هدایت شده از جامعه متعادل | مهدی تکلّو
شما بعنوان كسى كه ميخواهيد از حقوق زن دفاع كنيد، حرفتان را اين قرار ندهيد كه خانمها حتماً وزير بشوند، اصلاًً اين نبايد هدف باشد. مسألهى ما اين است كه زن بايد شأن انسانى خودش را در جامعه پيدا كند؛ مشكل ما اين است و بايد اين را حلّ كرد. به زن بايد شخصيّت و اعتماد به نفس داد. چه فايده دارد كه ما يك زن را وزير كنيم؟ او يك شخصيّتى ولو بحقّ پيدا خواهد كرد؛ در حالى كه در فرهنگ عمومى زنان اين خويشتن بازيابى نشده است. يعنى خانمها خودشان را بازيابى نكردهاند و همچنان بعنوان يك موجود درجه دو و بعنوان يك دستخوش و بازيچهى خواستها و ارادههاى مرد متصوّر هستند. من بايد بگويم كه حتّى خانمها در زمينهى معنويّات هم به خودشان جرأت نميدهند كه پا به پاى مرد حركت كنند؛ مثلاً ما مرد عابد، زاهد، ذاكر و آگاه به معارف دينى بيشتر از زن با اين خصوصيّات داريم؛ مثلاً مرد نمازشبخوان بيشتر از زن نمازشبخوان داريم؛ مردى كه اهل دعا و ذكر باشد، از زن اينچنينى بيشتر داريم. در خانوادههاى متدين كه اهل اين چيزها هستند، مردهايشان بيشتر از زنانشان پايبند اين مسائل هستند. اين يك نقيصه و يك عيب بزرگ است. بايد اين را برطرف كنيد. گويا كه زن براى خودش اصلاًً اين حدّ را نميشناسد كه پا به پاى مرد پرواز كند.
در مصاحبه با مجلّهى زن روز (66/12/13)
@Mahdi_Takallou
مستوره | فاطمه مرادی
شما بعنوان كسى كه ميخواهيد از حقوق زن دفاع كنيد، حرفتان را اين قرار ندهيد كه خانمها حتماً وزير بشوند
فکر میکنید چند مجتهد خانوم داریم؟ و اگر داریم، میدونید تحت چه شرایطی به درجهٔ اجتهاد رسیدند؟
مثلا تا حالا زندگینامهٔ بانو امین، اولین مجتهدهٔ ایران رو خوندید؟
و باید بگم این پاراگراف آخر چقدر جای بررسی و صحبت داره!
#طرح_سوال
.
اگر یک روز از من بپرسند
قویترین زنان دنیا چه کسانی هستند؟
جواب میدهم:
زنانی که «تنهایی» را یاد گرفتهاند!
جمال ثريا
@masture
.
وقتی روزِ شادی در اختیارت قرار گرفت، از آن دوری نکن؛ زیرا وقتی در دست روز اندوه قرار بگیری، به تو رحم نخواهد کرد!
مولا علی علیهالسلام
شرحنهجالبلاغه،ج۲۰،ص۲۸۶
یعنی رسماً یه نکتهٔ خیلی مهم برای برنامهریزیه.
@masture
یه نکته بگم؟ پیش کسی که منتقد متن عالم و آدمه و فکر میکنه خیلی میفهمه کلاس نرید. هم قلمتون رو خشک میکنه، هم ذوقتون رو کور میکنه و هم وقتتون رو تلف.
.
جملهٔ «لاحول ولا قوّة الّا باللّه» نود و نه درد را شفا مىدهد كه سادهترين آنها اندوه است.
پیامبر اکرم (ص)🌱
@masture
.
براى آنچه از دست رفته است، غم به دلت راه نده؛ چون تو را از آنچه مىآيد، باز مىدارد.
علیبنابیطالبعلیهالسلام غررالحکم،حدیث۱۰۴۳۴
آخر خیلی از جلسات تراپی، روانکاو یه چیز میگه: «گذشته رو رها کن و بچسب به حال. وگرنه امروزت رو میسوزونی. امروزت که بسوزه، آیندهای نداری.»
این حدیث کار چند جلسه تراپی رو میکنه؟ :)
@masture
.
راه آزادیِ زن حذفِ عُنصرِ زَنانگی نیست بلكه آن را منحصر به وقتِ خاص خود کردن است. مردِ امروز به شکلی زیرکانه میخواهد بر زن تحمیل کُند که تابلویی هنری باشد و این سُلطهجویی مایه تحقیرِ شخصیت و کوتاهی عُمر و تَنگ شدنِ «فرصتهایِ زندگی» زنان است. و زن باید این باور را به مرد تحمیل کند که او را شریکِ خود در «سازندگیِ جهان» ببیند، نه تابلویی هنری برای نگریستن.
امام موسی صدر
@masture
مستوره | فاطمه مرادی
. راه آزادیِ زن حذفِ عُنصرِ زَنانگی نیست بلكه آن را منحصر به وقتِ خاص خود کردن است. مردِ امروز به شک
امیدوارم به زودی فرصت کنم و دربارهش یه یادداشت بنویسم.
هدایت شده از بانو امین
زن را بگذاریم طاقچه!
الگوی سوم زن و استفاده زینتی از زن.
گویی این سخن امام موسی صدر، وصف حال و روز همین روزهای زن است. همین روزهایی که بنا به گردش روزگار و تداول ایام، زن تیتر اول خیلی از حوزه های فعالیت شده و نخبگان و غیرنخبگان، سیاستمداران و اقتصادپردازن، هنرمندان و اندیشهورزان به او میپردازند با اسم الگوی سوم یا بدون آن.
اما هرکسی از ظن خود شد یار زن از درون او نجُست استعدادهای او. زن هنوز هم در فاهمه عمومی جامعه کالاست، نه انسان. تنها تفاوتی که در سیر تاریخ و گفتمانهای گوناگون اتفاق افتاده، این است که هر بار رنگ و بوی کالا بودنش عوض میشود و نحوه برخورد با این کالا به تبع آن. یک بار کالای ارزشمند است و باید برود در پَستو، یکبار کالای جنسی است و باید بیاد به در دسترس استفاده، یکبار کالای باهوشی است و باید بیاید به خدمت سودای چرخه ثروت، یکبار هم با نقاب الگوی سوم کالای افتخار آمیزی است و باید آراسته شود به زینت موفقیت و گذاشته شود سر طاقچه تا بتوانیم پز بدهیم، شاید زمانی هم قدیسه و الههای شود که باید برود در آسمان طبقه پنجم بنشیند و شان خدایی خود را حفظ کند تا پرستیده شود و الا از عرش به فرش کوبانده میشود.
هنوز هم مرد امروز میخواهد چیزی را اثبات کند و برای هدفش زن را به سلطه درمیآورد. ای زن! بیا و زن موفقی باش تا به تو افتخار کنم و بگویم من به زن آزادی دادم و کمک کردم به اینجا برسد. اما کدام آزادی و کدام موفقیت؟ آن که خود تشخیص میدهد یا آن که برای او میسازید!
او را از زنانگی و فرصتهای مادرانگیاش برای پیرامونش به اسم موفقیت دور میکنید و آیا این کار جز استعمار و استثمار است؟ جز کوتاه کردن عمر زن است؟ جز تنگ شدن فرصتهای زندگی برای اوست؟
در این میان اگر زنی نپذیرد به نقشه طراحی شده مردان و ساختار استعماری آنان تن دهد و قواعد مردانهنگر آنان را بازتولید کند و بزند زیر میز دنیای رقابتجوی متعفن آنان، زن بی لیاقتی است. این زن اگر با تلاش خود به هر جایی برسد هیچ ارزشی در ساختارها ندارد چون در زمین اصلی بازی نکرده و فرایند تشخیص زمین اصلی چیست؟ زمین اصلی کدام است؟ سوال اصلی این است.
الگوی سوم زن همواره مردانه فهم شده است یا دست کم فهمهای رایج از آن مردانهنگر است و خوانشهای زنانه و یا متعادل از آن به وضوح به حاشیهی بی توجهی رانده میشوند. هرکس توانست خود را به تخاطب و تفاهم مردان برساند شنیده میشود و هر کس ساز مخالف بنوازد زن نفهمی است. و الا الگوی سوم تا کنون باید مشکلات را حل کرده بود.
حرف اصلا این نیست که زن باید چه کند؟ در دنیای امروز موفق بشود یا نشود؟ بچهدار بشود یا نشود؟ مجرد باشد یا متاهل باشد؟ فعالیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بکند یا در خانه بماند و از این دست سوالات تاریخ گذشته ی ایراددار.
حرف سر این است که زن مادامی که کالا پنداشته میشود، هنوز دعوای اول بر جای خود باقی است. هنوز زمانهای است که باید بر انسان بودن زن پا بفشاریم و این گزاره به نظر بدیهی را اثبات کنیم. عناصر هستیبخش به انسان چیست؟ آیا جز نحوه و نوع تاثیر او بر پیرامون از راه دیگری میتوان اثر انسان بودن او را دید؟ اثر انسان مونث در دنیای امروز کو؟
برخی میگویند اراده و آگاهی، بله اراده ولی ارادهی تحت سلطه را چه سود؟ ارادهی محدود به انتخاب چند گزینهی محدود چه سود؟ آگاهی بله ولی آگاهی تحت سلطه رسانه چه سود.
زن امروز در رنج است
و امروز از هر روز دیگر بیشتر در رنج است. طاقچههای فرمایشی که برای او آراسته اند و از او میخواهند بر آن بنشیند تا به او افتخار کنند و صدایش هم درنیاد، گواه بر این مدعاست. زنانی که به ساختار حاکمیت اعم از مجلس و غیره راه مییابند، ولی طرفی نمیبندند و دل پر دردی دارند گواه این ماجراست. انواع منصبهایی که به زنان سپرده میشود اما آنان را در عمل مجبور میکند مردانه عمل کنند گواه این ماجراست.
زنان مادامی که سهمی در سازندگی جهان نداشته باشند تحت سلطه قواعد بازی مردانهاند. ستیزهجویی، رقابتجویی، برتری طلبی، زیرآب زنی، منفعتطلبی مادی، بخواهیم و نخواهیم روح حاکم بر دنیای ماست و وقتی در این بازی قدرت این قواعد را رعایت میکنیم عروسک خیمهشب بازیای بیش نیستیم. استکبار سیتزی هنوز هم ادامه دارد، راه امام و انقلاب هنوز ناتمام است.
در این دنیا مردان خوب هیولا نیستند، آنان خود آسیبدیدهی دنیای ناقوارهای هستند که ساختهاند. الگوی سوم زن را باید از نو بازخوانی کرد و فهمید، فهمها و خوانشهای موجود از آن هیچ کدام راهگشا نبوده و نیست.
@BanooAmin