eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
49.2هزار عکس
22.6هزار ویدیو
567 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥لحظه دیدنی از تذکر محافظ به بابت خطر تک تیرانداز و پاسخ شهید سلیمانی 🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقـــــــــــــــت شــــــــــــــهـــــــــــــدا....
نام:نسترن نام خانوادگی: خسروی نام پدر:جواد محل تولد:چابهار تاریخ تولد:۱۳۸۱/۷/۷ تاریخ شهادت:۱۳۸۹/۷/۱ محل شهادت:چابهار عملیات:ترور تحصیلات:ابتدایی دین:اسلام مذهب:شیعه شهیده نسترن خسروی را به نقل از کتاب اسوه های صبر و ایثار معرفی می کند. شهدای حادثه تروریستی تاسوعای حسینی چابهار تاسوعای 89 در شهر همیشه بهار ، چابهار بود که در کنار جمعی زیادی از مردان و دختران نیز بهار عمر 7 زن و دختر به خزان تبدیل شد و فقط خدا می داند که چه گذشت بر عزاداران حسینی هنگامی که صحنه ی کربلا در جلوی چشمانشان رقم خورد و عزیزانشان در خاک و خون می غلتیدند و صدای یا حسین ، یا حسین  فضا را پر کرده بود. 12 آذر ماه 89 بود و 9 روز از آغاز ماه محرم می گذشت مردم مسلمان چابهار نیز مانند همه عاشقان حسینی شبهای محرم را به عزاداری پرداختند تا روز تاسوعا فرارسید و هیچکس نمی دانست که تاسوعای آن  سال ، زمان وصال عشاق است طبق سنت قدیم در روز تاسوعا مردمان صبح زود به خیابان می روند و به عزاداری می پردازند ، هر کس به نوعی عشق خودش به سرور و سالار شهیدان را ابراز می کند عده ای با بر پایی ایستگاه های صلواتی و جمعی با تشکیل هیئت عزاداری و دسته روی ، زنان و دختران نیز ضمن همراهی هیئت با وقار و متانت آرام آرام سینه می زنند و یا حسین  یا زینب زمزمه می کنند. مادر با روشن شدن لامپ منزل از خواب بیدار شد و دخترک زیبایش نسترن را دید که صبح زود از خواب بیدار و مشغول آماده شدن است. مادر کنار دخترش آمد و در حالیکه دستی به موهای دخترش می کشید گفت: چرا اینقدر زود بیدار شدی عزیزم ، امروز که مدرسه تعطیل هست  نسترن در حالیکه دست های کوچکش را مشت کرده و چشمانش را می مالید، گفت: آخر نمی خوام دیر برسم ، امروز تاسوعاست مادر بوسه ای بر گونه ی نسترن زد و دستی بر سر او کشید ، انگار چهره ی دخترش زیباتر از قبل شده بود، چهره ای نورانی با لبخندی زیبا. نسترن که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود ، مقنعه سفیدش را به سر کرد و بعد از آماده شدن به همراه خانواده برای شرکت در مراسم خانه را ترک کرد. 🍃@martyrscomp قرارگاه شهدا
زندگینامه شهیده نسترن خسروی شهیده نسترن خسروی   روز تاسوعا گلی سوی شهیدان پر کشید                                                 نسترن از جام شیرین شهادت سر کشید خاطرات کربلا و کودکانش زنده شد                                                 شمر استکبار بر هشت ساله ای خنجر کشید مهرماه سال 1381 در شهرستان چابهار متولد شد.پدرش کارمند اداره کل شیلات بود و بخاطر شغل پدر چندسالی را در مشهد سپری کردند و نسترن در جوار امام رضا (علیه السلام) بزرگ شد. به سن مدرسه رفتن که رسید دوباره به زادگاه خود برگشت و مشغول تحصیل شد. نسترن دختری فعال و مهربان بود. همه کاره مدرسه بود و خیلی از برنامه های مدرسه را او اجرا می کرد. او که همراه خواهر بزرگترش در کلاس های رشته رزمی کانگ فو شرکت می کرد، موفق به دریافت «شال نارنجی کانگ فو» نیز شده بود. روز تاسوعا سال 1389 بود. با اشتیاق فراوان مادر و خواهرش را به مجلس قرائت زیارت عاشورا برد و سپس به همراه «هیئت عزاداران محبان اهل بیت(ع)» اداره کل شیلات استان سیستان و بلوچستان که پدرش جزء هیئت امنای آن بود در قالب دسته عزاداری برای حضور در مسجد امام حسین(ع) شهرستان چابهار به اتفاق پدر، مادر و خواهرش وارد خیابان شدند. نزدیکی های مسجد امام حسین(ع) بر اثر انفجار تروریستی عوامل استکبار و با اصابت ترکش به ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل شد. پیکر پاک آن شهیده مظلوم روز دوازدهم محرم در میان خیل انبوه عزاداران شهرستان بشرویه تشییع و در جوار شهدای شهرستان ارسک آرام گرفت. 💢@martyrscomp قرارگاه شهدا