همهعمر برندارم سر ازاین خمار ِمستی
کههنوز من نبودم که تو در دلم نشستی / ۱۲۸ .
شاید
آخرت ِما رو همون چندقطرهٔ اشکی که
میون ِهیئت ُوسط ِروضهش ریختیم نجات بده : ))
اگه چیزیو بخوای که تا به حال نداشتی
باید کاریو انجام بدی که تا به حال نکردی .