بودنِ آفرینش باران از ذرات آب لازم نیست تمام ذرات آب تبدیل به باران بشوند، بلکه همین که مقداری از ذرات تبدیل به انرژی هم بشوند، کافی است که خلق باران من شیء باشد. ۞قدرت یعنی توانائی بر فعل وترک، مثل علم از صفاتی است که خداوند به موجودات مختار اعطا میکند، ولی قدرت خدا خارج از ذاتش نیست، مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام خَلَقَ اللَّهُ الْأَشْيَاءَ بِالْقُدْرَةِ أَمْ بِغَيْرِ الْقُدْرَةِ فَقَالَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْقُدْرَةِ لِأَنَّكَ إِذَا قُلْتَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْقُدْرَةِ فَكَأَنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ الْقُدْرَةَ شَيْئاً غَيْرَهُ وَ جَعَلْتَهَا آلَةً لَهُ بِهَا خَلَقَ الْأَشْيَاءَ وَ هَذَا شِرْكٌ وَ إِذَا قُلْتَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِقُدْرَةٍ فَإِنَّمَا تَصِفُهُ أَنَّهُ جَعَلَهَا بِاقْتِدَارٍ عَلَيْهَا وَ قُدْرَةٍ وَ لَكِنْ لَيْسَ هُوَ بِضَعِيفٍ وَ لَا عَاجِزٍ وَ لَا مُحْتَاجٍ إِلَى غَيْرِهِ. ۞قصه ای که در کتاب طرائف الحقائق برای عارف شدن سید علی شوشتری نقل میکند اولا ثابت نیست، بلکه قریب به یقین اصلا سید علی شوشتری در این فضاها نبوده است واین مطالب را به او بسته اند، واگر هم واقعیت داشته است شاید او جنّ بوده است که میخواسته این سید را گمراه کند. وثابت نیست که شیخ انصاری سر وسرّی با او داشته است، بلکه صرفا درس اخلاق بوده است. وهمینطور ملاحسین قلی همدانی هم معلوم نیست که وحدت وجودی باشد، شاید بعدیها درست کرده باشند.
۞مرحوم شیخ ذبیح الله قوچانی ظاهرا از اولین کسانی بوده است که برای آقای قاضی مرید جمع میکرده، ولی در نماز میتی میبیند آقای قاضی به میت میگوید: انت عبدی وانا خیر منزول به، (به جای انت خیر منزول به) لذا از او جدا میشود ودعوا میکند، ومریدهای آقای قاضی او را تهدید میکنند، وهمین سبب میشود که نجف را کلا ترک کند وبیاید مشهد. ۞علم مثل قدرت ذات الاضافه است، ولی همانطور که در قدرت وجود مقدور در تحقق قدرت نقش ندارد، در علم هم وجود معلوم لازم نیست، پس در مورد علم خداوند به آینده مشکلی نیست، بلکه علم خداوند به آینده مثل علم خداوند به زمان حاضر مشتمل بر صور ذهنیه مثل ما نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین جلسه 24 اصول المعارف الالهیة ص52-50، سه شنبه 31/2/98 خلاصه در ابتداء به بررسی نظریه اصالت وجود وادله آن پرداخته ودر ادامه شواهدی بر اتحاد تمام مشارب فلسفی از مشائیها واشراقیین وعرفاء بیان نمودند. نکات: ۞۞اگر وجود واقعیت داشته باشد نه ماهیت، پس چرا وجود درخت میوه میدهد ووجود آتش حرارت میدهد، میگویند وجود مراتب دارد، میگوئیم مگر یکی وجودتر از دیگری است؟! وثانیا مراتب وجود غیر از وجود که نیستند، اختلاف از کجا آمد؟ پس در حقیقت هویت وماهیت را قبول دارند. ۞آنچه معروف شده که ابن سینا قائل به تباین موجودات است، درست نیست، بلکه قائل به لزوم سنخیت بین خالق ومخلوق وتجلی خداوند به ذات، میباشد. ۞آنچه در بحث ماهیت مطرح است، هویت عینی اشیاء است، وگرنه هویت با قطع نظر از وجود خارجی وذهنی، کسی قائل به واقعیتش نشده است، لاموجود ولامعدوم است، واما وجود معقول ثانی است اگر چه گاهی وجود مجازا در موجود استعمال میشود، که همان هویت وعینیت خارجی باشد، پس بحث اصالت وجود وماهیت طبق نظریه خلقت، بحث لفظی خواهد بود. ۞این که وجود مشترک لفظی باشد مثل لفظ "شیر" هیچ متکلمی نگفته است، ولی فلاسفه وتفکیکیها اشتراک لفظی را میگویند، زیرا میگویند خدا وجود دارد، ولی بقیه صرف تعین هستند، ما ها موجود مجازی هستیم. ۞سوال: آیا خواستن چیزی از خود ائمه علیهم السلام اشکال دارد؟ جواب:# آنچه مهم است اعتقاد به این است که خداوند به هر کسی هر چه بدهد از طریق اهل بیت میدهد، وما هم هر چه بخواهیم از طریق اهل بیت به خدا میرسد، نه این که خدا خبر نداشته باشد، نه، ولی این رشته تشریفاتی در عالم هست، حال در مقام لفظ چه بگوئید امام زمان بدهد یا بگوئید امام زمان شفاعت کند، فرقی نمیکند، اما اگر قائل باشد که ائمه علیهم السلام مستقل از خداوند اعطاء میکنند یا خداوند بدون توسیط اهل بیت اعطاء میکند، این غلط است، وفرشته هم هر کاری در عالم انجام بدهند تحت امر اهل بیت علیهم السلام هستند. # این عقیده میگوید خداوند متعال بدون نیاز به اهل بیت علیهم السلام میتوانست کل عالم را خلق کند ویا مورچه ای را روزی بدهد، اما به جهت تشریف واکرام، به اهل بیت علیهم السلام این مقام وتصرفات را داد، ولی فلاسفه میگویند محال است که خداوند ذاتش جریان پیدا کند مگر از طریقی که ما میگوئیم، مثلا بخاری اطرافش خیلی گرم است وهر چه فاصله میشود گرما کمتر میشود، نمیتواند بخاری حرارت را به فاصله دور برساند ولی فاصله نزدیکش حرارت کم داشته باشد، حرف فلاسفه این است که خدا را یک منبع وجودی در جریان میدانند ولذا معتقدند محال است واسطه نباشد، قاعده امکان اشرف همین است، که البته صحیح این است باید بگویند وجوب وجود ممکن اشرف. # همه امور به اهل بیت تفویض شده است، تفویض غلط این است که مدیر همه کارها را به معاونش بدهد وخودش برود خانه بخوابد، ولی صحیح این است که اگر چه امور به اهل بیت واگذار شده، ولی همیشه امضاء خدا هم لازم دارد، خداوند هر چه را که اهل بیت بخواهند امضا میکند. # سروش میگوید ما شیعه غالی هستیم، در زمان اهل بیت علیهم السلام این حرفها نبود، مساله علم غیب وعصمت نبود، مرامنامه شیعه غالی زیارت جامعه است که خلق ورزق پیش اهل بیت است، ورجوع خلق به اهل بیت علیهم السلام است. میگوئیم اولا کجای زیارت جامعه گفت خلق ورزق به اهل بیت است، وثانیا چه اشکالی در رجوع خلق به اهل بیت هست؟ اگر رجوع خلق به ملائکه بود مشکل نبود، ولی حال که رجوع به اهل بیت است مشکل دارد؟!! او خیال میکند از روز اول که هنوز شراب حرام نشده، بایستی فضائل اهل بیت بیان میشد، خب چه اشکال دارد در زمان امام هادی علیه السلام این فضائل در زیارت جامعه منعکس شود؟! یا امام صادق علیه السلام بگوید؟. ۞سوال: مقصود از ارائه ملکوت سماوات به حضرت ابراهیم علیه السلام چیست؟ جواب: ملکوت یعنی قدرت، پرده ای از قدرت خودش را نشان میدهد، شاید تقدیرات که در لوح محو واثبات هست، ویا ملائکه را به حضرت نشان دادند. ۞بررسی روایات اعتقادی کار مشکلی است، تقطیعات، جعلیات، معارضات، متشابهات کار را سخت کرده.توحید صدوق را چند بار وروایات بحار تا جلد هشت، ومقدار زیادی از روایات جلد اول کافی را، درس داده ایم. ۞سوال: زمان معراج پیامبر صلی الله علیه وآله گفته میشود خیلی کم بوده، بیرون آمدن آب از کوزه یا خوردن کوبه درب را نقل میکنند، آیا این با کثرت مشاهدات ایشان معقول است؟ جواب: کسی میگفت که در زمان چرت چند ثانیه، خواب طولانی دیدم، سیر در عالم خواب چون جسم لطیف است با سرعت میتواند حرکت کند، وزمانهای زیادی را در مقداری زمان کمتر در ناحیه ما طی میکند، وبحثهای نسبیت انیشتین این جا مطرح میشود، زمان برای هر کسی یه جوری اندازه گیری میشود. ۞سوال: بهشت وجهنم کجا قرار دارد؟ جواب: شاید
بهشت وجهنم نسبت به عالم ما حالت لطافت وکثافتی است، این که دارد عرضها السموات والارض، آسمان وزمین هفتگانه شاید درونش بهشت ودوزخ باشد، وسیر معراجی پیامبر هم میتواند در مکان باشد وهم در باطن آسمان وزمین.