eitaa logo
کانال جامع سخنرانی اساتید انقلابی
13.8هزار دنبال‌کننده
25.6هزار عکس
36.6هزار ویدیو
318 فایل
eitaa.com/joinchat/713097223C7b3c57cedf نشر ازاد 📛اخبارداغ‌محرمانه‌سیاسی‌ما‌اینجاست!👇👇👇 @Masafe_akhar تبلیغات↙️ @masaf_tabligh ☘مطالب زیبا و انسان ساز عرفا☘
مشاهده در ایتا
دانلود
مخالفت نفس... مرد کافری روزها به بازار بغداد می آمد ، مردم گرد او جمع می شدند و او به آنها خبر می داد از آنچه در منزل داشتند یا در نیت خود می گرفتند . این جریان را به موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردند ، حضرت با وضع ناشناسی به آن محل حاضر شد . به یکی از همراهان خود فرمود : چیزی در نیت بگیر ، و بعد از آن کافر پرسید ؟ مرد کافر از آنچه او در نظر گرفته بود خبر داد . موسی بن جعفر علیه السلام او را به کناری برده فرمود : به واسطه چه عملی این مقام را پیدا کردی با این که این کار از مقام پیامبران است . گفت : به این درجه نرسیدم مگر به واسطه مخالفت با خواهش نفس ، حضرت فرمود : اسلام را بر نفس خود عرضه بدار ببین چگونه می یابی آن را ؟ عرض کرد : نفسم راضی به اسلام آوردن نیست . حضرت فرمود : مگر نه این است که به این مقام در اثر مخالفت نفس رسیده ای . پس اکنون با آن مخالفت کن ، مرد کافر ، مقداری فکر کرد و بعد ایمان آورد ، ایمانش نیکو شد ، پس از این جریان گاه گاه به مجلس موسی بن جعفر علیه السلام حاضر می شد . روزی یک نفر درخواست کرد ، از نیتش خبر دهد ، هر چه فکر نمود چیزی نتوانست بگوید ، آنگاه عرض کرد : من وقتی کافر بودم از امور پنهان اطلاع داشتم ولی حالا که مسلمانم چرا نمی توانم ؟ حضرت فرمود : خداوند عمل هیچ بشری را بی پاداش نمی گذارد ، چون تو در آن موقع مخالفت با نفس می کردی خداوند جزای آن را در دنیا داد . تو را قدرت اطلاع بر اسرار پنهان مردم عنایت کرد ، زیرا کافر در آخرت بهره ای ندارد ، اکنون که اسلام آوردی خداوند پاداش آن را ذخیره برای آخرتت کرده و جزای دنیا را قطع نموده. @Masafe_akhar2
💠 علاقه‌ات را کتمان نکن! @Masafe_akhar2
6.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃 🎥|ببینید: ❇️صدق و کذب ما در پیروی و اقتدای به حضرت زهراء (سلام الله علیها) ۱ ❌ناسازگاری بی نمازی و اقتدای به حضرت زهراء (سلام الله علیها) 🌹استاد آیت الله وفسی 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃 @Masafe_akhar2
✨﷽✨ 🌼راز عزتمندی «حاج قاسم سلیمانی» از زبان یک رزمنده ✍️سردار «حسین معروفی» با بیان خاطره‌اش از اینکه مهمان خانه شهید «قاسم سلیمانی» شده بود، اظهار داشت: رفاقت من و حاج قاسم خیلی عمیق بود، هرچند وقت یک بار به خانه همدیگر رفت و آمد داشتیم. یک روز خسته و کوفته از اداره برگشتم. نگاهی به موبایلم انداختم تا ساعت را چک کنم که متوجه شدم از طرف حاج قاسم تماس داشتم. سریع تماس گرفتم و حاجی بدون معطلی گفت: «حاج حسین کجایی؟» سلام علیک کردم که حاجی ادامه داد: «امشب همراه خانواده تشریف بیاورید. سفره‌ای کوچک انداخته‌ایم تا دور هم باشیم.» بدون وقفه قبول کردم. نزدیک اذان مغرب رسیدیم منزل حاجی. نماز را به امامت حاج قاسم خواندیم و برای شام غذایی که همسرشان پخته بود را خوردیم. بعد از شام با ایشان نشستیم به خاطره‌بازی دوران جنگ؛ اندکی من می‌گفتم و اندکی حاج قاسم. دیر وقت شده بود که گفتم: «شرمنده، خیلی دیر وقته بیشتر از این مزاحمتان نمی‌شویم.» سردار نگاهی کرد و با لبخند گفت: «کجا این وقت شب؟ امشب را پیش ما باشید.» با گرفتن رضایت چشمی از همسرم به حاجی رو کردم و گفتم: «چه سعادتی بیشتر از این». حاج قاسم از جایش برخاست و از اتاقی برایمان پتو و تشک نو آورد و در اتاق دیگری برایمان جا انداخت. از بس روز خسته‌کننده‌ای داشتم، تا پلک روی هم گذاشتم خوابم برد. ناگهان با صدای گریه مردانه از خواب پریدم. سر در گم بودم. نمی‌دانستم این‌جا کجاست و ساعت چند است! فقط صدای گریه مردانه از دور به گوشم می‌رسید. دستم را به چشمانم کشیدم و بعد از اینکه کمی سرحال شدم، اطرافم را نگاه کردم و با خودم گفتم «یعنی کیست که این وقت شب اینطوری گریه می‌کند!» با دقت گوش کردم، صدای حاجی بود. با خدایش می‌گفت «الهی العفو الهی العفو الهی العفو» سرم را چرخاندم و ساعت را نگاه کردم، درست ۲۰ دقیقه مانده بود به اذان صبح... ↶【به ما بپیوندید 】↷ ___________________ @Masafe_akhar2
هستم پست و بی مقدار تحویلم بگیر.mp3
4.46M
مناجات با امام زمان(عج) غروب جمعه حرم امام رضا علیه السلام @Masafe_akhar2