eitaa logo
مرقومات/علی ریاحی پور
1.9هزار دنبال‌کننده
462 عکس
511 ویدیو
60 فایل
📝 مرقوماتی سیاسی و تاریخی... 🔴 کارشناس ارشد علوم سیاسی محقق و پژوهشگر انقلاب اسلامی 📲 ارتباط با ادمین ایتا: @Aliriahipoor
مشاهده در ایتا
دانلود
کاندیدا نشوید(1).pdf
672.9K
📝متن نامه بیش از ۷۰۰ نفر از ادوار و فعالین خطاب به روسای قوای و : « کاندیدا نشوید...» ❗️امیدواریم دلایل ما برخی از مهمترین چالش‌هایی را که حضور شما ایجاد می‌کند، روشن‌تر کرده باشد. بگذارید یک‌بار در کنار تمام دعوت‌هایی که از شما برای حضور در انتخابات می‌شود، ما شما را کنیم. امید می‌رود که این نیامدنِ شما و تداوم بهبود عملکرد قوه‌ی قضائیه و مقننه به دست شما، با قرار گرفتن در کنار یک ، فردایی روشن را برای کشور رقم بزند. 📌به همراه اسامی امضاکنندگان @marghoomat
نان و ایمان.mp3
948.6K
🔺خدایا به من عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، نخورم. و مُردنی عطا کن که بر بیهودگی اش نباشم. 🔺 خدایا تو چگونه را به من بیاموز، چگونه را خود خواهم آموخت. 🔺 خدایا رحمتی کن تا ایمان، و برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر افکنم. @marghoomat
هدایت شده از هفته نامه ۹ دی
💠 شماره ۵۲۵ هفته‌نامه ۹دی منتشر شد 👈فردا شنبه روی دكه‌های مطبوعات 🔻خاموشی نظارت بر سازمان اوقاف 🔹گزارش ۹دی درباره چرایی تعلل مجلس و سازمان بازرسی در نظارت، تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امور خیریه 🔻قوه قضائیه با قوه قضائیه برخورد کند! 🔹آزادی طبری، فرار میمندی‌نژاد و اعتباربخشی به سلاح‌ورزی از مصادیق برهم زدن امنیت روانی و ذهنی جامعه است 🔸اتاق بازرگانی یا کانون فتنه‌گران علیه مردم؟! 🔸 تولید حداکثری گاز؛ بدون برجام بدون توتال 🔸خطای راهبردی در مواجهه با کشف حجاب ♨️ فروش نسخه pdf هفته نامه ۹ دی ♨️ با توجه به درخواست مکرر برخی علاقمندان داخلی و بویژه عزیزان خارج از کشور، از سال ۹۸ فروش نسخه دیجیتال ۹دی آغاز شد. برای خرید نسخه PDF روی لینک زیر بزنید: ‏jaaar.com/kiosk/archives/9day هفته نامه ۹ دی 👇 http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a مدیر مسئول 👇 http://eitaa.com/joinchat/389677056C798a6dc5a1 ...
🔴 استحاله عدالتخواهی و مرگ انقلابی گری! 🔺مروری بر پروژه ایتانیزه کردن جنبش دانشجویی! بخش اول. 🔹اینکه رودخانه عدالتخواهی و تفوق امر سیاسی بر تشکل های دانشجویی و مجموعه های فعال انقلابی حاضر در صحنه در پشت سد ایتانیزه کردن اتمسفر فضای سیاسی چنان به دریاچه ای آرام و دلنشین مبدل می شود که گویی اصلا از ابتدا برای رسیدن به همین غایت پدید آمده بود را نباید موضوع ساده و بی اهمیتی در نظر گرفت. در واقع نه تنها ایتانیزه کردن جریان عدالتخواهی انقلابی یک حادثه طبیعی و عادی نیست بلکه برعکس، کمی فاصله گرفتن از آغاز و پایان این اتفاق این ذهنیت را القا می کند که اینها اساسا دوماجرای ماهیتاً متفاوتند که هریک در دل تاریخ مسیر خود را رفته اند و از سر حادثه مرگ یکی با تولد دیگری مقارن گشته است. جنبشی دانشجویی و انقلابی که با مفاهیم عدالت، برابری، جامعه طبقاتی، فساد ساختاری، دفاع از حقوق ملّت، مستضعفین، مردم، مستکبران، آزادی انتقاد، و در یک کلمه «آرمانخواهی» هویت یافت و سازمانی که با مفاهیم کارآمدی، توسعه، برنامه ریزی، تخصص، بهینه سازی و رشد اقتصادی و در یک کلمه «مدیریت» بر جای آن نشست. 🔹آنچه با آن مواجهیم را می توان با تحول از Politics به Policy یا از عمل سیاسی به سیاستگزاری توضیح داد. با بهره گیری از ادبیات جامعه شناختی و بویژه اندیشه ماکس وبر می توان مهمترین تمایز میان این دو را در این دانست که Politics از جنس عقلانیت ارزشی و Policy از جنس عقلانیت ابزاری است. موضوع اولی «اهداف» و موضوع دومی «وسایل» است. در Politics یا عمل سیاسی بحث اصلی درباره اعتبار آرمانها و ارزیابی ساختارها و اراده های سیاسی از حیث تطابق آن با ارزشها و اهداف است، اما Policy یا سیاستگزاری با مفروض گرفتن اهداف صرفا خود را دلمشغول ارتقاء کارکرد درونی یک سیستم می بیند. از منظر عمل سیاسی یک سیستم همواره به واسطه التهاب دائمی امر سیاسی و تحول در معانی و اهداف و نیاز به سنجش همیشگی ساختارها با آرمانها «در حال تأسیس» است اما از منظر سیاستگزاری هر سیستمی یکبار تأسیس می شود و پس از آن باید کوشید که کارایی آن نظام را حفظ کرد و یا ارتقاء بخشید. آرمانخواهان عامل سیاسی دلمشغول «تحول و تکامل» یک نظامند و سیاستگزاران دلمشغول «اداره» آن. از این حیث مردان سیاسی به سازندگان ماشین دولت شبیهند و سیاستگزاران به مکانیک ها و تعمیرکنندگان آن. از یک منظر دیگر زمانی که اهالی پلیسی درباره کارایی ماشین و زودتر به مقصد رسیدن و رفاه حال مسافران در طول راه و مدیریت مصرف سوخت برنامه ریزی می کنند، اهالی پلیتیکز از خودِ مقصد و صدق راه در رسیدن به هدف پرسش می کنند. در حالیکه سیاستگزاران به «توسعه» نظام موجود می اندیشند، سیاست ورزان در «تعالی» وضع سیاسی موجود چون و چرا می کنند. 🔹بنابراین وقتی می گوییم مجموعه هایی چون ایتان و بیان قرائتی خاص از «مسأله محوری»، از عدالتخواهی و انقلابی گری سیاست زدایی کرده است، مرادمان همین تبدیل و تبدل و استحاله Politics به Policy است. اینها را صرفا نباید دو رویکرد در تحلیل مسائل دانست، بلکه اینها را باید دو جهان‌بینی در فهم جامعه و سیاست و دولت و حتی چیستی مشکل و مساله تلقی کرد. سیاستگزار الزاما تاریخ، جامعه، سیاست و فرهنگ را چون ماشینی می بیند که اگر «خوب کار کند» هیچ حادثه ای رخ نخواهد داد. از این جهت است که به دو صفت جدید برای سیاستگزار مستقر در حاکمیت دست می یابیم: از آنجا که تلقی مکانیکی از حرکت تاریخ دارد و برای مهار آن قائل به مهندسی اجتماعی است، تکنوکرات است و از آنجا که هدف هدف‌ستیز او «به سامانی» و صرفاً «نظم امور» است عمیقاً محافظه کار است. تکنوکرات سیاستگزاری می کند تا بی نظمی را مهار کند: او تغییر ایجاد می کند تا تغییر را از میان بردارد. 🔹در نگاه تکنوکرات، همه چیز به تکنیک و تکنولوژی فروکاسته می شود. مسأله مجموعه هایی چون ایتان کارآمدیِ «ماشین دولت» یا در مقیاس کلان تر «ماشین حاکمیت» است و همواره این کار را با بهبود «روش ها و تکنیکها» انجام می دهد. از این منظر تکنیک مانند تکنولوژی امری یونیورسال است و تنها کافیست که به انتقال آن اقدام کرد. «انتقال فناوری» استعاره ی بنیادین نحوه ی نگرش تکنوکراتهای مذهبی به جهان است که بر پایه آن اقتصاد، دانشگاه، علم، فرهنگ، جامعه، سیاست، مدرسه و یا به اصطلاح خودشان «سیستمهای اجتماعی» را در نسبت با «تجربیات جهانی» تحلیل و ارزیابی می کنند. با اینحال پاسخ در هر پرسشِ توسعه ای همواره یک چیز است: انتقال فناوری. @marghoomat
🔴 استحاله عدالتخواهی و مرگ انقلابی گری! 🔺مروری بر پروژه ایتانیزه کردن جنبش دانشجویی! بخش دوم. 🔹بنابر آنچه گفته شد تکنوکرات را باید لایه کارشناسان طبقه محافظه کار نظام سیاسی-اجتماعی دانست که دولت و جامعه را در جهت حفظ یک وضع سیاسی خاص مهندسی می کنند. تکنوکرات از درون عالم خود که به کار و بار خود می نگرد، کار خود را کاملا علمی، خنثا، بی جهت و در راستای قواعد علمی تجربه شده ی توسعه ی کشورها می بیند، و به هیچ وجه نسبت به ماهیت سیستمی که اداره، سیاستگذاری و تضمین کارآمدی آنرا بر عهده دارد واقف نیست. تکنوکرات کاملاً با اسامی و معانیِ نظامهای مختلف اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اخلاقی و تاریخی -که ملغمه خاصی از آنها را با توجه به ماهیت مفروضات خود پیاده می کند- بیگانه است و می پندارد که با نشاندن «خوب حکمرانی کردن» بر کرسی «حکمرانی خوب» توانسته رندانه کل تاریخ فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق را دور بزند. این بیماری البته اگر در زادگاه غربی خود مباحث فلسفی بسیاری را برانگیخته و بعنوان یک بن بست تاریخی و تمدنی بویژه از سوی اندیشمندان اروپایی مورد بررسی قرار گرفته، در ایران ماهیتی کاملاً وارداتی و استعماری دارد. ریشه نفوذ تکنوکراتها در حاکمیت ایرانی به تأسیس سازمان آمریکایی برنامه و بودجه در ایران و کودتای انگلیسی-امریکایی 28 مرداد باز می گردد که نقشی اساسی در جهت چپ زدایی، سیاست زدایی و جلوگیری از تغییر رژیم پهلوی در دوران جنگ سرد بر عهده داشتند. علی رغم انقلاب اسلامی و خلع ید امریکاییان، متأسفانه تکنوکراتها همچنان در نظام جدید هم دست بالاتر را در سیاستگزاری و اداره حاکمیت دارند و پروژه مدرنیزاسیون ایران را، هرچند به صورتی بی بنیاد و آشفته در مقایسه با برنامه های توسعه ی پیش از انقلاب و البته اینبار با پوششی اسلامی و مقدس، پیش می برند. 🔹از آنجا که سیاستگزاران و تکنوکرات ها در مراکزی نظیر ایتان و کلیه ساختار کارشناسی دولت و حاکمیت، تنها به توسعه وسائل و یا به تعبیر درست رهبری «اداره کشور» مشغولند، ثمره تلاشهای آنها عملاً نه در سبد آرمانهای انقلاب اسلامی بلکه در سبدِ سخت افزار یا صرفاً حفظ و تقویت صورتِ نظام می ریزد. تکنوکراتها اگرچه با زیرکی تصور می کنند که با گرفتن زهر سیاسی مفاهیم و مقولات و مثلاً تبدیل مستضعفین به محرومین یا قشر آسیب پذیر، مظلومیت به نارضایتی، استبداد به اقتدار، مردم سالاری به مقبولیت، سرمایه داری به رشد اقتصادی، جامعه بی طبقه به کاهش ضریب جینی، قومیت ستیزی به وحدت ملی، استکبار ستیزی به حفظ منافع ملی، علم به مدرک، فرهنگ به رسانه، معنویت به مناسک، و عدالت به کارآمدی توانسته اند که بنیادهای سیاسی و انقلابی جامعه را افسار زنند و با سیاستهای خود مهندسی آنرا به دست گیرند، اما غافل از آنند که برقرار شدن این معادلات تنها در ذهن آنها و نه در جهان واقع اتفاق افتاده است و تنها این تکنوکراتها هستند که در طول این سالیان از حقیقت مفاهیم استضعاف، ظلم، استبداد، جامعه طبقاتی، استکبار، علم، فرهنگ، معنویت و عدالت غافل بوده اند و نه تنها اکنون هیچ سخنی درباره این مقولات ندارند بلکه خود مهمترین عامل این عقب ماندگی در پیشرفت انقلاب اسلامی محسوب می شوند. این نکته ی اساسی بیان بسیار مهم رهبر انقلاب است که «تمام دستگاه های نظام مشغول اداره کشورند و تا کنون هیچ نهادی مسئولیت رصد اهداف انقلاب و ارزیابی راهی که آمده ایم در نسبت با آرمانها را نداشته است». نکته ای در نقد خلأ امر و فکر و عمل سیاسی و غلبه مدیران و تکنوکراتها بر نظام سیاسی ما، که به نظر می رسد روی دیگر توقف فرهنگی و نرم افزاری و اکتفا به توسعه سخت افزاری در چهار دهه گذشته است. 🔸 صریح می گویم؛ یکی از علت‌های اخته شدن و غیرسیاسی بودن بدنه مهمی از جریان دانشجویی که اساسا از امر سیاسی فراری می باشد، تفوق دادن ادبیاتی غلط از کار تخصصی و مساله محوری در فضای جنبش دانشجویی بوده است. ادبیاتی که امروز حتی بانیان اولیه ی آن هم قبول دارند در جاهایی زیاده‌روی کردند و نمک غذا را آنقدر شور کردند که امروز پشیمان اند. این جریان خواسته یا ناخواسته جنبش دانشجویی را دچار چنان باتلاقی کرد که حالاحالاها باید برای بیرون آمدن از آن دست و پا بزند. الغرض؛ اگر دنبال علت یابی انفعال امروز جنبش دانشجویی و بخشی از جریان انقلابی می گردید، صرفا به امت، آدرس خانه روحانی و هاشمی و... را ندهید، خیر! بلاشک مقصر حداقل بخشی از وضعیت موجود تکنوکرات‌های جوان مساله محوری می باشند که پروژه سیاست زدایی در دانشگاه ها را به خوبی کلید زدند و امروز دارند میوه های آن را می چینند! @marghoomat
دین همه دین است.pdf
2.44M
🔺جزوه خواندنی «دین همه دین است» ⬅️ گفتاری از وحید جلیلی @marghoomat
حد آزادی تا کجاست!.mp3
3.66M
⭕️ حد آزادی کجاست؟! 🔹 از طریق تسهیل یک انتخاب، و دشوار کردن انتخابی دیگر، روی فرد اثر می‌گذارد. 🔸 طبق حدیث «کاد الفقر ان یکون کفرا»، فقری که در اثر حاکمیت روابط ظالمانه اقتصادی گریبان یک فرد را می‌گیرد، او را به کفر نزدیک می‌کند نه مجبور. 🔹 محیط اجتماعی نقش آسان‌کننده يا دشوار‌کننده تغییرات دروني دارد؛ از اين رو، در هدايت يک جامعه به سوي ، نمی‌شود به وضع محيط اجتماعی به کلی بود... به این ترتیب مساله و در اسلام مطرح می‌شود. 🔸بنابراین در نظام اسلامی آزادی‌های اجتماعی حدودی دارد: ➖اول، یک فرد تا آنجا اعمال شود که به آزادی دیگران ضربه نزند. ➖دوم، آزادی‌هايی که محیط را فاسد می‌کند و زمينه‌ها را برای رشد فساد در جامعه آماده می‌کند، است. 🔸یعنی به انسانها اجازه داده نمی شود که مطابق میل، هوا و هوس خودشان زندگی کنند، هر جور که می خواهد! مثلا بیایند در خیابان یک ترانه ی فاسد کننده که انسان‌ها را به سوی ابتذال تحریک می کند پخش کنند و بگویند ما می‌خواهیم این را گوش دهیم و بزنیم و برقصیم! 🔸اینجا در نظام اجتماعی اسلامی گفته می شود که شما در اعمال آزادی شخصی تون تا این نقطه نمی توانید جلو بیاید و برای شما مرز گذاشته شده است. چرا؟ برای اینکه این نوع آزادی زمینه اجتماعی را برای آسان تر شدن نفوذ در انسان‌های دیگر و به بی راهه کشاندن انسانهای دیگر آماده می کند. @marghoomat
⭕ حزب الله در دام سیاست زدگی و سیاست بازی 🔸از همان روزی که سیاست‌بازی وجود داشته سیاست‌زدگی هم به نافش بسته بوده و بالعکس. دوقلو هستند این دیرزادان و از جبر تقدیر یکی نابغه ازکاردرآمده و آن دیگری نارس. آنکه نابغه است سیاست‌باز است که خوب بلد است به بازی بگیرد همه‌چیز را و همه‌کس را. ذوق و استعدادش در سرکار گذاشتن خلق عالم است و مشغول کردنشان به هر آنچه مایه هرروزینگی است و آگاه کردنشان به چیزهایی که غافلشان کند و راه بردنشان در گمراهی. 🔸سیاست‌باز چشم پرکن است و گوش‌نواز. استاد است در زبان‌بازی و قصه‌پردازی و اینکه می‌گویم سیاست‌باز، نه فکر کنی که این کمالات مختص و مخصوص قدرتمندان و دولتمردان فقط تواند بود که این ظلمی است در حق حاشیه‌نشینان معرکه‌گردانی که هنوز دست بر کرسی قدرت نرسانده و از نردبان ریاست و وزارت و وکالت بالا نرفته، مقامات و درجات سیاست‌بازی را به اعلی درجه حائزند و حافظ. 🔸سیاست‌باز همه‌چیز را ابزار می‌بیند. حتی آدم‌ها را و شاید بگوییم بیشتر از هر چیز آدم‌ها را. آدم‌ها هدف نیستند. ارزش آدم‌ها در کاربردی است که دارند و او به راه بردن آدم‌ها نمی‌اندیشد بلکه به پله کردنشان فکر می‌کند و اگر نشد؛ کله کردنشان و سیاست‌باز خود سیاست‌زده است. همان سیاست‌زده‌ای که طعم برخورداری را چشیده است. سیاست‌زده‌ها آنگاه‌که طعم قدرت، ثروت و شهرت را تجربه کنند دگردیسی‌شان شروع می‌شود و کم‌کم می‌آموزند که چگونه باید به‌جای فریب خوردن فریب داد. چگونه باید طوری بود و طور دیگری نمود. سیاست‌باز شغلش سیاست است نه رسالتش، و هدفش سیاست است نه تکلیفش و اگر شغلش را از او بگیری هیچ نمی‌ماند. 🔸 سیاست زدگی یعنی ندیدن ناکافی بودن سیاست برای هدایت. سیاست‌زدگی یعنی مصلحت‌زدگی. یعنی به دنبال آسان‌ترین راه‌حل بودن، دنبال کوتاه‌ترین مسیر بودن. یعنی التزام عملی به «هدف وسیله را توجیه می‌کند». یعنی همواره به دنبال توجیه‌های دم دست بودن. سیاست‌زدگی یعنی نظام را در سیاست و سیاست را در قدرت خلاصه کردن و به آن امید بستن و هر ترفندی را برای به چنگ آوردن یا حفظ آن به کار گرفتن. 🔸سیاست زده به همه آنچه که می‌شنود گوش نمی‌کند و به همه آنچه که می‌بیند نمی‌نگرد. خیلی جاها می‌بیند و چشم می‌بندد و خیلی جاها چشم‌بسته می‌بیند. رویدادها،حرف‌ها و حدیث‌ها،موضع‌گیری‌ها و... برای او ابزارند نه عبرت. آن چیزی نیستند که واقعاً هستند آن چیزی هستند که او می‌پندارد یا دوست دارد بپندارد که هستند. سیاست‌زده عاشق جزئیات است. تکه‌های کوچکی از وقایع، نظریات و مواضع و عملکردها که در بنای پیش‌ساخته ذهنی او به کار می‌آیند، ارتباط و پیوند آن‌ها را اما او خود از پیش تعیین کرده است. 🔸آنجا که سیاست‌بازی و سیاست‌زدگی رواج داشته باشد بردوباخت هم عجیب معنا پیدا می‌کند و کار بدان‌جا می‌رسد که «بردوباخت» اصل می‌شود و معیار و انگیزه می‌شود برای هر کار و لاجرم عرصه بر دیگر انگیزه‌ها تنگ می‌شود و راه بر آنان که به عشقی دیگر به میدان آمده‌اند پر سنگ. تنها مسیر هموار سیاست می‌شود و سیاست‌بازی. فرهنگ، اعتقاد، باور، درد، دلسوزی، عشق، ایمان، همه و همه در سایه قرار می‌گیرد. طفیلی می‌شود. وسیله، ابزار، حربه، بهانه می‌شود و آنچه می‌ماند سلایق و علایق و ذوائق سیاست‌بازان و سیاست‌زدگان است که میاندار میدان‌اند. 🔸سیاست‌زدگی که اوج بگیرد دیگر هم‌پالکی‌هایش را هم دور خودش جمع می‌کند و سیاست قهوه‌خانه‌ای می‌شود که پاتوق عملگرایی و قدرت طلبی است و نه محرابی که عرصه مسئولیت و جهاد و اصلاح و نظام‌سازی. و دور می‌افتد دست کسانی که بهتر شعار می‌دهند بی‌حساب و کتاب‌تر تحلیل می‌دهند و پرشورتر تقبیح یا تجلیل می‌کنند. 🔸فرد سیاست‌زده بیش از آنکه سیاست داشته باشد سیاست‌بازی دارد. بیش ازآنچه اسلام دارد اسلام‌نمایی دارد. بیش ازآنچه روشنفکری دارد روشنفکرمآبی دارد. بیش ازآنچه حرف دارد حرافی دارد. بیش ازآنچه درد دارد فریاد دارد و این یعنی چه؟‌ یعنی فاصله بین بود و نمود. قول و فعل. تعبیر ساده‌ترش دروغ. 🔸هر حرف حقی در جامعه سیاست‌زده بلافاصله تبدیل می‌شود به چماقی برای کوبیدن کسی. کانه اصل حرف نیست که ارزش دارد بلکه کاربردش، کارکردش، استفاده یا سوءاستفاده‌ای که می‌شود از آن کرد است که به آن قیمت می‌دهد و بدین‌ترتیب هر کار زشتی هم در صورتی محکوم می‌شود که محکومیتش فایده فوری و فوتی برای منافع و مصالح مقطعی و موقتی داشته باشد. 🔸نسلی جدید از نیروهای انقلابی باید بیایند که فارغ از حماقت‌های مقلدانه و زرنگی‌های سیاسی‌کارانه به درانداختن طرحی نو بیندیشند. نسلی که ببیند سردرگمی سیاست‌زدگان را در برهوت روزمرگی و سرگرمی سیاست‌بازان را به سرگرم کردن سیاست‌زدگان. باید ازآنچه می‌گویند بگذریم. به آنچه می‌کنند بیندیشیم. حقیقت را فدای مصلحت نکنیم و این‌همه آسان نیست. @marghoomat
_-13.pdf
17.35M
🔺 جزوه «خیانت به فرمانده» ⬅️ نوشتاری از کامران غضنفری @marghoomat