قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
شهید بصیری پور؛ تنها شهید مدافع حرم استان که راه عشق برگزید شهید بصیری پور، تنها شهید مدافع حرم خراس
اسان جنوبی
بسمه تعالی
خدمت پدر و مادر عزیزم؛
بنده را امیدوارم که حلال کنید که شاید و بدون شاید پسر خوبی برایتان نبودهام.
اگر احتیاطا برایم اتفاقی افتاد بدانید که به هیچ عنوان نباید برایم ناراحت باشید زیرا که اگر ان شاءالله به مقام شهدا که البته بس مقامی است بزرگ برسم خداوند به من لطف کرده است.
و بدانید که شهدا زندهاند.
دوستتان دارم
مرتضی بصیری پور
بسمه تعالی
از طرف اینجانب مرتضی بصیری پور خدمت پسرم، عزیزم، طاها بصیری پور.
الان که این نامه را برای جنابعالی مینویسم، شب سفرم به سوریه میباشد.
ممکن است که بنده با این سفر دیگر برگشت نداشته باشم، از جنابعالی خواهش دارم مواظب قلب من یعنی مادرت باشی و بدانی که نباید ایشان را آزرده خاطر کنی و بدانی که بنده در همه حال پیش شما هستم؛ ان شاءالله.
در ضمن بدان که خیلی دوستت دارم پسرک گلم.
ان شاءالله همیشه موفق و پیروز و سرفراز و پایدار باشید./۹۳۱۴/پ۲۰۱/ب۱
پدرت
💠@martyrscomp قرارگاه شهدا
پدر و همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی:
انتظار رفتنش به سوریه را داشتم اما برای شهادتش آماده نبودم
انتظار رفتنش به سوریه را داشتم اما برای شهادتش آماده نبودم
پدر شهید بصیری پور گفت: آقا مرتضی در دوران نوجوانی همیشه در کانونهای فرهنگی مساجد حضور و فعالیت داشت و به نظر من حضور در کانونهای مساجد و علاقه ای که از ابتدا به امام و رهبری داشت باعث شد که مسیر زندگی اش را به گونه ای طی کند که آخر افتخار شهید مدافع حرم بودن نصیبش شود.
20 فروردین ماه امسال بود که ستوان یکم پاسدار مرتضی بصیری پور که برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) به سوریه رفته بود در محل در پایگاه تیفور سوریه بر اثر اصابت موشک به این پایگاه به شهادت رسید و اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی شد.
شهید مرتضی بصیری پور متولد 1365 و دارای یک فرزند پسر سه ساله به نام طاها است.
روز گذشته مراسم افتتاح کلاسهای اوقات فراغت کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان با حضور خانواده شهید بصیری پور اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی در محل مسجد امام صادق (ع) برگزار شد؛شهیدبصیری پور خودش از بچه های فعال کانونهای فرهنگی مساجد بوده است.
در این مراسم پدر،مادر، همسر و دو برادر شهید بصیری پور حضور داشتند.برای شناخت بیشتر با اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی با پدر و همسر شهید بصیری پور مصاحبه کردیم.
بصیری پور پدر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی مرتضی بصیری پور در حاشیه مراسم افتتاح کلاسهای اوقات فراغت کانونهای فرهنگی مساجد خراسان جنوبی گفتگو با خاورستان،اظهار کرد:پسرم در روستای اسلام آباد شهرستان نهبندان به دنیا آمد و تا 4 سالگی در روستا بود پس از آن به دلیل موقعیت شغلی من به بیرجند آمدیم و تا کلاس چهارم دبستان در بیرجند تحصیل کرد.
وی افزود: پس از آن به خاطر شرایط کاری من به استان سیستان و بلوچستان رفتیم و تا سال 1388 در زاهدان زندگی کردیم و آقا مرتضی نیز در همان زاهدان تحصیلات را ادامه داد و دوران نوجوانی و جوانی خودش را در شهر زاهدان گذراند.
فعال کانونهای فرهنگی مساجد، شهید مدافع حرم شد
پدر شهید بصیری پور گفت:در طی دوران نوجوانی همیشه در کانونهای فرهنگی مساجد حضور و فعالیت داشت و در زاهدان که بودیم در اکثر مساجد سطح شهر که برنامه فرهنگی برگزار میشد آقا مرتضی حضور فعالی داشت و به نظر من حضور در کانونهای مساجد و علاقه ای که از ابتدا به امام و رهبری داشت باعث شد که مسیر زندگی اش به گونه ای طی شود که آخر افتخار شهید مدافع حرم بودن نصیبش شود.
بصیری پور با اشاره به انفجار مسجد امام علی (ع) در شهر زاهدان، گفت:سالی که در مسجد امام علی (ع) شهر زاهدان انفجار روی داد آقا مرتضی به همراه برادرش آقا مجید برای اقامه نماز مغرب و عشاء به مسجد رفته بود که در نزدیکی مسجد یکی از دوستان مرتضی این دو برادر را میبیند و از آنها میخواهد که برای برگزاری برنامه ای در مسجد الغدیر زاهدان به آن مسجد بروند و آقا مرتضی و برادرش به همراه دوستش به مسجد الغدیر میروند.
وی ادامه داد: من زمانی که در خانه خبر انفجار در مسجد امام علی (ع) زاهدان را شنیدم گفتم حتما هر دو پسرم شهید شده اند به سرعت خودم را به مسجد امام علی (ع) رساندم اما دیدم که فرزندانم آنجا نیستند از یکی از افرادی که بیرون مسجد بود پرسیدم و او گفت که فرزندان شما تا نزدیک مسجد آمدند و به همراه یکی از دوستان خود به مسجد الغدیر رفتند و آن سال در آن صحنه انفجار نبودند؛ اما قسمت مرتضی شهادت بود و پس از چند سال در سوریه به شهادت رسید.
کمک به هم نوع را فراموش نمیکرد
پدر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی بیان کرد:از ویژگی های اخلاقی آقا مرتضی خوش خلقی و مهربانی بود و اینکه به همه کمک میکرد و همان طور که در تصاویرش مشخص است همشه لبخند بر لب داشت .
بصیری پور عنوان کرد:فرزندانم به لطف خدا همه پیرو خط رهبری و ولایت فقیه اند و همه قاری ،حافظ و در مسیر قرآن هستند که از این بابت خدا را شاکر هستم.
وی با اشاره به دریافت خبر شهادت فرزندش، گفت: خبر اینکه پایگاه نیرو هوایی تیفور سوریه مورد هدف موشک قرار گرفت را از طریق اخبار تلویزیون شنیدم و چون میدانستم که مرتضی هم در این پایگاه است احتمال میدادم که به شهادت رسیده باشد؛ظهر روز بعد یکی از همکارانش با من تماس گرفت و من مطمئن شدم که فرزندم شهید شده است.
پدر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی اظهار کرد: لطف خدا شامل حال من و همسرم شده که فرزندم شهید مدافع حرم است انشاءالله که خداوند ما را از شفاعت تمام شهدا محروم نکند و عاقبت به خیر شویم.
بصیری پو
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
پدر و همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی: انتظار رفتنش به سوریه را داشتم اما برای شهادتش آماده ن
ر یاد آور شد:خودم سالها در جبهه و خط مقدم حضور داشتم اما شهادت نصیبم نشد و حال خدا را شاکرم که فرزندم به درجه رفیع شهادت نائل آمد و انشاءالله که خدا این هدیه را از من و مادرش بپذیرد.
دفاع از آرمانهای شهدا بر همه لازم است
وی تاکید کرد:همه مردم ما باید از انقلاب،نظام و آرمانهای شهدا حمایت کنند و ادامه دهنده راه شهدا باشند و لازم است همه ما پیرو ولایت فقیه و گوش به فرمان امام خامنه ای باشیم که دشمنان نتوانند ضربه ای به انقلاب و ایران ما بزنند.
فهیمه احسان فر همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی مرتضی بصیری پور نیز در حاشیه این مراسم در گفتگو با خاورستان، درباره شخصیت و خلق و خوی همسر شهیدش اظهار کرد: آقا مرتضی بسیار خوش اخلاق،خوش رفتار و خوش مشرب بود.
وی افزود: رفتار آقا مرتضی با مردم در جامعه بسیار خوب بود و تا جایی که در توانش بود به هرکسی که نیاز به کمک داشت کمک میکرد و برایش فرقی نداشت که آشنا باشد یا غریبه هدفش کمک به مردم بود.
آقا مرتضی عاشق ولایت و مقام معظم رهبری بود
همسر شهید مدافع حرم خراسان جنوبی گفت: آقا مرتضی عاشق ولایت و مقام معظم رهبری بود و به شدت سخنرانی های رهبر انقلاب را پیگیری و گوش میداد و بسیار زیاد نسبت به مقام معظم رهبری تعصب داشت.
احسان فر عنوان کرد: همسرم احترام پدر و مادر و خانواده را بسیار زیاد حفظ میکرد و احترام به مردم بسیار برایش مهم بود و همیشه به رعایت احترام توصیه میکرد.
همیشه لبخند بر لب داشت
وی عنوان کرد:آقا مرتضی همیشه لبخند بر لب داشت و همیشه با روی خوش با خانواده، من، پسرش و مردم برخورد میکرد احترام به خانواده حتی به کوچکتیرن عضو خانواده را همیشه رعایت میکرد و به احترام ورود هر فردی از اعضای خانواده به خانه همیشه بلند میشد و با روی خوش از آنها استقبال میکرد.
همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی گفت: آقا مرتضی به خاطر شرایط کاری و رسته نظامی که داشت وظیفه خود میدانست که برای دفاع از حرم اهلبیت برود هر چند که قبل از سال 97 نیز چند مرتبه درخواست برای رفتن به سوریه را داشت اما هر بار به دلایلی رفتنش لغو میشد یا شرایط فراهم نبود اما بالاخره شرایط فراهم شد و این لیاقت را پیدا کرد که برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) عازم سوریه شود.
احسان فر اظهار کرد:همسرم همیشه از همان اول که عضو سازمان سپاه شده بود برای رفتن به سوریه میل و علاقه داشت و همیشه به حال شهدا غبطه میخورد، زندگینامه شهدا را مطالعه میکرد و همیشه با لبخند به من میگفت:"من هم باید روزی بروم و از حرم اهلبیت دفاع کنم" بالاخره رفت و به آرزوی خودش رسید.
وی با اشاره به اینکه مانع رفتن همسرم به سوریه نشدم، گفت:من با این اعتقاد که عمر آدم دست خدا است و اگر خدا بخواهد زنده میماند و اگر خدا نخواست و عمرش به دنیا نبود از دنیا خواهد رفت و چه بهتر که در این راه جان خود را از دست بدهد راضی شدم که همسرم به سوریه برود.
منتظر رفتنش به سوریه بودم اما برای شهادتش آماده نبودم
همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی عنوان کرد:با توجه به رسته آقا مرتضی و بضاعت شغلش من خود را از اول آماده کرده و منتظر بودم که آقا مرتضی هر لحظه بخواهد برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) برود و با این تفکر خودم را آماده و راضی کرده بودم؛ به نظر من رفتن همسرم ادای دِینی بود به حرم اهلبیت (ع) که آقا مرتضی رفت و دِین خود را ادا کرد.
احسان فر با بیان اینکه طی مدت زمانی که همسرم در منطقه بود، بیان کرد:آقا مرتضی هر موقع که تماس داشت با خانواده به خاطر اینکه خیال من و پدر و مادرش راحت باشد میگفت جای ما امن است و هیچ مشکلی نداریم اما هر چه که امن هم باشد شرایط و منطقه جنگی بود و ما همچنان استرس و دلهره داشتیم و همیشه با توکل به خدا دل خودمان را آرام میکردیم.
وی خاطرنشان کرد: من خودم را برای اینکه آقا مرتضی در سفر به سوریه شهید شود آماده نکرده بودم و به این فکر نمیکردم که آقا مرتضی شهید شود اما همسرم با خدا معامله کرد و بهترین راه را انتخاب کرد.
همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی با اشاره به شنیدن خبر شهادت همرش، اظهار کرد:شب 20 فروردین 97 آقا مرتضی به شهادت رسیده بود و صبح روز بیستم برادر آقا مرتضی و همکاران از شهادت آقا مرتضی خبر داشتند اما پدر و مادر همسرم و من خبر نداشتیم و روز 20 فرودین ساعت 17 عصر خبر شهادت همسرم را از طریق یکی از همکاران همسرم شنیدم؛به من گفتند آقا مرتضی زخمی شده است و من به خانه پدر همسرم بروم اما من همان موقع فهمیدم آقا مرتضی به شهادت رسیده و برای زخمی شدن که به خانواده اطلاع نمیدهند.
بابای من رفته پیش خدا
احسان فر درباره پسرش عنوان کرد: طاها هنوز سه سال و نیم سن دارد و زیاد متوجه نمیشود شهید و شها
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
ر یاد آور شد:خودم سالها در جبهه و خط مقدم حضور داشتم اما شهادت نصیبم نشد و حال خدا را شاکرم که فرزن
دت یعنی چه؟ اما میگوید که بابام شهید شده و رفته پیش خدا، میگوید بابام رفته با خدا خداحافظی کنه
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
دت یعنی چه؟ اما میگوید که بابام شهید شده و رفته پیش خدا، میگوید بابام رفته با خدا خداحافظی کنه
و بعد میاد پیش من، بعضی مواقع که دلتنگ بابا میشود و بهانه گیری میکند هم میگوید بابام از پیش خدا که بیاد میاد پیش من؛ اما نمیداند که دیگر برگشتی برای پدرش نیست.
وی ادامه داد: وقتی آقا مرتضی عازم سوریه شد با هواپیما رفت و طاها نیز لحظه آخر پدرش را در فرودگاه و اینکه سوار هواپیما شد دیده و هر حالا موقع که هواپیمایی از آسمان شهر رد میشود میپرسد بابای من در این هواپیما است؟ و خودش جواب میدهد بابای من رفته پیش خدا.
طاها دلتنگی هایش را به آسمان میگوید/آسمان، بابایم را سلام برسان
همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی گفت: طاها بعضی مواقع که دلتنگ پدرش میشود نگاه به آسمان میکند و میگوید "سلام بابایی" و با خودش حرفهایی را تکرار میکند اما بعد از چند دقیقه سکوت میکند و من در این مواقع دلتنگی هایش را بیشتر احساس میکنم اما خودش دلتنگی هایش را بروز نمیدهد.
احسان فر با بیان اینکه دوست دارم طاها راه پدرش را ادامه دهد،عنوان کرد:خدا کند طاها بتواند راه پدرش را ادامه دهد با توجه به جو و شرایط کنونی جامعه ما، بهترین راه ادامه دادن راه،سیره و روش شهدا است و خودش از همین حالا میگوید دشمنان بابای من را شهید کرده اند و من میخواهم بروم با دشمنان بجنگم.
آقا مرتضی برای دفاع از حرم اهلبیت (ع) شغلش را عوض کرد
وی با اشاره به اینکه همسرم علاقه خاصی به مدافع حرم بودن و دفاع از حرم اهلبیت (ع) داشت؛گفت:آقا مرتضی قبل این اینکه وارد سپاه شود شغل دیگری داشت اما همیشه میگفت که جای من اینجا نیست و من وظیفه دیگری دارم بارها برای تغییر شغلش اقدام کرد اما هر بار با مخالفت از سوی رئیس اداره مواجه شد چرا که در آن اداره نیز نیروی قوی و مفیدی بود اما بالاخره با اصراری که داشت از شغل خود استعفا داد و با درخواستهای فراوانی که برای مدافع حرم شدن داشت و با پیگیری های زیاد پاسدار شد هدفش از ورود به سپاه نیز رسیدن به مدافع حرم بودن بود و دیگر آرزویی نداشت که بالاخره وارد سپاه شد و پس از آن مدافع حرم و حال که از او به اسم شهید مدافع حرم نام میبرند.
همسر اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی گفت: ویژگی های اخلاقی آقا مرتضی همه خوب بود و احترام ویژه ای برای خانواده،من و فرزندش قائل بود و انشاءالله که من و فرزندم بتوانیم ویژگی های اخلاقی همسرم را حفظ کرده و ادامه دهنده راهش باشم که مدیون خون شهدا نشوم.
احسان فر اظهار کرد:از اینکه همسر اولین شهید مدافع حرم استان هستم احساس غرور و عزت دارم و این غرور و عزت را نیز خود آقا مرتضی برای من و خانواده اش و همه مردم استان به ارمغان آورده است.
دعای خیر پدر و مادر شهادت را برایش به ارمغان آورد
وی خاطرنشان کرد:دعای خیر پدر و مادرهمسرم و احترام خاصی که برای آنها قائل بود سرنوشتش را عوض کرد و باعث شد که در مسیر شهدا و صیانت از حرم حضرت زینب (س) قدم بردارد.
بوسه پدر بر چهره فرزند و چشمانی که بارانی شد
درپایان این مراسم از نقاشی چهره اولین شهید مدافع حرم خراسان جنوبی مرتضی بصیری پور توسط مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی و فرمانده ناحیه سپاه بیرجند رونمایی شد.
پس از رونمایی از نقاشی چهره شهید مرتضی بصیری پور اولین شهید مدافع حرم استان، بوسه پدر شهید بصیری پور بر نقاشی چهره پسر شهیدش و جاری شدن اشک از گونهای پدر ، مادر و همسر شهید بصیری پور و نگاه بهت زده کوچکترین بردار شهید بر چهره نقاشی برادر تماشایی بود.
🌷@martyrscomp قرارگاه شهدا
مراسم جشن تولد شهید بصیری پور، اولین شهید مدافع حرم و شهید هادی، شهید شاخص فرهنگی کشور، با حضور دانش آموزان، خانواده ها و همرزمان شهیدان و علاقمندان بهصورت آتش به اختیار در بیرجند برگزار شد.
مدیر کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی گفت: مراسم جشن تولد شهید بصیری پور،اولین شهید مدافع حرم و شهید هادی، شهید شاخص فرهنگی کشور، با حضور دانش آموزان، خانواده ها و همرزمان شهیدان و علاقمندان بهصورت آتش به اختیار در بیرجند برگزار شد.
محمد علی واقعی در این آیین، زنده نگهداشتن یاد شهدا را به معنای تزریق اعتمادبهنفس ملی به مردم دانست و اظهار کرد؛ شهدا نماد ایثار، فداکاری، مقاومت و پایداری هستند که دستدرازی به ایران اسلامی را برای مستکبرین و قدرتهای پوشالی جهانی در حد یک آرزو نگه داشتند.
او، با بیان این که امروز نیز در جنگی نابرابر در چند جبهه ی فرهنگی، اقتصادی، اعتقادی، سیاسی، تبلیغاتی و علمی در مقابل استکبار جهانی قرار داریم؛ تصریح کرد: دشمنان با بدعهدی در برجام؛ از بین بردن اعتمادبهنفس ملی و درنهایت با فشارهای اقتصادی از طریق تحریمها، فروپاشی نظام اسلامی را هدف گرفتهاند.
او، برزنده نگهداشتن یاد شهدا و برپایی برنامههایی در ارتباط با شهدا تأکید کرد و ادامه داد: باید همچون ایام دفاع مقدس، با تلاش جهادی و همت مضاعف حس امید،استکبارستیزی و اعتمادبهنفس ملی برای گذر از این توطئه جهانی را تقویت کرد.
مدیر کل آموزش و پرورش خراسان جنوبی با اشاره به لزوم حفظ روحیه کار جهادی، اقدام انقلابی و خدمت خالصانه یاد آور شد: آموزش و پرورش خراسان جنوبی با برپایی قریب 400 یاد واره شهید دانش آموز و فرهنگی؛ به منویات مقام معظم رهبری در این حوزه لبیک گفته و سعی داشته با برپایی مراسم ساده و لی معنوی به تقویت بنیه ی اعتقادی و ترویج فرهنگ ایثار، مقاومت، شهامت و شهادت بپردازد.
زندگی به سبک شهیدان، راه حل رفع مشکلات
دبیر شورای آموزش و پرورش خراسان جنوبی، مسیر بزرگی و رشادت شهیدان از بندگی خداوند و احترام به پدر و مادر عبور میکند که در کنار احسان به والدین؛ عشق به اهل بیت، احترام به مردم و تلاش برای رفع مشکلات مهمترین ویژگی های این دو شهید بود.
او، رمز عبور از مشکلات را بازگشت به سبک زندگی شهدا، تقویت ایمان و اخلاق دانست و ابراز داشت : به عنوان متولیان امر مقدس تعلیم و تربیت؛ باید با تأسی به سیره عملی اهل بیت(علیهم السلام) و ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی به گونه ای عمل کنیم که دانش آموزان به جای الگو برداری از شخصیت های دروغین، این ستارههای آسمانی را الگوی خود قرار دهند.
✅@martyrscomp قرارگاه شهدا
گفت و گو با همسراولین شهید مدافع حرم دراستان
عاشقی که دلش جای دیگر بود
قاسمی - پاییز خیلی از خاطره ها را به یاد می آورد. رنگ رنگ برگ ها، وزش باد و بارش باران و شاید روزی سرد، اما حال و هوای پاییز، همه آن خاطره ها نیست. شهد شیرینی است که یادآوری اش هنوز کامش را شیرین می کند. 18 آبان سالگرد ازدواجشان است، در ششمین سالگرد، حالا یک نفرشان نیست، چند ماهی است راهش را بریده و آسمانی شده است. کیکی و شمعی در کار نیست، شمع، چند ماه است که بر مزارش می سوزد و فقط خاطرات آن را بانوی صبوری در ذهن دارد که باید روزهای سرد را برای تنها پسرش گرم کند.
مادر شهید مرتضی
21 اسفند 96 مشتاقانه برای دفاع از حرم رفت و یک ماه بعد خبر عروجش را آوردند، از تیفورسوریه، از کیلومترها آن طرف تر، چند سال منتظر این روز بود وهمیشه حرفش را می زد، با لبخند به مادرش می گفت مادر شهید مرتضی و شوخی و خنده هایش مجالی برای اعتراض به مادر نمی داد و اگر این همه اشتیاق نبود بی خیال زندگی، راه سوریه را در پیش نمی گرفت میان آن همه غربت، اضطراب، نا آرامی، جنگ، خون، داعش و ... اما رفت چون دلش جای دیگری گیر کرده بود؛ عشق به زینب (س)، حسین (ع) و رقیه (س). درد بود که دلش را بزرگ کرد و غیرت بود که نمی گذاشت بی حرمتی و نا امنی را در حرمی که برایش عشق بود، برتابد. راه سوریه با همه ناهمواری، برایش هموار شد و انتظارش زیاد طولانی نشد تا مادرش را مادر شهید مرتضی بخوانند با این تفاوت که چند گامی جلوتر رفت و اولین شد، اولین شهید مدافع حرم در خراسان جنوبی؛ شهید «مرتضی بصیری پور». روز گذشته ششمین سالگرد ازدواج آن ها بود اما «فهیمه احسان فر» بانوی 30 ساله و طاها بصیری پور سه سال و هشت ماهه، کامشان را با یاد او شیرین کردند، همسری که کمتر از شش سال با او زندگی کرد.
ویژگی های شهید
از شهید مرتضی خاطره ها دارد، از دست و دلبازی فراوانی که او را میان دوست و آشنا معروف کرده بود و از شوخ طبعی، مهربانی و اجتماعی بودنش، از تربیت و احترامی که نه فقط برای بزرگ ترها رعایت می کرد بلکه در ذهن بچه ها هم ماندگارش کرد، از عشقی که به همسرش داشت و دایم او را بانو و خانم جان صدا می کرد. از این که نمی توانست بیشتر از 10 دقیقه قهر یا ناراحت باشد، از این که هیچ درخواستی را رد نمی کرد حتی اگر پولی برای قرض دادن نداشت از دیگری می گرفت و امانت می داد و گاه همه موجودی جیبش را حتی اگر قرض گرفته بود کمک می کرد. حالا فهیمه احسان فر در اوج جوانی تنها مانده و باید دلتنگی هایش را به آخر شب های بلند پاییز و زمستان گره بزند تا طاهای کوچک، اشک های مادر را نبیند اما شاکی نیست بلکه شکرگزار است. می گوید: راهی که آقا مرتضی رفت عاقبت به خیری و به دلیل دستگیری از کار مردم بود. دوست داشت زودتر از دوستانش شهید مدافع حرم شود و هر وقت رفتن او به سوریه لغو می شد ناراحت بود. هر زمان تلویزیون از شهدای مدافع حرم می گفت مرتضی حسرت می خورد و به همسرش می گفت باید از خانواده این شهیدان یاد بگیرد و یک بار تاکید کرد «ببین همسر شهید چطور صحبت می کند، باید یاد بگیری» و فهیمه که هیچ وقت شهادت او را تصور نمی کرد ناراحتی اش را نشان میداد اما مرتضی ول کن نبود، بارها او را بر مزار شهدای حرم میبرد تا ذهنش آماده شود.
تابع مقام معظم رهبری
همسر شهید ادامه می دهد : به شدت تابع مقام معظم رهبری بود و خودش را در برابر ایشان مسئول می دانست بیشتر سخنرانی هایشان را دنبال و به خانواده هم پیروی از ایشان را توصیه می کرد حتی می گفت سکوت کنند تا راحت گفته های رهبری را گوش کند. نیروی سپاه و منطقه کارش، چابهار بود و نیروهای آن جا به سوریه اعزام نمی شدند البته چند نفر از همکارانش از آن جا عازم سوریه شده و باز گشته بودند بنابراین شهادت او را تصور نمی کردم و چون پیگیری و اصرار مرتضی را برای رفتن می دیدم، رفتن و بازگشتش را مانند همکارانش در چابهار تصور می کردم. دیگر حرفی باقی نمی ماند وقتی در صحبت ها مرتضی می گفت انتخاب با خودت هست، جواب حضرت زینب (س) و امام حسین (ع) را خودت باید بدهی، شهید شدن و خانواده شهید بودن لیاقت می خواهد. به گفته «احسان فر» هر چه بود بین او و خدایش بود، عهدی در سکوت که حتی با من هم بازگو نکرد اما راه سوریه را برایش خواستنی کرد. تا این که بالاخره رفتنش برای 21 اسفند 96 قطعی شد. وقتی قصد رفتن کرد چمدانی از مادر امانت گرفت و فهیمه بارش را از لباس، مسواک، خمیر دندان و ... سبک بست و شلواری که دیگر به پایش نشد و با زخم ترکش به هم دوخته شد، چمدانی که گشوده نشد، نبات، آجیل محلی، عناب و انجیری که مادر در چمدان گذاشت تا سوریه رفت و حالا بعد از چند ماه، همچنان دست نخورده در چمدان برگشتی باقی مانده است. دو برگ از دفترچه ای که شب آخر با هم بو