eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.3هزار دنبال‌کننده
42.2هزار عکس
18.3هزار ویدیو
376 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر سقوطی پایان کار نیست! ‏باران را ببین ، ‏سقوطش زیباترین آغاز است. ^^
🍃🍃🌼 خیاطی می گفت: اگه شبا جیبای لباسارو خالی کنین لباسا زیباتر میمونن خالی کردن ذهن هم همینه در طول روز مجموعه ای از آزردگی، پشیمونی و... رو جمع میکنیم... پس ذهنمون رو پاک کنیم تا دنیای زیباتری بسازیم 🍃🍃🌼🍃🍃🌼🍃🍃🌼🍃🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁امروز بیشتر بخندیم ، 🍂کارهای سودمند انجام بدهیم 🍁بیشتر سپاس گزاری کنیم ، 🍂عادت‌های بدمان را ترک کنیم ، 🍁آدم‌های منفی را دنبال نکنیم ، 🍁خاطره های خوب بسازیم 🍂و قدر داشته های ریز 🍁و درشتمان را بدانیم .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
#مقدمه
همپای شهدا تا آسمان شهید رجعت پیکر احمد صداقتی نجف آبادی پس از 30 سال و خواب عجیب من  به عنوان بیسیم‌چی به عملیات فرستاده شد، اما پیش از شهادت از سوی شهیدحسین خرازی به عنوان فرمانده گردان منصوب شد. شهید احمد صداقتی، متولد اول آذر 1339 است که در عملیات «فرمانده کل‌قوا خمینی روح‌خدا» دست راستش را از دست داد؛ این مجروحیت او را از ادامه حضور در جبهه بازنداشت و بارها به جبهه اعزام شد تا اینکه در عملیات محرم در حالیکه بیسیم‌چی لشکر 14 امام حسین(ع) بود، دست دیگرش قطع شد و در این هنگام شاسی گوش را با پا فشار داده و گفت: « سلام من را به حضرت امام برسانید و بگویید رزمندگان در اجرای اوامر شما کوتاهی نکردند؛ وضع ما خوب است؛ مهمات،غذا، همه چیز داریم، منظورم را که می‌فهمید؟ » پس از چند لحظه صدای او قطع شد و هرچه او را صدا زدند جواب نداد بعد خبر آمد آن عزیز بزرگوار در همان لحظه به شهادت رسیده بود. مشغول نوشتن کتاب 82 سردار شهرستان نجف اباد به نام ستاره های نجف بودم. نام احمد صداقتی را نشنیده بودم. چند روز قبل از آوردن پیکر احمد، شبی خوابی عجیب دیدم. پسری کفن پوش آمد و با گریه گفت من خودم می خواستم گمنام بمانم. همان لحظه شعر شهید گمنام سلام خوش اومدی مسافرم بر لبانم جاری شد و دوستم در خواب به شدت گریست. پس از چند روز خبر دادند که پیکر احمد صداقتی پس از 30 در سالروز شهادت حضرت زهرا امده است. یادم به خوابم افتاد. دلم می خواست گریه کنم. اکنون کتاب ستاره های نجف تکمیل شد و با نام 83 ستاره. ستاره ای دیگر به شهرمان آمد.  اخر احمد متولد نجف آباد است. همان روز زندگی نامه احمد را نوشتم برای ثبت در کتاب ستاره های نجف.
شهید احمد صداقتی بسم رب شهدا و صدیقین شهید احمد صداقتی متولد سال 1339 در شهر اصفهان است. او که توسط لشکر 14 امام حسین(ع) به جبهه‌های جنگ اعزام شده بود، در نخستین عملیات بعد از عزل بنی صدر یعنی عملیات «فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا»، یکی از دست‌هایش را از دست داد. در این عملیات یک دستش قطع شد و عصب دست دیگرش آسیب دید و فقط دو انگشت آن قادر به حرکت بود. بعد از گذشت چند ماه در تهران یک دست مصنوعی به جای دست قطع شده‌اش گذاشتند. خواهر شهید «احمد صداقتی» می‌گوید: دست راست احمد قطع شده بود و مجبور بود با دست چپ بنویسد؛ یادم هست که قلم را بین دو انگشت سالم دست چپش قرار می‌داد و خیلی تلاش می‌کرد تا بنویسد، خیلی هم بدخط می‌نوشت. هرچند دیگر به خاطر جانبازی‌هایی که کسب کرده بود توان گذشته را نداشت اما دلش نیز در خانه آرام و قرار نمی‌گرفت. به همین دلیل دوباره راهی میدان جنگ شد. بی‌سیم‌چی فرمانده لشکر 14 امام حسین(ع) شد. او در عملیات محرم فرمانده گردان امام جعفر صادق(ع) بود. تا اینکه شنیده شد در همین عملیات در سال 61 به شهادت رسیده است. حاج‌حسین خرازی شهادت او را تایید کرد و گفت: «پیکرش در خط آتش بود و نتوانستیم او را بیاوریم.» و به این ترتیب پیکر او در شمار پیکر شهدای مفقود الجسد جای گرفت. پدر شهید می‌گوید: احمد همیشه می‌گفت: «بابا، اگر من شهید شدم از من بت نسازید، همینی که هستم را بگویید»؛ او می‌گفت: «دوست دارم، پیکرم هم برنگردد و شهادتم ریا نباشد».  سال‌ها بعد در عملیات تفحص پیکر شهدا، استخوان‌های شهید صداقتی کشف شد. پیکر او از طریق دست مصنوعی‌اش که سالم مانده بود و مدارک شناسایی، کاملا قابل تشخیص بود. پیکر این شهید والامقام به گفته اعضای تیم تفحص و «جعفر نظری» با فرق شکافته و بدون دست همچون علمدار کربلا کشف شد. هرچند موضوع این عکس و روایت اخیر صحت نداشته و متاسفانه نمود یک شایعه را در رسانه‌ها به همراه دارد اما نمونه کرامات شهدا در سالم ماندن بدن‌هایی که سال‌ها در زیر خاک مدفون شده است، از طریق مسئولین تفحص و خانواده این شهدا بسیار زیاد دیده و شنیده شده است. روایاتی که نشان از برحق بودن مسیر این شهدا دارد. پیکرهایی همچون پیکر شهید سیدصمد حسینی که بعد از گذشت 13 سال از شهادتش در عملیات تفحص و در منطقه طلائیه پیدا شده بود که به گفته سردار باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح به‌طرز عجیبی صورتش سالم مانده بود، به‌صورتی که چشم درون حدقه قرار داشت. ریش‌هایش سالم مانده بود و کنده نمی‌شد. زبانش در کام بود. ولی به‌طور عجیبی از گردن به پایین اسکلت شده بود.