مِــشـکـــْــات🌿|•°
اره این دقیقا همون جاست که میگم
به هیچکس اعتماد نکن الا خدا
ماه، امشب تمرین میکند که چگونه
دور خورشید بگردد بدون آنکه بسوزد
و این رازِ اطاعتِ عاشقانه است..
شاید این بخشی از سوختن باشد که
تو او میشوی ولی استقلال وجودیِ
خودت را داری، خودی که در واقع او
شده است ..
ادب شاید، نمیدانم اما شاید نام دیگرِ
شناختنِ اندازه(قَدر) است آن هم در این
جهانی که همهچیز را میبینی که از مدارِ
تعریف خارج شده، و امروز آموزگارِ بزرگِ
اندازههای وجود، پا به این عالم گذاشته
است، شاید باید تا به جامعه بیاموزد که
قدرت بدون تواضع، طغیان میشود و
حکومت بدون خدمت و چشمهای مردم،
استبداد.. عباس(ع) میآید تا نشان دهد
که بلندترین قامتها، آنانیاند که برای
آسایش دیگران سایهبان میشوند نه
دیوار.. و ابرهای قلبها میشوند تا به
وقت کویر شدن، باران شوند، او آمده تا
شفایِ دردهای اجتماعی ما و گمشدهی دیوانسالاریهایِ خستهمانشود، او
دقیقاً همین ادب است.. ادبی که در آن، مسئولیت یعنی سپر شدن برای بلا و
مدیریت یعنی تشنه ماندن تا سیرابیِ
جمع.. جامعهای که عباس(ع) را
میفهمد، قانونش احترام به مردمش
و شنیدن تشنگیِ مردمش است و
حاکمش، نگهبانِ حریمِ حرمتهاست،
نه صرفاً نگهبانِ توجیهات و کلیات .. !
ر
نام علی دوا و دلیل دوام ماست
دنیای ما علیست که دنیا به کام ماست
جز سفرهی علی پدرم گفت ای پسر
از هرکجا که لقمه بگیری حرام ماست