#تلنگر
نهج البلاغه ، حکمت ۴۱۷
امیرالمؤمنین علیه السلام به كسى كه در محضر حضرت ،استغفرالله گفت فرمود:
مادرت در عزایت بنشیند
آيا مى دانى استغفار يعنى چه؟
استغفار مرتبهی علیین (بلند مرتبگان) است
و آن نامی است که دارای شش معنا است
نخستین آن معانی : پشیمانی است بر آنچه گذشت
دوم : تصمیم به عدم بازگشت به آن گناه
سوم : حقوق مردم را به آنان ادا کنی
تا خدای خود را در حالی دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد
چهارم : و چهارم آنکه به هر فریضهای که خداوند بر تو واجب گردانیده و تو آن را ضایع گذاشتهای رو کنی
پس حق آن را ادا کنی
پنجم : روی به گوشتهایی که به حرام بر تنت روییده است کنی
آنها را با اندوه بر گناه آب كنى
تا پوستت به استخوانت بچسبد
و گوشت تازه به جای آن بروید
ششم : رنج طاعت را به جسم بچشانی
همانطور که شیرینی گناه را به او چشاندی
پس آنگاه بگویی : استغفرالله.
#تلنگر
📘روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت
🌺ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد
🌺مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند
🌺پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .
🌺پسرک گفت : اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند .
🌺هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد .
🌺برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم
🌺برای اینکه شما را متوقف کتم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت
🌺برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد
✅نتیجه داستان : در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
@mtalbdine
#داستان #تلنگر
آیه ای از قرآن بر علیه او نازل شد
✳️ثعلبه بن حاطب انصاری به پیامبر (ص) عرض كرد:
از خدا بخواه تا مالی رزویم كند، سوگند به خدائی كه تو را به حق مبعوث كرد، اگر خدا به من مالی دهد، حق هر كس را به او خواهم داد.
پیامبر (ص) فرمود: خدایا مالی روزی ثعلبه گردان.
✳️ثعلبه گوسفندانی گرفت و آن گوسفندان زیاد شدند، تا آنجا كه دیگر مدینه بر او تنگ آمده، پس از آن دور شد و در یكی از وادیها منزل كرد، گوسفندانش چندان زیاد شدند كه دیگر از مدینه دوری میكرد و در نماز جمعه و جماعت حاضر نمیشد
✳️پیامبر فردی را برای گرفتن صدقات نزد او فرستاد، امّا او سرباز زد و بخل ورزید.
رسول خدا (ص) فرمود:
وای بر ثعلبه، پس خداوند این آیه را نازل فرمود:
✅«وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ».
یعنی: برخی از مردم كسانی هستند كه با خدا عهد میبندند كه اگر از فضلش به ما ببخشد، البتّه صدقه میدهیم و از نیكان خواهیم بود.
@mtalbdine🏴
#داستان. #تلنگر
❎مرحوم شیخ عبدالحسین خوانساری گفت:
عطاری مشهور در کربلا بود.
❎مریض شد و جمیع اجناس دکان و اثاث خانه منزل خود را به جهت معالجه فروخت؛ اما ثمر نکرد و جمیع اطبا از او اظهار ناامیدی کردند.
❎گفت: یک روز به عیادش رفتم، او بسیار بد حال بود و به پسرش می گفت: اسباب منزل را به بازار ببر و بفروش و پولش را بیاور برای خانه مصرف کن تا به خوب شدن یا مردن راحت شوم !
❎گفتم: این چه حرفی است میزنی؟! دیدم آهی کشید و گفت: من سرمایه زیادی داشتم و جهت پولدار شدن من این بود که یک سال مرضی در کربلا شایع شد که پزشکان علاج آن را منحصر به آبلیموی شیرازی دانستند، آب لیمو گران و کمیاب شد.
نفسم به من گفت: قدری آب لیمو داری، چیز دیگری به آن اضافه کن و به قیمت آب لیموی خالص بفروش تا پولدار شوی.
❎همین کار را کردم و آب لیمو در کربلا منحصر به دکان من شد و سرمایه زیادی به دست آوردم تا جایی که در صنف خودم به «پدر پولهای هزار هزاری» مشهور شدم.
❎مدتی نگذشت که به این بیماری مبتلا شدم، هر چه داشتم برای معالجه فروختم، اما فایده نکرد، فقط هیمن متاع مانده بود که گفتم این را بفروشند یا خوب می شوم یا می میرم و از این بیماری خلاص می شوم.
@mtalbdine🏴
#تلنگر
#آیه. #هدایت
آیه قرآن دزد را زاهد و عارف كرد
🌐فضیل عیاض در ابتدای جوانی یكی از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدكاران و هرزهگران و عیّاشان مشهور زمان خود بود كه هر كس اسم او را میشنید، لرزه به اندامش میافتاد كه در آن زمان حتّی سلطان و خلیفه وقت هارون الرشید هم از دست او ناراحت بود و ترس داشت.
🌐روزی از روزها سوار بر اسب آمد كنار نهری ایستاد تا اسبش آب بخورد كه ناگهان چشمش به دختر بسیار زیبائی افتاد كه مشك خود را به دوش گرفته و میخواست كنار نهر بیاید و آب بردارد.
🌐عشق و محبّت آن دختر به قلبش رخنه كرد و چشم از آن دختر برنداشت تا وقتی كه دختر مشك را پُر از آب كرد و راه خود را گرفت و رفت، به نوكران و بادمجان دورقاب چینهایش دستور داردتا او را تعقیب كرده و بعد به پدر و مادر دختر خبر دهند كه دختر را شب آماده كرده و خانه را خلوت نموده زیرا فضیل، راغب آن زیبارو شده، نوكران فضیل پس از تعقیب آن دختر، به در خانه ایشان رسیدند و در خانه را زدند و گفتههای فضیل را به آنها ابلاغ نمودند.
🌐تا این خبر به گوش پدر و مادر دختر رسید بسیار ناراحت و متوحّش و لرزان گردیدند و چون چارهای نداشتند یك عده از پیران و ریش سفیدان شهر را دعوت كردند و با آنها مشورت نمودند كه چه كنیم؟
🌐آنها گفتند: بیا و دخترت را فدای یك شهر كن، زیرا اگر فضیل به مقصود خود نرسد، همه این شهر را به غارت برده و همه چیز را به آتش میكشد، پدر و مادر از روی ناچاری دختر را مهیا كرده و خانه را خلوت نمودند.
🌐شب هنگام، فضیل وارد شهر شد و قلّاب و كمند انداخت، از بالای دیوار پشت بام به روی بامهای دیگر رفت و تا به خانه دختر رسید همین كه خواست وارد منزل معشوقه خود گردد، یك وقت صدائی شنید، خوب كه گوش داد، شنید صدای قرآن میآید و یكی قرآن میخواند، توجّه خود را به این آیه جلب كرد. «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ».
آیا وقت آن نرسیده كه قلوب مؤمنین به ذكر خدا خاضع و خاشع گردد. (دیگر دست از گناه بردارند و به یاد خدا باشند)
✅این آیه چنان در او اثر كرد كه زندگیش را بیكباره دگرگون ساخت و از نیمه راه برگشت و از دیوار فرود آمد و با كمال اخلاص و صفای دل گفت: پروردگارا، آری نزدیك شده، هنگام خضوع و خشوع و از همانجا جرقه نور خدا دل او را روشن كرد و با خدا رابطه برقرار نمود. انشاء الله كه جرقههای نور الهی دلهای ما را نیز روشن و منّور كند.
@mtalbdine🏴
#تلنگر
عجیب است گاهی ما به کسی
که در پُست و مقام یا ثروت از ما پیشی
گرفته حسادت میورزیم اما هنگامی که کسی:
در صف اول نماز یا در حفظ
قرآن ازما پیشی گرفته، غبطه نمیخوریم
و علت آن بسیار واضح است و آن
عشق به دنیا و فراموش نمودن آخرت است.
•{ بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ
الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى }•
بلکه شما زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح
میدهید، در حالی که آخرت بهتر و پایندتر است.
سوره الأعلى 17_16
https://eitaa.com/matalbdini🌹🇮🇷🌹
#تلنگر🌺🌺
حضرت آقا دیروز تو صحبتهاشون طوری حرف زدند که گویا دیگه از افزایش جمعیت نا امید شدند.
گفتند ما که هر چه گفتیم کسی گوش نداد، حداقل تا وقتی نیروی جوان داریم کشور را ثروتمند کنید. چون در اینده دیگر بدون جمعیت جوان نمی شود.
یکی از جملات مهم حضرت آقا امروز:
«ما امروز در کشورمان جوان خیلی داریم. اما آیا فردا هم همین اندازه جوان خواهیم داشت؟ معلوم نیست. با این وضعی که من مشاهده میکنم، با اینهمه تاکیدی هم که کردیم، در عین حال نتایج، خیلی نتایجِ دلگرمکنندهای نیست.»
این حرفهارو با چهره دلخور و پرغصهای بیان کردند😭😭😭😭
کاش این تلنگری باشه برامون😢😢
پرورش:
✨ای کاش همه خانواده های شیعه اهل بیت نیت میکردند و بچه اضافه تر از برنامه ریزیشون به دنیا می آوردند
غیراز اونی که خدادلش خواسته و خودش داده😊
همون که به دنیا آوردنش دیوونگیه
همون که بدنمون نمیکشه
همون که نونشو از کجا بیاریم
همون بچه ای که به خاطرش حرف و حدیث میشنویم و گاهی از جمع خانواده و دوست و آشنا طرد میشیم
همون که به خاطرش کلی باید دوا درمون کنیم تا به دنیا بیاد
همون بچه ای که همسن نوه هامونه
همون بچه ای که من مادر تو مراسم ازدواج بچه ام باید شکمم بزرگ باشه و......
اصلا جهاد بودنش به همینه....
والا سال ۵۹ که جنگ شروع شد و مادربزرگ هامون دسته گلاشون رو یکی یکی راهی جبهه کردن هم این کارشون دیوونگی بود
شاید یه دیوونگی خیلی غلیظ تر از دیوونگی های مامان بابا های الان
ما الان اگه دیوونگی کنیم یه دلخوشی به دلخوشی هامون اضافه میکنیم ولی اونا یه تیکه از قلبشون رو از وجودشون میکندن
دیوونگی اونا از جنس دل بریدن بود و دیوونگی ما از جنس رسیدن و دل بستن
اما گاهی لازمه به خاطر خدا و امام زمان دیوونه بود...
الهی که اینجوری بتونیم تو چشم فاطمه زهرا نگاه کنیم😔
جهاد اینه که مشکل اقتصادی داشته باشی و بچه بیاری
جهاد اینه که حاملگی ت سخت باشه و بچه بیاری
جهاد اینه که دست تنها باشی و بچه بیاری
جهاد اینه که بدنت توان نداشته باشه و بچه بیاری
جهاد اینه که سخت زایمان باشی و بچه بیاری
جهاد اینه که حرف بشنوی و بچه بیاری
جهاد اینه که خونه ت آپارتمانی باشه و بچه بیاری
جهاد اینه که تربیت مشکل باشه و بچه بیاری
اگه همه چی فراهم باشه و بچه بیاری که جهاد که چه عرض کنم ، هنر هم نکردی...باید میاوردی...
خدا به همه مون کمک کنه و این جهاد رو سربلند پشت سر بذاریم🤲🏻
🔴 فرزند آوری لتعجیل الفرج ان شاءالله🤲
✳️ تو بچه آوردن به لحاظ شرعی و فقهی رضایت همسر شرط نیست
✳️تازه باید در هر بار ممانعت مرد از بارداری به زن دیه بده. ✅.
این ازین.🌹
در حکم جهاد هم حرف ولی فقیه بر حرف پدر مادر و همسر اولویت داره
و اگر حرف این ۳نفر مخالف حرف رهبر اسلامی باشه باید مخالفت کرد باهاشون
و حرف رهبر رو اجرا کرد✅
اینم ازین.🌹
✳️مطلب بعدی آیه قرانه که فضل الله المجاهدین علی القاعدین✳️
فقط مجاهدین برترین انسانها هستن.
پس قیامتشون تضمینه تضمینه.✅
✅حالا به لطف رهبر کار بچه آوردن که به نفع آینده خودمون و بچه هامونه شده جهاد و رفته تو احکام ثانویه که مرجع تقلید میتونه روش حکم بده✅.
💥این بهترین فرصته که شاید اولین بار نصیبه زنان در طول دوران عمرشون میشه که میتونن جهاد کنن به معنای واقعی جهاد و تو پروندشون ثبت بشه.💥
از طرفی در جهاد، گرسنگی ،تشنگی،سرزنش خانواده و همسر و اطرافیان، احتمال کشته شدن، فقر چون دیگه مرد نمیتونه کار کنه و باید بره بجنگه، بی آبرو شدن و متهم شدن بین عوام، طرد شدن، یتیمی بچه ها، دوری و دلتنگی،
وتحمل سرما،گرما، و.....
⚡️واسه این اسمش جهاده⚡️
👋اون کسی که زرنگ باشه دنیا و آخرتش رو با بچه اوردن زیاد تضمین میکنه.👋
✅یه حرفی میگم ناراحت نشین
چون وظیفمه بگم😢
امام علی تو خطبه نهج البلاغه نفرین میکنه😱
میفرماید خدا من رو از شما بگیره
و شما رو از من بگیره
که هر وقت گفتم جهاد کنین اگر زمستان بود گفتین سرده و اگر تابستان بود گفتین گرمه....😭😭😭😭
🥀این نفرین تمام نشده🥀
🥀 اختصاص به همون جهاد در اون دوران نداره 🥀
📍نتیجه این خطبه📍
:
✳️✳️جهاد بهانه بردار نیست نه زمان و نه مکان و نه چیزی( حتی بهانه شیر دادن)✳️✳️
اومد پیش امام حسین گفت ۱سال زمینم رو کاشتم و الان فصل درو گندمهامه
اجازه بدین برم گندمهامو برداشت کنم میام به کربلا کمکتون
امام اجازه داد
رفت وقتی برگشت کربلا محاصره شده بود و نتونست جزو ۷۲نفری باشه که خوشبخترین شهدا هستن.😱
توجه کنیم اینجا هم امام اجازه داده
و هم شخص قصد برگشت داشته و برگشته
اما چون وظیفه شناس و زمان شناس و موقعیت شناسی نداشت محروم شد.
اما در جهاد فرزنداوری این اجازه ها داده نشده است.
#جهاد_تبیین بر همه ما واجب است
https://eitaa.com/matalbdini🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹
#پندانه
پسر با کلافگی و عصبانیت جواب مادرش را داد. صدایش آنقدر بلند بود که صدای شکستن دل مادر شنیده نشد.صدای اذان در خانه پیچید. به سرعت به نماز ایستاد. میدانست که امامزمان به نماز اول وقت عنایت ویژه دارد.کاش میفهمید که فرشتهها اشکهای مادرش را به جای نماز او به آسمان بردند.
او هم خودش را یک منتظر میدانست!
#داستان
#تلنگر
https://eitaa.com/matalbdini🌹🇮🇷🌹🇮🇷🌹