25.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•نشون نداره مادرم
منم نشون نمیخوام...
#فاطمیه🏴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁امروز بیشتر بخندیم ،
🍂کارهای سودمند انجام بدهیم
🍁بیشتر سپاس گزاری کنیم ،
🍂عادتهای بدمان را ترک کنیم ،
🍁آدمهای منفی را دنبال نکنیم ،
🍁خاطره های خوب بسازیم
🍂و قدر داشته های ریز
🍁و درشتمان را بدانیم .
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
#مقدمه
همپای شهدا تا آسمان
شهید
رجعت پیکر احمد صداقتی نجف آبادی پس از 30 سال و خواب عجیب من
به عنوان بیسیمچی به عملیات فرستاده شد، اما پیش از شهادت از سوی شهیدحسین خرازی به عنوان فرمانده گردان منصوب شد.
شهید احمد صداقتی، متولد اول آذر 1339 است که در عملیات «فرمانده کلقوا خمینی روحخدا» دست راستش را از دست داد؛ این مجروحیت او را از ادامه حضور در جبهه بازنداشت و بارها به جبهه اعزام شد تا اینکه در عملیات محرم در حالیکه بیسیمچی لشکر 14 امام حسین(ع) بود، دست دیگرش قطع شد و در این هنگام شاسی گوش را با پا فشار داده و گفت: « سلام من را به حضرت امام برسانید و بگویید رزمندگان در اجرای اوامر شما کوتاهی نکردند؛ وضع ما خوب است؛ مهمات،غذا، همه چیز داریم، منظورم را که میفهمید؟ » پس از چند لحظه صدای او قطع شد و هرچه او را صدا زدند جواب نداد بعد خبر آمد آن عزیز بزرگوار در همان لحظه به شهادت رسیده بود.
مشغول نوشتن کتاب 82 سردار شهرستان نجف اباد به نام ستاره های نجف بودم. نام احمد صداقتی را نشنیده بودم. چند روز قبل از آوردن پیکر احمد، شبی خوابی عجیب دیدم. پسری کفن پوش آمد و با گریه گفت من خودم می خواستم گمنام بمانم. همان لحظه شعر شهید گمنام سلام خوش اومدی مسافرم بر لبانم جاری شد و دوستم در خواب به شدت گریست. پس از چند روز خبر دادند که پیکر احمد صداقتی پس از 30 در سالروز شهادت حضرت زهرا امده است. یادم به خوابم افتاد. دلم می خواست گریه کنم. اکنون کتاب ستاره های نجف تکمیل شد و با نام 83 ستاره. ستاره ای دیگر به شهرمان آمد. اخر احمد متولد نجف آباد است. همان روز زندگی نامه احمد را نوشتم برای ثبت در کتاب ستاره های نجف.