۱. از شعلههای آتش تا سلول تاریک؛ تولد یک خلافکار
بچهها! چشمهایتان را ببندید و برای چند لحظه خودتان را جای یک پسربچه کوچک تصور کنید. نصفشب با صدای جیغ مادرتان از خواب میپرید و میبینید خانۀتان در محاصرۀ شعلههای آتش است. یک عده آدم با لباسهای عجیب سفید، خانۀتان را آتش زدهاند، فقط و فقط به یک جرم: رنگ پوستتان!
کمی بعد، پدرتان به طرز مشکوکی کشته میشود و بدنش را زیر قطار شهری پیدا میکنند. مادرتان از شدت غصه و فشارهای وحشتناک زندگی، راهی تیمارستان میشود. حالا این پسربچه مانده و یک دنیای تاریک، بیرحم و پر از خشم.
این پسربچه، وقتی بزرگتر شد، تصمیم گرفت از این دنیای بیرحم انتقام بگیرد. از مدرسه اخراج شد، به خیابانها رفت و تبدیل شد به یک خلافکار تمامعیار. اسمش در میان خلافکارهای خیابانی شده بود «رِد». زندگیاش خلاصه شده بود در دزدی، مواد مخدر، درگیری با اسلحه و در نهایت… دستگیری و ده سال حبس در یک سلول تاریک.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۲. معجزه در کتابخانۀ زندان؛ تولدی دوباره با یک اسم جدید
در همان سلول تاریک، این جوان ناامید و خشمگین شروع کرد به ورق زدن کتابها. او با کتابخانۀ زندان رفیق شد و روزی پانزده ساعت زیر نور ضعیف راهرو، مطالعه میکرد. در میان همین کتابها و کلمهها بود که با چیزی آشنا شد که تمام شخصیت و مسیر زندگیاش را زیر و رو کرد: او با «اسلام» آشنا شد.
وقتی از زندان بیرون آمد، دیگر اثری از آن دزد خیابانی نبود. یک عینک کائوچویی به چشم میزد، کتوشلوار مرتب میپوشید و اسم جدیدی برای خودش انتخاب کرده بود: «مالکوم ایکس».
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۳. وحشت خفاشها از یک بلندگو؛ کشف یک آرمان بزرگ
مالکوم وقتی از زندان بیرون آمد، نه ارتش داشت، نه اسلحه، نه پول زیاد. او فقط یک بلندگو داشت و یک زبان بُرّان. اما ناگهان اتفاق عجیبی افتاد! سازمان FBI تمام نیروهایش را بسیج کرد تا او را شبانهروزی زیر نظر بگیرد. سیاستمداران زورگو از شنیدن اسمش لرزه بر اندامشان میافتاد.
چرا؟ مگر یک آدم با یک میکروفون چقدر خطرناک است؟ چرا یک سیستم تا دندان مسلح، از یک جوان سیاهپوست که تا دیروز در زندان بود، اینقدر وحشت کرد؟
دلیلش این بود که مالکوم، در جریان مطالعاتش و در سفر عجیبی که برای زیارت خانۀ خدا به مکه داشت، به چیزی دست پیدا کرد که من اسمش را میگذارم: «آرمان فراگیر». او دیگر فقط به فکر نجات خودش یا پول درآوردن نبود. وقتی در مکه دید که سفیدپوست و سیاهپوست شانه به شانۀ هم خدا را عبادت میکنند، فهمید که باید «خیر مطلق» را برای همه بخواهد. او فریاد میزد: «ما عدالت میخواهیم! برای همۀ انسانها!»
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۴. شلیک ۲۱ گلوله به خورشید؛ تقابلی به وسعت تاریخ
وقتی جبهۀ باطل دید مالکوم ایکس تبدیل به یک نور خیرهکننده شده است، چه کار کرد؟ شروع کرد به ترور شخصیت، تهدید، تحریم و در نهایت کشیدن نقشهی قتل او.
قرآن یک تصویرسازی سینمایی و بینظیر از این تقابل دارد. پرده را کنار میزند و این تلاش احمقانۀ جبهۀ باطل را اینطور توصیف میکند:
﴿يُرِيدُونَ أَن يُطفِـُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفوَٰهِهِم وَيَأبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَو كَرِهَ ٱلكَٰفِرُونَ٣٢﴾ [التوبة: 32]
«(32) (آنها) میخواهند نور الله را با دهان خود خاموش کنند، و الله ابا میکند، مگر اینکه نورش را کامل (و تمام) کند، اگر چه کافران کراهت داشته باشند.»
دشمنان مالکوم، دقیقاً میخواستند نوری که در وجود او روشن شده بود را با تهدید، ترساندن و طرد کردن خاموش کنند. آنها در نهایت در ۲۱ فوریه ۱۹۶۵، وقتی مالکوم داشت برای مردم سخنرانی میکرد، ۲۱ گلوله به سینه او شلیک کردند و او را در خون خودش غلتاندند.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۵. لبخند بزن؛ تاریکی حریف نور نمیشود!
بچهها، راز ماجرا دقیقاً همینجاست: حقطلبی برای جبهۀ باطل، یک تهدید وجودی است. یعنی چه؟ تصور کنید یک عده خفاش، سالهاست در یک غار تاریک حکومت میکنند و خون میمکند. حیات خفاشها به «تاریکی» وابسته است. حالا اگر یک نفر پیدا شود، یک مشعل روشن کند و بگوید میخواهم این غار را برای همه روشن کنم، چه اتفاقی میافتد؟ خفاشها دیوانه میشوند! صرف «روشن شدن چراغ»، موجودیت و هویت خفاشها را به خطر میاندازد. زورگوهای تاریخ هم با تاریک نگهداشتن ذهن مردم حکومت میکنند؛ وقتی کسی مثل مالکوم میآید و مردم را بیدار میکند، غیر قابل تحمل می شود.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
موضوع پنجم: چرا دو گوش داریم اما یک قلب؟
﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلبَينِ فِي جَوفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنهُنَّ أُمَّهَٰتِكُم وَمَا جَعَلَ أَدعِيَآءَكُم أَبنَآءَكُم ذَٰلِكُم قَولُكُم بِأَفوَٰهِكُم وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلحَقَّ وَهُوَ يَهدِي ٱلسَّبِيلَ٤﴾
سوره الأحزاب، آیه 4
الله برای هیچکس دو قلب در درونش قرار نداده است، و هرگز همسرانتان را که مورد ظهار قرار میدهید؛ مادران شما قرار نداده است [ به سورۀ مجادله آیه 2 و 3 رجوع شود.]، و (نیز) فرزند خواندههای شما را فرزند (حقیقی) شما قرار نداده است، این سخن (باطل) شماست که به دهان خود میگویید، و الله سخن حق را میگوید، و او به راه راست هدایت میکند.
مشاهده محتوا در 5 پیام زیر 👇
1. فینال بزرگ؛ ستارهای با دو پیراهن!
۲. تلهی خطرناک زندگی؛ بازی در دو تیم بهطور همزمان
۳. راز شگفتانگیز خلقت ما؛ چرا فقط یک قلب داریم؟
۴. قانون طلایی قرآن؛ یک قطبنما و یک مسیر
۵. سوت پایان مسابقه؛ قلب تو برای کدام تیم میتپد؟
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
1. فینال بزرگ؛ ستارهای با دو پیراهن!
بچهها! تصور کنید فینال جام جهانی است. استادیوم پر از تماشاگر است و دهها هزار نفر روی سکوها نشستهاند. دوربینها روشن و گزارشگرها بهشدت هیجانزدهاند… سوت آغاز بازی زده میشود.
اما همان اول کار، یک اتفاق خیلی عجیب میافتد! یکی از بازیکنهایی که وارد زمین شده، لباس عجیبی به تن دارد. نیمه راست لباسش برای تیم «آلمان» است و نیمه چپ لباسش برای تیم «برزیل»!
بازی شروع میشود. این بازیکن توپ را میگیرد و یک پاس عالی به مهاجم تیم آلمان میدهد. تماشاچیهای تیم آلمان سر از پا نمیشناسند و تشویقش میکنند. اما چند دقیقۀ بعد، همان بازیکن میدود، توپ را از حریف میگیرد و این بار… به تیم برزیل پاس گل میدهد! وقتی تیم آلمان گل میزند، از خوشحالی بالاپایین میپرد؛ وقتی تیم برزیل هم گل میزند، باز در حال شادی کردن است!
حالا شما به من بگویید:
آیا بقیۀ بازیکنان اصلاً میتوانند چنین آدمی را همتیمی خودشان بدانند؟ تماشاگرها چه واکنشی به این کارها نشان میدهند؟ مربیها با او چه کار میکنند؟ اصلاً داور اجازه میدهد این بازیکن در زمین بماند؟
«بچهها! اصلاً چنین بازیکنی میتواند در یک تیم فوتبال بازی کند؟»
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۲. تلهی خطرناک زندگی؛ بازی در دو تیم بهطور همزمان
کمی دقت کنید؛ جالب است بدانید که بعضی وقتها، ما هم در زمین زندگی، دقیقاً شبیه همین بازیکن میشویم! یعنی چه؟ یعنی دلمان میخواهد همزمان در دو تیم بازی کنیم. مثلاً وقتی پیش یک عده از دوستانمان هستیم که کارهای غلطی انجام میدهند، میخواهیم با آنها همراه شویم تا همرنگ جماعت باشیم و از جمعشان جا نمانیم. اما از طرف دیگر، پیش خانواده، معلمها، یا آدمهای خوب هم جوری رفتار میکنیم که بگویند: «بهبه! چه بچۀ خوب و سر به راهی!»
گاهی جلوی یک جمع یکجور حرف میزنیم و جلوی جمعی دیگر، کاملاً برعکس. پیش یک گروه یک مدل رفتار میکنیم و پیش گروه دیگر، یک مدل دیگر. پیش خودمان فکر میکنیم خیلی زرنگیم، اما در واقع، تبدیل شدهایم به همان بازیکن عجیبی که میخواهد برای هر دو تیم بازی کند.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۳. راز شگفتانگیز خلقت ما؛ چرا فقط یک قلب داریم؟
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که چرا خداوند در بدن ما، بعضی از اعضا را جفت و «دوتا» قرار داده است؟ ما دوتا چشم داریم، دوتا گوش داریم، دوتا دست و دوتا پا داریم؛ اما چرا خدا فقط «یک» قلب در سینه ما گذاشته است؟
دلیلش این است که چشمها برای دیدناند و گوشها برای شنیدن؛ اما قلب… قلب جای «انتخاب» است. قلب جای جهت گرفتن است؛ دقیقاً مثل یک قطبنما. قطبنما هیچوقت نمیتواند همزمان شمال و جنوب را نشان بدهد.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۴. قانون طلایی قرآن؛ یک قطبنما و یک مسیر
حالا بیایید این آیۀ زیبا از قرآن را در ذهنمان مرور کنیم:
﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلبَينِ فِي جَوفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنهُنَّ أُمَّهَٰتِكُم وَمَا جَعَلَ أَدعِيَآءَكُم أَبنَآءَكُم ذَٰلِكُم قَولُكُم بِأَفوَٰهِكُم وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلحَقَّ وَهُوَ يَهدِي ٱلسَّبِيلَ٤﴾
[الأحزاب: 4]
«(4) الله برای هیچکس دو قلب در درونش قرار نداده است، و هرگز همسرانتان را که مورد ظهار قرار میدهید؛ مادران شما قرار نداده است [ به سورۀ مجادله آیه 2 و 3 رجوع شود.]، و (نیز) فرزند خواندههای شما را فرزند (حقیقی) شما قرار نداده است، این سخن (باطل) شماست که به دهان خود میگویید، و الله سخن حق را میگوید، و او به راه راست هدایت میکند.»
بچهها در یک قلب، دو جهتِ کاملاً مخالف جا نمیشود. نمیشود هم طرفدار نور بود و هم طرفدار تاریکی. نمیشود هم عاشق یک قهرمان بود و هم با دشمن خونی آن قهرمان رفیق شد. نمیشود هم در تیم «حق» بازی کرد و هم برای تیم «باطل» پاس گل فرستاد!
وقتی طرفِ حق را گرفتی، باید از ناحق بیزار باشی. معنیِ واقعیِ «یکدله بودن با مظلوم»، این است که حتماً از «ظالم» برائت بجویی و از او متنفر باشی.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۵. سوت پایان مسابقه؛ قلب تو برای کدام تیم میتپد؟
حالا دوباره برگردیم به همان مثال اولمان. یادتان هست آن بازیکن عجیب فینال جام جهانی؟ مشکل او این نبود که فوتبال بلد نبود یا استعداد نداشت؛ مشکل اصلیاش این بود که هنوز «تیمش» را انتخاب نکرده بود.
آدمهای بزرگ تاریخ، همگی یک ویژگی مشترک و درخشان داشتند: آنها آدمهایی «یکدل» بودند. وقتی فهمیدند راه درست کدام است، با تمام وجود پای همان راه ایستادند.
حالا سؤال مهم اینجاست:
«قلب من و شما، برای کدام تیم میتپد؟»
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
موضوع ششم: چرا جنگ تمام نمی شود؟
﴿يَسـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهرِ ٱلحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِ قُل قِتَال فِيهِ كَبِير وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفرُ بِهِۦ وَٱلمَسجِدِ ٱلحَرَامِ وَإِخرَاجُ أَهلِهِۦ مِنهُ أَكبَرُ عِندَ ٱللَّهِ وَٱلفِتنَةُ أَكبَرُ مِنَ ٱلقَتلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُم حَتَّىٰ يَرُدُّوكُم عَن دِينِكُم إِنِ ٱستَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرتَدِد مِنكُم عَن دِينِهِۦ فَيَمُت وَهُوَ كَافِر فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَت أَعمَٰلُهُم فِي ٱلدُّنيَا وَٱلأٓخِرَةِ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصحَٰبُ ٱلنَّارِ هُم فِيهَا خَٰلِدُونَ٢١٧﴾
سوره بقرة، آیه 217
«(217) از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام، میپرسند. بگو: «جنگ در آن (گناهی) بزرگ؛ است، و بازداشتن از راه الله و کفر ورزیدن به او و (باز داشتن از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن؛ نزد الله (گناهی) بزرگتر، و فتنه (= شرک و شکنجه مؤمنان) از کشتار بزرگتر است.» و پیوسته با شما میجنگند، تا آنکه اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند، و هر کس از شما که از دینش بر گردد و در حال کفر بمیرد، پس آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است، و آنان اهل آتش (دوزخ) اند، و همیشه در آن خواهند بود.»
مشاهده محتوا در 5 پیام زیر 👇
1. سفری به جهنم سوزان؛ معمای یک شکنجهی عجیب
۲. نبرد بر سر یک گنج نامرئی؛ پروژه همسانسازی
۳. سنگهای داغ در قرن بیست و یکم؛ استراتژی جنگ ترکیبی
۴. افشاگری بزرگ؛ رازی که 1400 سال پیش فاش شد!
۵. خط پایان؛ تو بنده کیستی؟
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397