🌷علی علیهالسلام از نگاه دیگران 🌷
فخر رازى
او گفته است: «هر کس در دین خود به على بن ابى طالب اقتدا کند به دستگیرهاى تمسک کرده است که هرگز زوال و نیستى برایش راه نخواهد یافت.» ) (1) (
ابن جوزى
وى مىگوید: «ولایت امیرمؤمنان، هنگام مرگ و غسل دادن و کفن براى من کافى است و طینت من، قبل از خلقتم با محبّت علىعلیهالسلام عجین شده است. پس آتش، چگونه مىتواند مرا بسوزاند.» ) (2) (
یک عمل، برتر از همه
ابن ابى الحدید مىنویسد: شخصى از استادم ابو هزیل پرسید: «آیا علىعلیهالسلام نزد خدا افضل است یا ابوبکر؟!»
استاد گفت: «به خدا سوگند! اگر فقط مبارزه علىعلیهالسلام با عمرو بن عبدود در روز خندق با اعمال مهاجران و انصار و تمام عبادتهاى آنان معادله و موازنه شود، آن مبارزه، سنگینتر و برتر از همه آنها مىشود، چه رسد به ابو بکر تنها.» ) (3) (
1-. تفسیر كبیر، فخر رازى، بیروت، دار الكتب العلمیة، 1411 ق، ج 1، ص 168.
2-. تذكرة الخواص، ابن جوزى، تهران، مكتبة نینوى الحدیثة، بىتا، ص 16.
3-. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، بیروت، دار احیاء التراث العربى، بىتا، ج 19، ص 60.
🌹🌹صلوات نجاتش داد: 🌹🌹
🌹🌹صلوات نجاتش داد🌹🌹
سوختم آتش است . پناه بخدا بردم گفتم : خدایا پدرم در اینحال نمیرد برای من رسوائی است بعد طولی نكشید در آن لحظات آخر دیدم عوض شد كم كم روی سیاه ، سفید و روشن شد. قیافه گرفته و ناراحت ، متبسم و آرام گردید با كمال امنیت و آرامش از دنیا رفت .
گفتم : خدایا من نفهمیدم چطور شد؟ در عالم رؤ یا پدرم را دیدم در كمال آسایش و خوشی ، احوالش را پرسیدم ، گفت : اعمال و رفتار من مقتضی همان بود كه اول دیدی ، لكن ندا بلند شد از طرف پیغمبر آخر الزمان (ص) آی كسیكه در عمرت زیاد صلوات بر ما می فرستادی حالا موقع تلافی ها است اینها همه هدیه محمد (ص) است در برابر صلوات .(67)
لذا من از آنروز دیگر تصمیم قطعی گرفتم دست از صلوات برندارم . حالا انشاء اللّه مومنین و مومنات دست از صلوات برندار
🌺🌺تدبیر درست یک ا ی ر ا ن ی 🌺🌺
در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد
شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است.
بلافاصله با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی ، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .
مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند:.... پایش ( مونیتورینگ ) خط بسته بندی با اشعه ایکس
بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید.
سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.
نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا ، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی در ایران پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد :
تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!!
به ما بپيونديد در ایتاhttp://eitaa.com/mtalbdine/289
عن أبی محمد الحسن بن علی علیهماالسلام:
خَصْلَتَانِ لَیْسَ فَوْقَهُمَا شَیْءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان
امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند:
دو خصلت است بالا دست ندارد: ایمان به خدا، و نفع رساندن به برادران. [تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۴۸۹]
و شاید بتوان گفت ،تمام دین در این دو جمله جمع شده است: خدامحوری و انسان دوستی
داستانک:
محمدباقر قالیباف، در وبلاگ خود نوشته است:
[روزی] رفته بودم خدمت [آیتاللهالعظمی فاضل لنکرانی] . آن موقع در ناجا بودم. [ایشان] گفتند:
“من ۵۰ سال است دارم اسلام میخوانم. بگذار خلاصهاش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده. بهجای مستحبات تا میتوانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.” بعد هم گفتند “اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.
http://eitaa.com/mtalbdine/289 با ماهمراه باشید در کانال قصه های دینی
#توکل
🔰«به خدا اعتماد كن»
در سالى كه قحطى بيداد كرده بود و مردم همه زانوى غم بغل گرفته بودند، مرد عارفى از كوچهاى مىگذشت. غلامى را ديد كه بسيار شادمان و خوشحال است. به او گفت: «چطور در چنين وضعى مىخندى و شادى مىكنى؟!»
او جواب داد: «من غلام اربابى هستم كه چندين گلّه و رَمه دارد و تا وقتى براى او كار مىكنم، روزى مرا مىدهد. پس چرا بايد غمگين باشم در حالى كه به او اعتماد دارم؟»
آن مرد كه از عرفاى بزرگ بود مىگويد: «از خودم شرم كردم كه يك غلام به اربابى با چند گوسفند توكل كرده و غم به دل راه نمىدهد، در حالى كه من خدايى دارم كه مالك تمام دنياست و نگران روزى خود هستم...!»
"كسى كه به خدا توكل مىكند،
آرامش واقعى را از آن خود كرده است."
📚برگرفته از كتاب «من و ما!
🌺🍃🌸🌷🌸🍃🌺
http://eitaa.com/mtalbdine/289 با ما همراه باشید در ایتا با مطالب متنوع ودینی
🌺📵📵🌺منكرات استفاده از موبايل🌺📵📵🌺
موبايل، ضمن اين كه استفادههاى فراوانى دارد، ولى مجموعهاى از منكرات و حرامها را نيز دارد. و در اكثر جرائم، به نحو مستقيم و غيرمستقيم استفاده از موبايل مطرح است. به چند نمونه از منكرات موبايل اشاره مىشود:
١. ارتباط نامشروع با نامحرمان.
٢. مزاحمت و اذيت ديگران.
٣. استفاده از موسيقىها و آهنگهاى حرام.
٤. بلوتوث و mms تصاوير و متنهاى حرام.
٥. گفتگوهاى حرام همچون سخن چينى، غيبت، ناسزا و... يا گوش دادن به غيبتى كه ديگران از طريق تلفن و موبايل مىكنند و به طور كلى تمام گناهانى كه مربوط به زبان است، همچون دروغ، تهمت، فحش و... در مكالمات تلفنى نيز مطرح است.١
٦. تجسس در اطلاعات موبايل ديگران.
٧. عكسبردارى از زنان نامحرم كه پوشش و حجاب مناسب ندارند و نيز عكسبردارى از مجالس خصوصى، اماكن و اسناد ممنوعه و...
٨. جوكهاى مستهجن و ضد اخلاقى.
٩. ايجاد اختلاف و فتنه از راه دور و نزديك.
١٠. پخش شايعه به وسيلۀ تلفن و موبايل.شايعه، خبرى است كه در ميان مردم پخش شده و مردم به عنوان يك خبر با آن برخورد مىكنند، و احتمال صدق در آن مىدهند، ولى درستى و نادرستى آن معلوم نيست. قرآن دربارۀ شايعهپراكنى مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
كسانىكه دوست دارند زشتىها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است.
امام على عليه السلام فرمود:
لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِبا
هر چه شنيدى بازگو مكن، كه همين مقدار براى دروغ بودن كلام كافى است.
١١. فرستادن پيامكهاى توهين آميز به ارزشهاى دينى، افراد، اقوام و... به گونههاى مختلف.
١٢. اشاعۀ فحشا حرام است خواه با بلوتوث و پيامك باشد و خواه با فيلم و سى دى.
١٣. رد و بدل كردن سخنان محرّك از طريق تلفن، موبايل، بلوتوث، اينترنت و... به هر انگيزهاى حرام است.٣١٤. دستكارى و تقلب در تلفن و موبايل براى كم كردن هزينۀ تماس، جايز نيست.١
١٥. تقلب در امتحان از طريق تماس با موبايل و پيامك حرام است.
١٦. تماس با موبايل در حين رانندگى از نظر قانون رانندگى ممنوع است، به ويژه آنجا كه زمينۀ خطر باشد.
١٧. نسبتهاى ناموسى (قذف) به ديگران به وسيلۀ موبايل، تلفن و پيامك حرام است.
١٨. بازى با پاسور و وسايل ديگر قمار به وسيلۀ موبايل و ديگر رسانهها حرام است.
١٩. افشاى خبرهاى محرمانه و رازهاى ديگران از راه شنود يا ضبط مكالمه.
٢٠. كلاه بردارى از طريق پيامكهاى فريبنده تبليغاتى.
٢١. انتشار و اشاعۀ اخبار دروغ بهقصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومى يا تخريب چهرۀ شخصيتها يا تضعيف باورهاى دينى.
٢٢. پخش كليپهاى (فيلمهاى كوتاه) غير اخلاقى.
٢٣. گوش كردن به مكالمۀ ديگران.
٢٤. استفاده از تِمها و تصاوير مبتذل براى زمينۀ موبايل.
٢٥. ترويج فرقههاى باطل، كتب ضاله و...
٢٦. دعوت به گناه در چت.٢٧. پخش فيلمهاى محرمانۀ مردم.
٢٨. پخش فيلمهاى مستهجن.
٢٩. توهين به مقدسات.
٣٠. سوء استفادههاى مالى و فريب ديگران.
٣١. نگهدارى برنامهها و عكسها و فيلمهاى مبتذل در موبايل.
٣٢. نصب فيلترشكن براى ورود به سايتهاى نامناسب.
٣٣. نصب برنامههاى مبتذل روى گوشکى موبايل ديگران.
يكى از نكاتى كه در رابطه با منكرات موبايل و تمام رسانهها مطرح است، زمينهسازىهاى اينگونه منكرات توسط برنامهريزان و بانيان اين گناهان است كه خود شريك تمام اين گناهان هستند.
🌸🍃🌺🍃🌺🍃🌺احکام موبایل و رسانهها، صفحه 17🌺🍃🌺🍃🌸🍃🌺http://eitaa.com/mtalbdine/289
🌹🌷🌹🌷جسد سالم شیخ صدوق 🌹🌷🌹🌷
قبر صدوق رحمه الله در باغ مستوفی بود که بر اثر سیل، جسدی که در سرداب قرار داشت، ظاهر شد. ناصر الدین شاه، میرزا ابوالحسن جلوه و آیة الله ملا محمد رستم آبادی و حاج سید محمود مرعشی (پدر آیة الله مرعشی) را انتخاب کرد که برای شناسایی جسد وارد سرداب شوند. این افراد جسد را سالم یافتند؛ به گونهای که جز محاسن شریفش که به سینه ریخته بود، هیچ یک از اعضای او تغییر نکرده بود. سید محمود مرعشی نقل نموده که دست جنازه لطیف و نرم بود و ناخن یکی از دستها گرفته و دست دیگر گرفته نشده بود
گویا شیخ برای عمل به استحباب، ناخن یکی از دستها را در روز پنج شنبه گرفته و گرفتن ناخن دست دیگر را به روز جمعه موکول کرده بود که اجل او را مهلت نمیدهد
🌷🍃🌷.http://eitaa.com/mtalbdine/289🌷🍃🌷
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام -
#جسارت
🔰 سزاي جسارت به صحيفهٔ سجّاديّه
نقل شده: در شهر بصره در نزد سخنور بليغى سخن از «صحيفه سجاديه» به ميان آمد، وى (با جسارت) گفت: چيزى از آن مگوييد تا من همانند آن را براى شما املاء كنم.
آنگاه قلم به دست گرفت و به جهت نوشتن سر به پايين انداخت، او سر بلند نكرد تا اين كه روح از بدنش خارج گشت و مرد!
نويسنده رحمه الله گويد: جاى هيچ گونه شگفتى نيست، چرا كه اين صحفيه شريف، حاوى دوره كاملى از اُصول انسانى، دنيوى و اخروى است. قطره اى از اقيانوس بى كران دانش الهى و جويبارى از درياى كلام نبوى است. چگونه چنين نباشد؟! حال آن كه اين صحيفه، پرتوى از نور چراغ رسالت و نسيمى از بوى خوش باغ امامت است.
در اين زمينه يكى از عارفان گويد: اين صحيفه، در مجراى كتاب هاى آسمانى جارى مى شود و در مسير نوشتهها و صحف لوحى و عرشى روان است، چرا كه آن، شامل انوار حقايق شناخت و معرفت و داراى ميوه هاى باغهاى حكمت است.
دانشمندان برگزيده و نكته سنجان و نقّادان آگاه پيشينان كه از شايستگان علما بودند آن را «زبور آل محمّد عليهم السلام» و «انجيل اهل بيت عليهم السلام» لقب داده اند.
در بلاغت بيانش، ساحران سخن پرداز سر به سجده گذاشته و بزرگان از دانشمندان به ناتوانى خويش اعتراف نموده اند و آنان اذعان كرده اند كه پيامبرى غير از كاهنى است، و هرگز حقّ و باطل در يك مقام و منزلت نيست.
و هر كس بخواهد پيرامون آسمان آن با فكر تاريك و پست خود دور بزند، قطعاً با شهاب ثاقب مورد هدف تيرهاى تيراندازان قرار خواهد گرفت.
🌺🍃🌺🍃🌺http://eitaa.com/mtalbdine/289🌺🍃🌺🍃🌺
امشب رضا ز سوز جگر گریه مىکند
مانند سیل ز ابر بصر گریه مىکند
تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گریه مى کند
#داستانک
🔰زندگی برای خدمت:
نمازش را همیشه می خواند و حتی مستحبات را نیز به جا می آورد، اما چون بدبختی و مشكلات فراوانی داشت به هر كسی می رسید و هر جا كه می نشست می گفت ((از همان اولین روزی كه از مادر زاده شده ام روی پیشانی ام نوشته بودند كه باید بدبخت باشم )).
از بس هر جا نشسته بود و از مشكلاتش حرف زده بود هم خودش و هم بقیه خسته شده بودند. آخر سر یكی به او گفت : مرد حسابی ، برای یك بار هم كه شده ، پیش دانای شهر برو و با او مشورت كن و این قدر هم خودت و هم ما را اذیت نكن ، این طور كه نمی شود.
شاید همین حرف ها بود كه او را به خانه آن دانشمند فرزانه كشاند. هنگامی كه به در خانه اش رسید و در زد و وارد شد. خیلی ساده و صمیمی بود، مثل خانه اش ، مثل كوچه های شهرش .
سفره دلش را باز كرد و همه چیز را گفت ، دست آخر گفت : ای كاش خدا مرگم را می رساند، به خدا قسم از این همه بدبختی خسته شده ام .
منتظر بود تا او هم حرف هایش را تاءیید كند، اما امام پس از یك نگاه طولانی به چهره سبزه مرد گفت : بین خود و خدایت رابطه عمیقی ایجاد كرده ای كه حمایتت كند؟
نه .
آیا كارهای خوبی كه از كارهای زشتت بیشتر باشد جلوتر از خود برای زندگی در آن جهان فرستاده ای .
نه .
دوست من ، به جای این كه از خدا مرگت را بخواهی از او عمر پر بركت بخواه تا به حال بقیه مفید باشی ، نه این كه با مرگ از زیر بار مشكلات شانه خالی كنی ؛ حال كه با خدا رابطه محكمی نداری و توشه ای هم برای آن طرف نفرستاده ای درخواست مرگ برایت مثل درخواست هلاكت ابدی است .
مرد از تعجب مدتی به چهره امام كاظم خیره ماند، گویی در نگاه امام دریای آرامی را می دید كه او را به ساحل نجات هدایت می كرد و طلوع خورشیدی كه او را به زندگی امیدوار می ساخت .