۴. شلیک ۲۱ گلوله به خورشید؛ تقابلی به وسعت تاریخ
وقتی جبهۀ باطل دید مالکوم ایکس تبدیل به یک نور خیرهکننده شده است، چه کار کرد؟ شروع کرد به ترور شخصیت، تهدید، تحریم و در نهایت کشیدن نقشهی قتل او.
قرآن یک تصویرسازی سینمایی و بینظیر از این تقابل دارد. پرده را کنار میزند و این تلاش احمقانۀ جبهۀ باطل را اینطور توصیف میکند:
﴿يُرِيدُونَ أَن يُطفِـُٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفوَٰهِهِم وَيَأبَى ٱللَّهُ إِلَّآ أَن يُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَو كَرِهَ ٱلكَٰفِرُونَ٣٢﴾ [التوبة: 32]
«(32) (آنها) میخواهند نور الله را با دهان خود خاموش کنند، و الله ابا میکند، مگر اینکه نورش را کامل (و تمام) کند، اگر چه کافران کراهت داشته باشند.»
دشمنان مالکوم، دقیقاً میخواستند نوری که در وجود او روشن شده بود را با تهدید، ترساندن و طرد کردن خاموش کنند. آنها در نهایت در ۲۱ فوریه ۱۹۶۵، وقتی مالکوم داشت برای مردم سخنرانی میکرد، ۲۱ گلوله به سینه او شلیک کردند و او را در خون خودش غلتاندند.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۵. لبخند بزن؛ تاریکی حریف نور نمیشود!
بچهها، راز ماجرا دقیقاً همینجاست: حقطلبی برای جبهۀ باطل، یک تهدید وجودی است. یعنی چه؟ تصور کنید یک عده خفاش، سالهاست در یک غار تاریک حکومت میکنند و خون میمکند. حیات خفاشها به «تاریکی» وابسته است. حالا اگر یک نفر پیدا شود، یک مشعل روشن کند و بگوید میخواهم این غار را برای همه روشن کنم، چه اتفاقی میافتد؟ خفاشها دیوانه میشوند! صرف «روشن شدن چراغ»، موجودیت و هویت خفاشها را به خطر میاندازد. زورگوهای تاریخ هم با تاریک نگهداشتن ذهن مردم حکومت میکنند؛ وقتی کسی مثل مالکوم میآید و مردم را بیدار میکند، غیر قابل تحمل می شود.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
موضوع پنجم: چرا دو گوش داریم اما یک قلب؟
﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلبَينِ فِي جَوفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنهُنَّ أُمَّهَٰتِكُم وَمَا جَعَلَ أَدعِيَآءَكُم أَبنَآءَكُم ذَٰلِكُم قَولُكُم بِأَفوَٰهِكُم وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلحَقَّ وَهُوَ يَهدِي ٱلسَّبِيلَ٤﴾
سوره الأحزاب، آیه 4
الله برای هیچکس دو قلب در درونش قرار نداده است، و هرگز همسرانتان را که مورد ظهار قرار میدهید؛ مادران شما قرار نداده است [ به سورۀ مجادله آیه 2 و 3 رجوع شود.]، و (نیز) فرزند خواندههای شما را فرزند (حقیقی) شما قرار نداده است، این سخن (باطل) شماست که به دهان خود میگویید، و الله سخن حق را میگوید، و او به راه راست هدایت میکند.
مشاهده محتوا در 5 پیام زیر 👇
1. فینال بزرگ؛ ستارهای با دو پیراهن!
۲. تلهی خطرناک زندگی؛ بازی در دو تیم بهطور همزمان
۳. راز شگفتانگیز خلقت ما؛ چرا فقط یک قلب داریم؟
۴. قانون طلایی قرآن؛ یک قطبنما و یک مسیر
۵. سوت پایان مسابقه؛ قلب تو برای کدام تیم میتپد؟
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
1. فینال بزرگ؛ ستارهای با دو پیراهن!
بچهها! تصور کنید فینال جام جهانی است. استادیوم پر از تماشاگر است و دهها هزار نفر روی سکوها نشستهاند. دوربینها روشن و گزارشگرها بهشدت هیجانزدهاند… سوت آغاز بازی زده میشود.
اما همان اول کار، یک اتفاق خیلی عجیب میافتد! یکی از بازیکنهایی که وارد زمین شده، لباس عجیبی به تن دارد. نیمه راست لباسش برای تیم «آلمان» است و نیمه چپ لباسش برای تیم «برزیل»!
بازی شروع میشود. این بازیکن توپ را میگیرد و یک پاس عالی به مهاجم تیم آلمان میدهد. تماشاچیهای تیم آلمان سر از پا نمیشناسند و تشویقش میکنند. اما چند دقیقۀ بعد، همان بازیکن میدود، توپ را از حریف میگیرد و این بار… به تیم برزیل پاس گل میدهد! وقتی تیم آلمان گل میزند، از خوشحالی بالاپایین میپرد؛ وقتی تیم برزیل هم گل میزند، باز در حال شادی کردن است!
حالا شما به من بگویید:
آیا بقیۀ بازیکنان اصلاً میتوانند چنین آدمی را همتیمی خودشان بدانند؟ تماشاگرها چه واکنشی به این کارها نشان میدهند؟ مربیها با او چه کار میکنند؟ اصلاً داور اجازه میدهد این بازیکن در زمین بماند؟
«بچهها! اصلاً چنین بازیکنی میتواند در یک تیم فوتبال بازی کند؟»
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۲. تلهی خطرناک زندگی؛ بازی در دو تیم بهطور همزمان
کمی دقت کنید؛ جالب است بدانید که بعضی وقتها، ما هم در زمین زندگی، دقیقاً شبیه همین بازیکن میشویم! یعنی چه؟ یعنی دلمان میخواهد همزمان در دو تیم بازی کنیم. مثلاً وقتی پیش یک عده از دوستانمان هستیم که کارهای غلطی انجام میدهند، میخواهیم با آنها همراه شویم تا همرنگ جماعت باشیم و از جمعشان جا نمانیم. اما از طرف دیگر، پیش خانواده، معلمها، یا آدمهای خوب هم جوری رفتار میکنیم که بگویند: «بهبه! چه بچۀ خوب و سر به راهی!»
گاهی جلوی یک جمع یکجور حرف میزنیم و جلوی جمعی دیگر، کاملاً برعکس. پیش یک گروه یک مدل رفتار میکنیم و پیش گروه دیگر، یک مدل دیگر. پیش خودمان فکر میکنیم خیلی زرنگیم، اما در واقع، تبدیل شدهایم به همان بازیکن عجیبی که میخواهد برای هر دو تیم بازی کند.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۳. راز شگفتانگیز خلقت ما؛ چرا فقط یک قلب داریم؟
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که چرا خداوند در بدن ما، بعضی از اعضا را جفت و «دوتا» قرار داده است؟ ما دوتا چشم داریم، دوتا گوش داریم، دوتا دست و دوتا پا داریم؛ اما چرا خدا فقط «یک» قلب در سینه ما گذاشته است؟
دلیلش این است که چشمها برای دیدناند و گوشها برای شنیدن؛ اما قلب… قلب جای «انتخاب» است. قلب جای جهت گرفتن است؛ دقیقاً مثل یک قطبنما. قطبنما هیچوقت نمیتواند همزمان شمال و جنوب را نشان بدهد.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۴. قانون طلایی قرآن؛ یک قطبنما و یک مسیر
حالا بیایید این آیۀ زیبا از قرآن را در ذهنمان مرور کنیم:
﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلبَينِ فِي جَوفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنهُنَّ أُمَّهَٰتِكُم وَمَا جَعَلَ أَدعِيَآءَكُم أَبنَآءَكُم ذَٰلِكُم قَولُكُم بِأَفوَٰهِكُم وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلحَقَّ وَهُوَ يَهدِي ٱلسَّبِيلَ٤﴾
[الأحزاب: 4]
«(4) الله برای هیچکس دو قلب در درونش قرار نداده است، و هرگز همسرانتان را که مورد ظهار قرار میدهید؛ مادران شما قرار نداده است [ به سورۀ مجادله آیه 2 و 3 رجوع شود.]، و (نیز) فرزند خواندههای شما را فرزند (حقیقی) شما قرار نداده است، این سخن (باطل) شماست که به دهان خود میگویید، و الله سخن حق را میگوید، و او به راه راست هدایت میکند.»
بچهها در یک قلب، دو جهتِ کاملاً مخالف جا نمیشود. نمیشود هم طرفدار نور بود و هم طرفدار تاریکی. نمیشود هم عاشق یک قهرمان بود و هم با دشمن خونی آن قهرمان رفیق شد. نمیشود هم در تیم «حق» بازی کرد و هم برای تیم «باطل» پاس گل فرستاد!
وقتی طرفِ حق را گرفتی، باید از ناحق بیزار باشی. معنیِ واقعیِ «یکدله بودن با مظلوم»، این است که حتماً از «ظالم» برائت بجویی و از او متنفر باشی.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۵. سوت پایان مسابقه؛ قلب تو برای کدام تیم میتپد؟
حالا دوباره برگردیم به همان مثال اولمان. یادتان هست آن بازیکن عجیب فینال جام جهانی؟ مشکل او این نبود که فوتبال بلد نبود یا استعداد نداشت؛ مشکل اصلیاش این بود که هنوز «تیمش» را انتخاب نکرده بود.
آدمهای بزرگ تاریخ، همگی یک ویژگی مشترک و درخشان داشتند: آنها آدمهایی «یکدل» بودند. وقتی فهمیدند راه درست کدام است، با تمام وجود پای همان راه ایستادند.
حالا سؤال مهم اینجاست:
«قلب من و شما، برای کدام تیم میتپد؟»
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
موضوع ششم: چرا جنگ تمام نمی شود؟
﴿يَسـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهرِ ٱلحَرَامِ قِتَالٖ فِيهِ قُل قِتَال فِيهِ كَبِير وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفرُ بِهِۦ وَٱلمَسجِدِ ٱلحَرَامِ وَإِخرَاجُ أَهلِهِۦ مِنهُ أَكبَرُ عِندَ ٱللَّهِ وَٱلفِتنَةُ أَكبَرُ مِنَ ٱلقَتلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُم حَتَّىٰ يَرُدُّوكُم عَن دِينِكُم إِنِ ٱستَطَٰعُواْۚ وَمَن يَرتَدِد مِنكُم عَن دِينِهِۦ فَيَمُت وَهُوَ كَافِر فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَت أَعمَٰلُهُم فِي ٱلدُّنيَا وَٱلأٓخِرَةِ وَأُوْلَٰٓئِكَ أَصحَٰبُ ٱلنَّارِ هُم فِيهَا خَٰلِدُونَ٢١٧﴾
سوره بقرة، آیه 217
«(217) از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام، میپرسند. بگو: «جنگ در آن (گناهی) بزرگ؛ است، و بازداشتن از راه الله و کفر ورزیدن به او و (باز داشتن از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن؛ نزد الله (گناهی) بزرگتر، و فتنه (= شرک و شکنجه مؤمنان) از کشتار بزرگتر است.» و پیوسته با شما میجنگند، تا آنکه اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند، و هر کس از شما که از دینش بر گردد و در حال کفر بمیرد، پس آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است، و آنان اهل آتش (دوزخ) اند، و همیشه در آن خواهند بود.»
مشاهده محتوا در 5 پیام زیر 👇
1. سفری به جهنم سوزان؛ معمای یک شکنجهی عجیب
۲. نبرد بر سر یک گنج نامرئی؛ پروژه همسانسازی
۳. سنگهای داغ در قرن بیست و یکم؛ استراتژی جنگ ترکیبی
۴. افشاگری بزرگ؛ رازی که 1400 سال پیش فاش شد!
۵. خط پایان؛ تو بنده کیستی؟
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
1. سفری به جهنم سوزان؛ معمای یک شکنجهی عجیب
بچهها تصور کنید ظهر است؛ خورشید دقیقاً وسط آسمان ایستاده و زمین کویر آنقدر داغ است که اگر تخممرغی روی خاک بیندازید، در چند ثانیه میپزد. در دل این جهنم سوزان، مردی را میبینیم که او را روی شنهای داغ و جوشان خواباندهاند و دستانش را محکم بستهاند.
اما این تمام ماجرا نیست. چند آدم قلدر و بیرحم، یک تختهسنگ سیاه، بسیار سنگین و داغ را میآورند و روی سینهی این مرد میگذارند. فشار سنگ آنقدر زیاد است که نفس کشیدن برای او تقریباً غیرممکن میشود. صدای خرد شدن استخوانهای قفسۀ سینهاش به گوش میرسد و پوست بدنش در حال سوختن است.
حالا یک سؤال بزرگ پیش میآید: این مرد چه جرمی مرتکب شده است؟ آیا دزدی کرده؟ نه! آیا کسی را به قتل رسانده؟ خیر! آیا جاسوس بوده؟ ابداً!
شکنجهگر بالای سرش ایستاده و فریاد میزند، اما خواستۀ عجیبی دارد. او نمیگوید: «پولها کجاست؟» یا «نقشه گنج را به من بده!». شکنجهگر فقط و فقط یک چیز میخواهد: «حرفت را پس بگیر!»
او فریاد میزند: «فقط بگو من اشتباه کردم. بگو آن چیزی که در قلبت به آن باور داری، دروغ است. فقط همین یک جمله را بگو تا همین الان سنگ را بردارم و آزادت کنم.»
این مرد قهرمان، کسی نیست جز «جناب یاسر»؛ بردهای که نه ثروتی داشت، نه مقام سیاسی و نه لشکری مسلح. پس چرا بزرگترین سرمایهداران مکه، کار و تجارتشان را رها کرده بودند و زیر آفتاب داغ عرق میریختند تا فقط عقیدهی یک برده را عوض کنند؟ چرا «فکر» درون سر این آدم، تا این حد برای دشمن خطرناک و ترسناک شده بود؟
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۲. نبرد بر سر یک گنج نامرئی؛ پروژه همسانسازی
بچهها! اینجا یک حقیقت بسیار بزرگ پنهان است. دشمنان اصلاً با «جسم» یاسر کاری نداشتند. اگر یاسر هم مثل بقیه فکر میکرد و تسلیم میشد، بهترین لباسها و لذیذترین غذاها را در اختیارش میگذاشتند. مشکل اصلی آنها با «تفکر» یاسر بود.
آنها میخواستند یاسر، با اینکه یک برده است، دقیقاً شبیه خودشان فکر کند. آنها به دنبال «منع تفکر» بودند. میخواستند او هم مثل بقیه در برابر بتها خم شود، مثل بقیه ظلم را بپذیرد و مثل بقیه فقط یک بردۀ چشم و گوش بسته باشد.
جنگ امروز ما هم دقیقاً همین است! دشمن باطل، چه فرعون باشد، چه ابوسفیان، و چه استکبار جهانی امروز در قرن بیست و یکم، یک ویژگی و خواستۀ مشترک دارد:
«همه باید شبیه من فکر کنند! همه باید شبیه من لباس بپوشند! همه باید شبیه من ارزشگذاری کنند!»
دشمن در قدم اول اصلاً نمیخواهد زمین کشور ما را تصرف کند (آن مرحلهی آخر است)؛ او در قدم اول میخواهد «خاکریز ذهن» ما را تسخیر کند.
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397
۳. سنگهای داغ در قرن بیست و یکم؛ استراتژی جنگ ترکیبی
امروز دیگر کسی وسط خیابان نمیآید تا یک تختهسنگ داغ روی سینه شما بگذارد. امروز روشها کاملاً مدرن شدهاند، اما هدف دقیقاً همان «یکیسازی همگانی» است. این همان «جنگ ترکیبی» است که امروز با پوست و استخوان آن را حس میکنیم.
بیایید سلاح های امروز دشمن را بشناسیم: اول: به جای سنگ داغ، در فضای مجازی با «کامنتهای سمی» و «مسخره کردن» به باورهای تو حمله میکنند تا خجالت بکشی. (دقیقاً همانطور که قرآن میفرماید به مؤمنین میگویند شما احمق و سفیه هستید!) دوم: مدام شایعه میسازند که «دیگر کار تمام است» و «هیچ راه نجاتی نیست». یادتان هست در جنگ اُحد شایعه کردند که پیامبر کشته شده تا مسلمانان قالب تهی کنند و فرار کنند؟ امروز هم با دروغ میخواهند به شما بقبولانند که قهرمانهایتان نابود شدهاند. سوم: میگویند اگر میخواهی پیشرفت کنی و زندگی راحتی داشته باشی، باید دست از دین و اعتقادت برداری. (این دقیقاً معادلِ همان تحریم اقتصادی و محاصره یاران پیامبر در شعب ابیطالب است).
🔰گروه فرهنگی تبلیغی مصابیح🔰
https://eitaa.com/masabih1397