بمناسبت شهادت امام باقر علیه السلام
#پدر_بزرگ
زخمی و خسته تشنه و تنها پدر بزرگ
آمد کنار بستر بابا پدر بزرگ
بابا تنور تب شد و آتش گرفت و عشق
بوسید شعله شعله تنش را پدر بزرگ
بر دوش ذوالجناح سوالی سترگ بود
می رفت باز مثل معما پدر بزرگ
ساحل نداشت بی کسی و بی قراری اش
سیراب و تشنه بود چو دریا پدر بزرگ
پنجاه و هفت سالگی اش خوب یادم است
شمشیر می کشید چه زیبا پدر بزرگ
او پهلوان زندگی ام بود در نبرد
مردانه تیغ می زد اما پدر بزرگ
در چشم گرگ های شبیخون به خون نشست
شد تکه تکه "یوسف زهرا " پدر بزرگ
یک موج اسب رد شد و دیگر ندیدمش
آن نعل ها چه کرد مگر با پدر بزرگ
لبخند او که بر سر نیزه طلوع کرد
خورشید شد به قافله ی ما پدر بزرگ
من پنج ساله بودم و در طول این سفر
با زخم تازیانه شدم با پدر بزرگ
#مهدی_مردانی
#جامعه_ایمانی_مشعر_قزوین
@mashareqazvin