eitaa logo
- مَرقــوم؛
19 دنبال‌کننده
37 عکس
38 ویدیو
0 فایل
حیاط خلوطِ ذهنِ پریشـآنِ یک مُنزوی . . . . شروع فعالیت؟ 25 اردیبهشت 1405 . 23:05 خادمكم: @N13320159
مشاهده در ایتا
دانلود
مسموم وا إماما؛ غريب وا إماما...
دختر بَدرُالدُّجی امشب سه جا دارد عزا؛ گاه می‌گوید پدر، گاهی حسن، گاهی رضا:)
(((:
در حالی که سپاه اسامه از مدینه خارج شده بود تا به سمت مرزهای روم برود. ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح مانع از حرکت سپاه شدند و گفتند مبادا در این شرایط حساس مدینه را تخلیه کنیم آثار مرگ در صورت رسول خدا پیداست و اگر شهر را خالی کنیم اتفاقاتی خواهد افتاد که قادر به اصلاح آنها نخواهیم بود ما در مدینه میمانیم.. بدین ترتیب در بیست و ششم صفر سپاه اسامه به لشکرگاه بازگشت و از حرکت ایستاد. سپس جاسوسی را به مدینه فرستادند تا اخباری از پیامبر بیاورند. در شب بیست و هفتم صفر عایشه از راه صهیب غلام عمر خطاب به آنان پیام داد که امیدی دیگر به زنده ماندن پیامبر نیست به همین سبب شبانه و مخفیانه وارد مدینه بشوید بدین ترتیب در آن شب شوم ابوبکر، عمر و ابو عبیده وارد شهر شدند. رسول خدا که آن شب دائما بر اثر مسمومیت بیهوش میشدند چونکه کمی بهبود یافتند به اهل خانه فرمودند امشب، شر عظیمی وارد مدینه شد. از سپاه اسامه کسانی بازگشته اند و با من مخالفت کرده اند بدانید من از آنها بیزارم.. منابع: شرح نهج البلاغه ، ج ۶ ، ص ۵۲ تاریخ طبری ، ج ۲، ص ۴۳۱ المغازی ، ج ۲، ص ۱۱۱۸ اسد الغابه ، ج۱، ص ۵۴ ارشاد القلوب ، ص ۱۱۲
قَالَتْ عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فِي مَرَضِهِ، فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي! فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ، فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي، قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ، فَقَالَ لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْبَيْتِ إِلَّا لُدَّ، و اَنَا أَنْظُرُ (وَ نَحْنُ أبَینَا). عايشه گفت: در زمان کسالت رسول‌الله(ص) به‌ زور در دهان ایشان دوا ريختيم. با اینکه حضرت امر کرده بودند، ابداً چیزی به من نخورانيد. ما گفتيم اصولاً هر مريضی از دوا بدش می‌آيد. سپس فرمودند آيا من شما را از خوراندن هرگونه دوا نهی نكردم؟ سپس امر کردند که باید هر كسی كه در اين خانه حاضر بوده، جلوی چشم من، از همین دارو بخورد و ما از خوردن إبا کردیم. تاريخ طبری، ج2 ص437 صحيح البخاری، ج8 ص40 صحیح البخاری، ج7 ص17 صحیح البخاری، ج5 ص143 صحيح المسلم، ج7 ص24 طبقات الکبری، ج2 ص235 مسند احمد بن حنبل، ج6 ص53 .
كاش بزرگ نميشدم...
بويِ بهشت مي‌وزد از مشهدت؛
خير در ماندن نيست؛ در نماندن است...