هدایت شده از روشنا
⭕️ باور نمیکنم این فقر و تورمی که بهوجود آمده، دستساز و عمدی نباشد
👤علیرضا پناهیان
🚩 مشهد مقدس - ۹۹.۷.۲۵
🔸چطور میتوانند یک ملت غنی را به این درصد از تورم دچار کنند؟ کار پیچیدهای است
🔸 اگر جامعه رها میشد و فقط نفوذیها کارشکنی نمیکردند، وضع ما بهتر از این بود
🔻 خدا نابود کند مسئولینی که خبیثانهترین رفتار ضد دین را انجام میدهند و آن، به فقر و فلاکت کشاندن مردم است. من باور نمیکنم این فقر و تورمی که بهوجود آمده، دستساز و عمدی نباشد. حالا اینکه نفوذیها در چه سطحی در این دولت وجود دارند، بحث دیگری است.
🔻 چطور میتوانند یک ملت غنی را به این درصد از تورم دچار کنند؟ خیلی کار پیچیدهای است! ایجادکردنِ اینمقدار از تورم و این مقدار از تعطیلی کارخانهها و این مقدار از گرانی، چهل سال برنامهریزی و صدها نفوذی میخواهد! نمیدانم نهادهای امنیتی چهکار میکنند؟ و شاید نفوذیها شیوههای جدیدی از نفوذ و جاسوسی را پیدا کردهاند.
🔻 اگر این جامعه بهطور طبیعی با استعدادهایش رها بشود و فقط نفوذیها کارشکنی نکنند حتی بدون مدیریت جهادی، وضع ما بهتر از این خواهد بود. تا یک کارخانۀ حساسی میخواهد رونق پیدا کند، یکدفعهای میبینید که به تعطیلی کشیده میشود! در این شرایط تحریم، مصالحی که برای تولید نیاز دارند به گمرک میآورند، اما با یک بهانۀ واهی چند ماه ترخیص نمیشود!
🔻 فعلاً توسط قوۀ قضائیه، دستگیریهایی در خصوص عوامل فساد، انجام میشود. اما بنده بر اساس تحلیل-نه بر اساس خبر- اطمینان دارم که در آینده، جریان دستگیریهای گسترده در ادارات دولتی خواهیم داشت از نفوذیها و جواسیسی که کارشان کارشکنی در کار این ملت است تا به این فقر و گرفتاری و تورم مبتلا بشوند.
🔻 البته گرفتنِ جاسوس و نفوذی خیلی کار دشواری است. امیرالمؤمنین(ع) آخرش هم نتوانست کسی مثل اشعث را که یک نفوذی برجسته بود، بگیرد و نابود کند. پیامبر(ص) و امامحسن(ع) هم نتوانست نفوذیها را بگیرند و از بین ببرند. ما تا وقتی نفوذیها را از بین نبریم، شایستۀ حکومت امامزمان(ع) نخواهیم بود.
🔻 اینکه ما صرفاً مظلوم و کتکخوردۀ تاریخ باشیم و دعا کنیم امامزمان بیاید، با این دعا امامزمان نخواهد آمد، مظلوم و کتکخورده در تاریخ، فراوان هست. مظلومیت و فراوانی ظلم، شرط کافی برای ظهور نیست. ما باید شایستۀ حکومت حضرت بشویم، باید طوری ایشان را یاری کنیم که نفوذیها نتوانند وجود داشته باشند و منافقین، ذلیل بشوند «تُذلُّ بهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ»
🌓 روشنا
🆔 https://eitaa.com/roshana_ir
🆔 https://rubika.ir/roshana_ir
هدایت شده از زمانه
🔴 #سرخط_تحلیلے | پیرامون گزینه استیضاح رئیس جمهور
🔻 #زمانـه| با حرکت رسانهای جناب ذوالنور دوباره بحث استیضاح رئیسجمهور داغ شد. چند نکته مهم در این خصوص:
1️⃣ اولاً برخی دوستان استیضاح را با رای به عدم کفایت سیاسی اشتباه گرفته اند که باید گفت استیضاح به معنای رای به عدم کفایت سیاسی نیست.
2️⃣ ثانیا کنار رفتن روحانی به معنای کنار رفتن دولت روحانی نیست. بلکه دولت او با حضور معاون اول تا انتخابات بعد پابرجا میماند. فقط همین نظم نیمبند هم از بین خواهد رفت.
3️⃣ فرض بر اینکه رای به عدم کفایت سیاسی روحانی داده شد پلن و طرح استیضاح کنندگان برای فردای بدون روحانی چیست؟ استیضاحکنندگان نگاه سلبی خوبی دارند ولی نمی توانند پاسخ ایجابی برای پساروحانی داشته باشند.
4️⃣ "میخواستم، نگذاشتند" ؛ مطمئن باشید این دو کلمه روایت مظلومانه روحانی در طول تاریخ خواهد بود. معتقدم او باید بابت ناتوانی هایش تا آخر بایستد و فردا نگوید که "خواستم و نگذاشتند."
5️⃣ کسانی که موافق برکناری روحانی هستند به این سئوال نمی توانند پاسخ دهند که برکناری او چگونه و براساس چه مکانیسمی به کم شدن التهابات فعلی خصوصا گرانی ها و تورم کمک می کند؟
6️⃣ سئوال دیگر اینکه افراد #آشنایی که جای جلاد و شهید را در انتخابات قبل عوض کردند و آیت الله رئیسی را ترور شخصیت نمودند، از روحانی یک قهرمان نخواهند ساخت؟
7️⃣ معتقدیم جامعه باید به الزامات مردمسالاری پایبند باشد و مردمسالاری شیر بی یال و دم و شکم نیست. مطمئن باشید این نکته به بلوغ سیاسی جامعه ما در آینده کمک خواهد کرد.
8️⃣ سئوال و نکته آخر اینکه آیا دشمن خارجی و ضدانقلاب داخلی و خارجی در التهابات پدید آمده ساکت خواهند بود؟ ساده لوحی است اگر جوابمان بله باشد.
🖌 #یعقوب_ربیعے 【ڪارشناس زمانه】
【 #زمانه: آنچه یڪ تحلیلگر بایست بداند】
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻اگر #تحلیل_راهبردے میخوانید
🔻 اگر #سرخط_تحلیلے میخواهید
🆔 | eitaa.com/joinchat/796000260C5d9fc9afdd
👆به دوستان #پیشنهاد_عضویت میدهیم
هدایت شده از جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
🛑چالش #مومو و پیامرسانهای غیربومی/ بانیان فضای مجازی رها شده قطعاً در مرگ کودک اهوازی شریک هستند
⭕️ درست یکماه از تذکرات و هشدارهای رهبر حکیم انقلاب اسلامی در دیدار تصویری برخط با مدیران آموزش و پرورش گذشته است و ایشان در آن جلسه پیرامون آموزشهای مجازی و فضای رها و بیبندوبار اینترنت فرمودند: "در باب آموزش مجازی، یک نکتهی دیگر هم وجود دارد و آن، زیانهایی است که احتمالاً در آموزش مجازی وجود دارد. حالا این شبکهی شاد که به وجود آمده، بسیار چیز خوبی است منتها بایستی مراقبت کنید تا این موجب این نشود که جوانها وارد فضای بیبندوبار و رهای اینترنت بشوند و سرشان گرم بشود به یک چیزهای دیگری که هم از لحاظ اخلاقی، هم از لحاظ اعتقادی خطرهای بزرگی برای اینها دارد؛ این را باید کاملاً مراقبت بکنید، یعنی پیشبینی کنید."
⭕️ تذکرات حضرت آقا بسیار واضح و روشن بود و برای دولت آقای روحانی مخصوصاً وزارت ارتباطات راهاندازی شبکه مخصوص کودک و نوجوان کار سختی نبود و این اهمال و سیاسیکاری در عدم راهاندازی یا کندی عمل برای سر و سامان گرفتن فضای مجازی رها شده، بیضابطه و بیقانون در کشور باز هم در بین کودکان، اینبار با چالش مومو قربانی گرفت.
⭕️ مومو که مانند نهنگ آبی یک چالش برخط و بر بستر پیامرسانهای غیربومی مانند واتساپ اجرا میشود و بر مبنای اطلاعات اولیه عامل اصلی مرگ کودک فوتبالیست اهوازی بوده است.
⭕️ البته نباید نقش اینستاگرام، لایکی و تلگرام را در زمینهسازی پذیرش این چالشهای خطرناک نادیده گرفت.
⭕️ لازمبهذکر است تاثیرات شناختی هویتی، رفتاری، فرهنگی و اجتماعی شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای بیضابطه در کشور در کوتاه مدت، یکسری از خطراتشان نمایان میشود و در بلند مدت یکسری دیگر؛ اما نکتهای که نباید از آن چشم پوشی کرد این است که دستان خبیثی وجود دارد که عامدانه چشم طمع به کودکان و نوجوانان (نسل آینده) در کشور برای اهداف خصمانه خود دارد.
⭕️ نکته جالب این است که در دیگر کشورها که چنین چالشهایی شروع میشود به دلیل تلاشهای آن دولتها در ارتقای سواد رسانهای و سواد فضای مجازی مردم، ضابطهمندسازی فعالیت تمام سرویسهای مجازی، وجود سامانههای احراز هویت قوی، وجود سرور و دفتر و نماینده حقوقی سرویسهای اینترنتی در خود آن کشور خیلی جای مانور برای بدخواهان نمیماند و سریع توسط دولتها کنترل میشود.
⭕️ امّا متاسفانه در کشور ما به دلیل وجود جریان تحریف و کاسبان اینترنت آمریکایی و فضای مجازی یله و رها و عدم اهتمام سران قوا در برگزاری جلسات شورایعالی فضای مجازی، این فضا همچنان در تسلط دشمنان باقی مانده و دشمنان پس از هماهنگی چندین حمله تروریستی و فتنه در بستر همین فضا، رو به ضربه زدن به هویت، فرهنگ و ضریب دادن به آسیبهای اجتماعی آوردهاند.
⭕️⭕️ خانوادهها چالش مومو را جدی بگیرند و مراقب فرزندانشان در استفاده از فضای مجازی بیبندوبار و رها باشند.
⭕️ امیدواریم خدا بانیان نابسامانی این فضا را اگر قابل هدایتند هدایت و اگر همچنان در دست نفسانیات دنیوی خود اسیرند، شر آنان را از سر کشور کم کند...
✍ سیدعلیرضا #آل_داود
جبههٔ #انقلاب اسلامی در فضای مجازی
✊🏻 @jebheh
هدایت شده از 🌸 همسران خوب 🌸
🌸🍃🌸🍃
روزی امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) خطی را نوشتند و هر یک ادعا می کردند که خط من بهتر و زیباتر است.
جهت قضاوت نزد مادرشان آمدند و از او خواستند تا نظر دهد که خط کدام یک بهتر و زیباتر می باشد، ولی حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای آن که هیچ کدام را ناراحت نکند فرمودند از پدرتان سؤال کنید.
آمدند و موضوع را برای پدرشان گفتند.
او نیز نخواست که یکی از آن دو را ناراحت و مأیوس کند، به همین جهت فرمود بروید و از جدتان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کنید.
آمدند خدمت پیامبر اکرم و خطشان را نشان دادند.
فرمودند من نیز قضاوت نمی کنم تا آن که با جبرئیل مشورت نمایم.
جبرئیل بر پیامبر نازل شد و در جریان موضوع قرار گرفت، سپس اظهار داشت من حکم نمی کنم تا از اسرافیل سؤال کنم.
اسرافیل گفت من نیز حکم نمی کنم تا از خدای متعال نظرخواهی کنم.
در نهایت خدای متعال فرمود باید مادر آنها، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) قضاوت کند.
بعد از امر خدای متعال، حضرت زهرا (سلام الله علیها) گردن بند خود را از گردن درآورد و نخ آن را پاره نمود و دانه هایش را بر زمین ریخت و سپس به فرزندانش فرمود دانه هاى این گردن بند را میان شما پراكنده مى كنم، هر كدام از شما بیشترین دانه ها را جمع كند خط او بهتر است.
آنگاه دانه هاى گردن بند را پراكنده كرد.
خداوند به جبرئیل دستور داد تا به زمین فرود آید و دانه هاى گردن بند را بین ایشان مساوی تقسیم كند تا هیچ كدام رنجیده خاطر نشود.
بحارالانوارج٤٣ص٣٠٩
#محسن_پوراحمد_خمینی
#کانال_تربیتی_همسران_خوب
@hamsaranekhoob
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺍﮔﻪ ﺑِﺮﯾﺰﻩ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﻧِﻤﯿﺸﻪ جَمعش ﮐﺮﺩ،
ﻣﺜﻞِ... "آبرو"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﮔﻪ ﺑُﺨﻮﺭﯼ،ﺑﺎ ﻫﯿﭻ چیزی ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑِﺮﯾﺰﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ، مثلِ... "مال بچه یتیم"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗَﺪﺭﺷﻮ ﻧِﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،
مثلِ...."پدر و مادر"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺗَﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍد، ﻣﺜﻞِ... "گذشته"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ پوﻟﯽ ﻧِﻤﯿﺸﻪ ﺧَﺮﯾﺪ، ﻣﺜﻞِ..."ﻣُﺤﺒﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ...
ﺭﻭ ﻧَﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺩَﺳﺖ ﺩﺍﺩ، ﻣﺜﻞِ..."دوستِ ﻭﺍﻗِﻌﯽ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﻫَﺰﯾﻨﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ، اﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ،
ﻣﺜﻞِ..."ﺧَﻨﺪﯾﺪن"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ تَلخه، ﻣﺜﻞِ...."ﺣَﻘﯿﻘﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺳَﺨﺘﻪ، مثلِ...."ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺯِﺷﺘﻪ، ﻣﺜﻞ..ِ.."ﺧﯿﺎﻧﺖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺍَﺭﺯﺷﻪ، ﻣﺜﻞِ...."ﻋِﺸﻖ"
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..
ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﺜﻞِ...."ﺍِﺷﺘﺒاه"
و اما....
یه چیزی
هَمیشه هَوامون رو داره،
مثلِ...."خداااا"
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
📸شهید کر و لالی که با امام زمان(عج) ارتباط داشت!
🔸اسمش عبدالمطلب اکبری بود.
زمان جنگ توی محل ما مکانیکی میکرد و چون کر و لال بود، خیلیا مسخرهش میکردن.
یه روز رفتیم سر قبر پسر عموی شهیدش ”غلامرضا اکبری“.
🔹عبدالمطلب کنار قبر پسر عموش با انگشت یه چارچوب قبر کشید و توش نوشت ”شهید عبدالمطلب اکبری“!
ما هم خندیدیم ومسخرهش کردیم! هیچی نگفت فقط یه نگاهی به سنگ قبر کرد و با دست، نوشتهش رو پاک کرد و سرش رو انداخت پایین و آروم از کنارمون رفت…
🔸فردای اون روز عازم جبهه شد و دیگه ندیدیمش. ۱۰ روز بعد شهید شد و پیکرش رو آوردن.
جالب اینجا بود که دقیقا جایی دفن شد که برای ما با دست قبر خودش رو کشیده بود و مسخرهش کردیم!
🔹وصیت نامهش خیلی سوزناک بود؛ نوشته بود:
” بسم الله الرحمن الرحیم “
یک عمر هر چی گفتم به من میخندیدن!
یک عمر هر چی میخواستم به مردم محبت کنم، فکر کردن من آدم نیستم و مسخرهم کردن!
یک عمر کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم، خیلی تنها بودم.
اما مردم! ما رفتیم. بدونید هر روز با آقام امام زمان (عج) حرف میزدم.
آقا خودش گفت: تو شهید میشی...
#شهید_عبدالمطلب_اکبری
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
﴾﷽﴿
📍۱۰ سوالی که خدا از تو نخواهد پرسید↓
✅❶⇦خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود, بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
✅❷⇦خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی, بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
✅❸⇦خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود, بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
✅❹⇦خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکردی, بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
✅❺⇦ خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی, بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
✅❻⇦خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود, بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
✅❼⇦خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود, بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
✅❽⇦ خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار میشدی, بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
✅❾⇦خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی, بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
✅❿⇦خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی, بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی میکردی!!
#حقیقــتــــــــ
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 @Dastan 📚✾•
هدایت شده از روشنا
⭕️ بی رگ نباشیم!
🔻 هر سال بعداز ماهِ محرم وصفر که میشد؛مرحوم علامه امینی خطاب به عزادارانِ سیدالشهدا(علیه السلام)میفرمودند: کبوتر بازها وقتی یه کبوتر از بازار می خرند، چند روزی بال و پرش رو می بندند، روی پشت بام خونه بهش آب و دانه میدن، بعدِ چند روز بال و پرش رو باز می کنندو پروازش میدن، اگه اون کبوتر رفت و مجددأ برگشت روی همون پشت بام نشست، میگن هنر داره و رگه داره، اما اگه برنگشت و رفت، رویِ پشت بام کس دیگه ای نشست، میگن بی هنرو بی رگ بود !
🔻 آهای مردم، آهای جوانها، محرم و صفرگذشت؛ و توی این دو ماه امام حسین(علیه السلام)ماها رو خرید، بال وپرمون رو بست، پیش خودش نگه داشت، در این دو ماه میهمان امام حسین(علیه السلام)بودیم و هر جا دعوتمون کردند به احترامِ امام حسین(علیه السلام)بود و در واقع از آب و نان امام حسین(علیه السلام)خوردیم ، حالا بعد دو ماه بال و پر مون رو باز کرده که پرواز کنیم، نکنه که بی هنر و بی رگ باشیم، بریم روی بام کس دیگه بشینیم، نکنه نان ونمک بخوریم و نمکدون بشکنیم.
🔻 بیایید به امام حسین(علیه السلام)یه قول بدیم، قول بدیم که تا ماه محرم سال دیگه، فقط کبوتر امام حسین(علیه السلام) باشیم وفقط واسه اون پرواز کنیم، وفقط روی پشت بام اون بشینیم.
#حسینیه_روشنا
🌓 روشنا
🆔 https://eitaa.com/roshana_ir
🆔 https://rubika.ir/roshana_ir
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
نماز اول وقت و رضا شاه 👌
(پيشنهاد ميكنم بخونيد ، خيلى زيباست)
بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!
برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟
و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!!
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.!
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.!
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد...
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!
همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!
منهمکانالارتباطباخدا ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!
اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!
اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم :
قربان درخدمتگذاری حاضرم
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و...
رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم
رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!
بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!
ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم...
(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)
به اندازه ارادت به #امام_رضا(ع) منتشر کنید.
التماس دعا🙏💔❤
@Dastan
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
نماز اول وقت و رضا شاه 👌
(پيشنهاد ميكنم بخونيد ، خيلى زيباست)
بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!
برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟
و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!!
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.!
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.!
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد...
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!
همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!
منهمکانالارتباطباخدا ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!
اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!
اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم :
قربان درخدمتگذاری حاضرم
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و...
رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم
رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!
بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!
ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم...
(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)
به اندازه ارادت به #امام_رضا(ع) منتشر کنید.
التماس دعا🙏💔❤
@Dastan
✨﷽✨
✅نقش نماز در درمان بیماری ها
✍آیت الله بهجت(ره) :
شخصی می گفت: من بیمار شده و به دکتر مراجعه کردم . دکتر گفت: شما باید ورزش کنید، اگر چه به زیاد نماز خواندن! من هم زیاد نماز خواندم و بیماری ام که سردرد بود خوب شد.
نقش نماز در سلامتی جسم انکار ناپذیر می باشد. خم شدن مکرر سر به پایین در هنگام رکوع و سجود، سپس بالا آمدن سر هنگام ایستادن و نشستن کمک می کند که خون بیشتری به مغز برسد. سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد می شود و عصبانیت را کاهش می دهد. مدت زمان ذکر رکوع باعث تقویت عضلات صورت و گردن و ساق پا و ران ها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن کمک می کند.
📚منبع: توصیه های پزشکی عارفان،
آیت الله بهجت،ص ۳۷