حالا که خبر رسیده سه نفر از رؤسای اصلاحطلبان را بازداشت کردهاند، خوب است یک زنگ حساب راه بیندازیم و به یکدیگر یادآوری کنیم دُنگ هرکسی از وضعیت موجود چقدر است. مخصوصا حالا که قریب به یقین خوشحالتر از این سه نفر بازداشتی در ایران پیدا نمیکنید. چون این جماعت اصلاحاتی اگر تا دیروز برای جدا کردن کاسهکوزهی خود از کاسهبشقاب دولت، نیاز داشتند به قسم حضرت عباس، حالا با سکوت هم حجت موجهی دارند برای گفتن "ما با اینا نیستیم" و اینگونه لکهی این همه خون ریخته را از دامن خود میزدایند. پس باید یادآوری کرد هماکنون یک دولت اصلاحطلب بر سر کار است و تصمیمسازان اصلی نشسته در سایه هم جیرهخور همین قماشند. با این حال اگر منصف باشیم و این دولت را تنها مسبب وضعیت کنونی اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی ندانیم، قطعا یکی از سهامداران اصلی هست. سایر اصلاحطلبانی هم که خودشان را پس از تقسیم غنائم آرامآرام جدا کردند، گمان نکنند سهم آنها را نادیده میگیریم و زخممان را با بیانیهدرمانی آنها التیام میبخشیم.
۲۰ بهمن سال ۴
#اصلاح_طلب #آذر_منصوری
@Masihane
💢 امر ناب کجاست؟
ما ایرانیها یک تاریخ دور داریم و یک تاریخ نزدیک. به تعبیر قرآن: "ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ". معمولا هم معتقدیم تاریخ دورمان بسیار پرشکوه بوده ولی نسبت به تاریخ نزدیک خودمان حس خوبی نداریم. مثال واضحش آنجاست که وقتی از تعدادی جوان ایرانی پرسیدند اولین کشور جهان در آمار دزدی کدام کشور است؟ پاسخ دادند: احتمالا ایران! این یعنی تصویری که آن جوانان ایرانی از خود دارند بسیار تصویر مخدوشی است. اما همین افراد میتوانند دربارهی تک و یک بودن فرهنگ و تمدن ایرانی در گذشتههای دور ساعتها سخن برانند و با غبغبهی بادکرده بدان افتخار کنند. انگار هرچه فاصلهی ما با یک گذشته بیشتر میشود، درنظرمان شکوهمندتر جلوه میکند و در طرف مقابل هر آنچه به ما نزدیکتر است، فروغ و شکوه چندانی ندارد. احتمالا راز اینکه انسانهای بزرگ (نه بزرگوار) سعی میکنند زیاد با مردم قاتی نشوند همین باشد که دوری، شکوهمندی و سپس دوستی و محبوبیت میآورد.
شاید این همه یعنی ما در ناخودآگاه خود باور داریم "امر ناب" در گذشته است و ما هرچه از آن فاصله میگیریم "نابی" کمتری به چنگ میآوریم. مثل سرچشمهای که میجوشد و جاری میشود و هرچه بیشتر پیش میرود با خاک و خس و خاشاک بیشتری درمیآمیزد و گلآلودتر میشود. پس ما هرچه به عقبتر برگردیم، با آبی زلالتر روبهرو میشویم. اینگونه است که میل به بازگشت، نوستالژی میسازد و بسیاری حتی آرمانشهر خود را برپا کردن دوبارهی گذشته میدانند.
اما یک تئوری دیگر هم وجود دارد که "امر ناب" را نه در گذشته که در آینده متصور است. لذا سیر تاریخ را تکاملی میفهمد. بدینصورت که معتقد است ما هرچه جلوتر آمدهایم به حقیقت نزدیکتر شدهایم و امروزِ ما با همهی کاستیها، بهینهتر از دیروز ماست. این جماعت معمولا رؤیایی دارند که به سمت آن گام برمیدارند.
یک لحظه صبر کنید! گویا یک اتفاق عجیب برای ما افتاده و آن اینکه برخلاف همهی این تئوریپردازیها، ما امروز آدمهایی را داریم که گذشتهی نزدیک خود یعنی پهلوی را میستایند و با آن احساس نوستالژی دارند و قاجارها را که قدیمیتر از پهلوی هستند لبریز از فلاکت و سیاهی میفهمند. لذا شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که از منظر برخی ایرانیها، "امر ناب" نه در گذشته است و نه در آینده. امر ناب در شکلی از توسعهی غربی است. در نظر آنها تاریخ ما به میزانی که به توسعه غربی نزدیک شده، خوشایند است و به میزانی که آن را پس زده ناخوشایند است. این تصور اگر واقعیت داشته باشد، به ما میگوید تنها راه نجات در یک کلمه است: عبور! عبور یعنی به چنگ آوردن و سپس رها شدن. نه باید در توسعه غربی ماندگار شد و نه میتوان آن را دور انداخت. باید عبور کرد و این از همه چیز سختتر است. حتی از ماندگاری یا پس زدن!
#توسعه #پهلوی
@Masihane
اگر از شوخی با "لحظهی حساس کنونی" دست برداریم و کلیشهی "پیچ تاریخی" را چون حلقهی مویی بیندازیم پشتِ گوش؛ اکنون بیش از هر زمان دیگری مُماس شدهایم با جنگی که مراحل مقدماتی آن با #شبه_کودتا و کشتهسازی و کشتهگیری و تعمیق نفرت اجتماعی و تخریب وحدت ملی فراهم آمده و حالا چشم همه از پشت دوربینهای جنگی و نزدیکبینهای جاسوسی و لنزهای تجسسی مترصد دریافت پیام است؛ پیامی که امروز خیابان مخابره میکند. مثل همیشهی تاریخ، سرنوشت در گرو اراده و عزم است. البته تصمیمهای بزرگ را مردمان بالغ میگیرند و کودکذهنها و کوچکقلبها مینشینند به گرفتن بهانهها و بیرون ریختن حقدها و گشودن عقدهها.
لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
ﻳﻘﻴﻨﺎً جان و مال شما میافتد در دام بلاء و ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺍﺯ سوی یهودی و مسیحی و مشرکان مورد اذیت بسیاری قرار خواهید گرفت، اگر مقاومت کنید و سپرهای خود را برگیرید برای ایستادگی، این نشانهای است از ارادهورزی (آلعمران/١٨٦)
صبح ۲۲بهمن سال۴
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
اگر از شوخی با "لحظهی حساس کنونی" دست برداریم و کلیشهی "پیچ تاریخی" را چون حلقهی مویی بیندازیم پش
عطف به حرف پیش:
چون شعله در محیط بلا پا گذاشتیم
تقدیر خود به باد صبا واگذاشتیم
غوصی زدیم در دل گرداب حادثات
چون موج سر به دامن دریا گذاشتیم
از نیش و نوش، عقدهی مشکل نمیگشود
تیغی میان خشم و مدارا گذاشتیم
علی معلم
راستش را بخواهید، اینکه اپوزیسیون خارجنشین تنها مسیر پیروزی خود را آویختن به قبای ژندهی بیگانه و دریوزگی از امثال ترامپ میداند، خود حاکی از نگاهی است که به "مردم" دارد. این جماعت چون "مردم" را فاقد اراده میبیند، گمان میکند اگر ترامپ یک هُل بدهد و موتور هوا گرفتهی چند دهسالهشان را روشن کند، مابقی مسیر سرازیری است. چرا که حکومت بر تودههای فاقد اراده سهل است. این فهم تودهوارشان از "مردم" هم از این روست که در آینهی دوروبریهای خود نشستهاند به تماشای "مردم"، و دیرزمانی است که چشمهاشان به ارادههای حاضر در میدان کور شده. البته ناگفته نماند که در این فهم غیرواقعی، بسیاری از جامعهنشناسهای ایدئولوژیک ایرانی هم سهیماند که از وزوز حشراتالارض تحلیل افول بیرون میدهند ولی گوششان صدای سلوک جمعی مؤمنان را نمیشنود تا دستکم یک خط توضیح صادر کنند.
بعدازظهر ۲۲بهمن سال۴
#دهه_فجر #۲۲بهمن
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
راستش را بخواهید، اینکه اپوزیسیون خارجنشین تنها مسیر پیروزی خود را آویختن به قبای ژندهی بیگانه و د
ارادههای حاضر در میدانی که امروز برخی دیدند و برخی نخواستند که ببینند یعنی: مردمی که ۴۷ سال یک ساختار را با تمام ضعف و نقص حفظ کردهاند، حتما کار اداره کشور برای هر دولت و حکومت متکی به بیرون و بیگانه را سخت کرده و عمر آنها را کوتاه میکنند. این مردم اراده دارند. کاش بدانید که این اراده داشتن هم بشارت است و هم انذار. اراده میتواند هم صعود وطن را میسر کند و هم سقوطش را وحشتناکتر. کاش این را بدانید!
@Masihane
"ایامالله" در برابر "ایامالعرب"
و طرح بحثی کوتاه دربارهی "جای" و نظم و نسبت چیزها و موضوع "عدل" و افقی که اسلام انقلابی و انقلابِ اسلامی گشود؛ در لینک زیر👇
https://tasnimnews.ir/3514015
زحمت دوستان خبرگزاری تسنیم
@Masihane
۲۲بهمن هم گذشت. یکسوال مدتی مطرح بود و هست که چرا در تجمعات حاکمیتی (مثل ۲۲ دی و ۲۲ بهمن)، عملیات تروریستی انجام نمیشود ولی در تجمعات اعتراضی علیه حاکمیت کشتار رخ میدهد؟ پاسخ سوال واضح است و من وقت شما را بابت آن نمیگیرم. ولی یک نکته ذیل آن برای طرح اهمیت "مسئولانه زیستن" ضرورت دارد.
تفاوت اصلی و اساسی تجمعهای منجر به اغتشاش با راهپیماییهای مرسوم در خود آحاد حاضر در میدان و خیابان است. در یکی هر نوع مسئولیتگریزی توجیه شده و در دیگری همواره بر نقشآفرینی مسئولانه تأکید میشود. بهدیگر سخن آنچه یک راهپیمایی مانند ۲۲بهمن را فراهم میکند مسئولیتپذیری است و آنچه که چاشنی اغتشاش و خشونت را به تجمع اعتراضی اضافه میکند مسئولیتگریزی است.
فرض بگیریم کسی میخواهد در راهپیمایی ۲۲بهمن ابتدا سطل آشغال آتش بزند، سپس با ریختوپاش امکانات شهری مثل نردهها، تابلوها و... به میانه خیابان، مسیر تردد را مسدود کند و بعد بهطور ناشناس و با چهرهی پوشانده آشوب بسازد و درنهايت وقتی آب گلآلود شد، ماهی کشتهسازی خود را صید کند؛ آیا خودِ مردمِ حاضر در راهپیمایی به او اجازهی تخریب اموال عمومی و خصوصی و سپس آشوب و کشتار و پایمال کردن حق دیگران را میدهند یا اینکه حقش را کف دستش میگذارند؟
این درحالی است که بارها دیدهام براندازان، برای اغتشاشگر حق مشروع آشوب و خشونت میسازند. با این توجیه که حاکمیت به تو ظلم کرده پس تو حق داری هر واکنش خشونتآمیزی نشان بدهی. گاهی هم افراد از سر دلسوزی و همراهی با کسانی که از سر فشار مشکلات به خشونت روی میآورند این حق را به آنها میدهند. اما غافل از آنکه چه بنزین خطرناکی را بر آتشی نامشروع میریزند. درنتیجه جوانهی خبیثهی ترور و کشتار کور، از زمینهی آشوبهای خشونتآمیزِ توجیهشده میروید.
پاورقی: به نظرم راهپیماییها خود فرصتی هستند برای تمرین مسئولانهزیستن بهصورت جمعی! همان چیزی که برخی به بهانههای مختلف ترکش میکنند.
#دهه_فجر
@Masihane
تجربه ثابت کرده، دشمن هر وقت یک چهرهی افراطی و خشونتطلب از خودش نشان دهد، یعنی یک برگبرندهی میانهرو پنهان کرده.
این میان احمقها به همان خشونتطلبان میپیوندند و بچهزرنگها به سمت میانهروها میخزند.
برای برخی که منافع ملی و خیر عمومی کشک است. کاش حداقل بچهزرنگ ماجرا باشند و بهجای حماقت ایستادن سمت خشونت، لاف میانهروی بزنند. طبعا بعد از سوخت شدن برخی مُهرههای اپوزیسیون داخلی، بهزودی پروژهی رو کردن برگبرندها کلید میخورد. عقبماندهیِ پهلوی هم همچنان باقی میماند برای سرگرم کردن مُشتی تودهی بیارادهی بیسواد.
۲۴بهمن سال۴
@Masihane
۲۴بهمن سالروز فوت فروغ فرخزاده. اگه کسی میخواد از دریچهی هنر وضعیت ایران معاصر رو بفهمه، اشعار فروغ بهترین کمکحاله. من همیشه توی کلاسها، برای گفتن از "فروبستگی" اشعار فروغ رو انتخاب میکنم. اگه حال داشتید شعر "ای مرز پر گهر" رو بخونید.. شاید هرگز به این زیبایی کسی بر همه چیز و همهکس نشوریده! البته شوریدنی با توجه و تذکر به مسئولیت انسان. همون چیزی که برخی آدمها مایلند فراموش کنند و اگه بهروشون بیاری صدها بهانه دارند برای زیربار نرفتن.
فروغ جملهی مشهوری داره در مستند "خانه سیاه است": «دنیا زشتی کم ندارد، زشتیهای دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود اما آدمی چارهساز است.»
آری آدمی چارهساز است اگر بپذیرد مسئولیت دارد برای ساختن. وگرنه سوختن از پسِ کلهای پوک و دستی خائن و جرقهی فندکی هم برمیآید. رسانهها و انسانرسانهها هم مهیای توجیهاند و مشروعیتبخشی.
#فروغ_فرخزاد #زیست_مسئولانه
@Masihane
خبرنگار: آیا شما دنبال تغییر رژیم در ایران هستید؟
ترامپ: به نظر میرسد که تغییر رژیم بهترین اتفاقی است که میتواند بیفتد.
خبرنگار: قصد دارید حکومت ایران را به چه کسی واگذار کنید؟
ترامپ: نمیخواهم درباره این موضوع صحبت کنم. افرادی وجود دارند.
این احساس حقارت و صغارتی که ترامپ به شمای برانداز یا مخالف جمهوریاسلامی میدهد، برایتان تحملپذیر است؟ آیا یک آمریکایی باید برای تغییر رژیم تصمیم بگیرد و از آن بدتر، برای شکل جدید حکومت هم نفر انتخاب کند؟ چطور میتوانید بپذیرید؟
حتی بر فرض محال، بگوییم شما نابغههای دوران میخواهید از قدرت ترامپ استفاده کنید برای رسیدن به اهداف خویش و ترامپ هم خری است که بابت منافع مشترک کنونی میخواهد به شما سواری دهد. آیا تجربهی عراق در دورهی بوش پدر را ندیدهاید؟ هزاران کشته و میلیونها آواره عراقی و درنهایت این حرف کالین پاول، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا: "ممکن است بوش با لفاظی به شورشیان دلگرمی داده باشد، ولی هدف عملی ما این بود که قدرت کافی برای بغداد[صدام] باقی بگذاریم تا به عنوان تهدیدی برای ایران که شدیداً با آمریکا دشمنی میکرد باقی بماند."
تصمیمگیران ایران، مردم ایران هستند. اینقدر حقیر نباشید!
@Masihane
آنگاه که غنوصیگری داشت بهطور خزنده "معیار بودن شریعت" را منتفی میکرد باید احساس خطر میکردند و میکردیم. تا اکنون عرقخورها، هرزهها، لاابالیها و همهفنحریفهایی که انواع فسق و فجور را با افتخار ضمیمهی کارنامهی اینستاگرام هم کردهاند، به اصحاب حق و فراتر از آن به معیار حقیقت تبدیل نشوند.
وقتی شریعت بیاعتبار شد، مسیرهای دیگری هم برای نیل به حقیقت ابداع میشوند. لذا آخوند هم روی منبر میگوید حسین را در کربلا نمازخوانها کشتند، درحالیکه اراذل او را یاری کردند. بیآنکه بداند تبعات چنین گزافههایی چه بسیار است.
البته بگویم که اگر این جماعتِ صفآراسته در برابر آنچه که حاجقاسم حرم خواند، نه اهل فسق و فجور بَل اهل نماز شب و قرائت قرآن هم بودند، باز معیارهایی در کف ما وجود داشت که با آنها سر به ستیز برداریم. اگر آنها نه آنکه خود را هند جگرخوار زمانه که عابدان روزگار هم میشناساندند و بهجای در دست داشتن ظرف عرق، اوراق قرآن هم به نیزه میکردند، باز معیارهایی از خود شریعت وجود داشت که اسلام مجسم را در برابر اسلامِ همپیالهی فراعنهی دوران تنها نگذاریم.
@Masihane