تفاوت جایزه آبل با مدال فیلدز:
- مدال فیلدز هر چهار سال یکبار به ریاضیدانان زیر ۴۰ سال اهدا میشود، در حالی که جایزه آبل سالانه و بدون محدودیت سنی اعطا میشود.
- جایزه آبل بیشتر شبیه به نوبل است و به دستاوردهای ماندگار در طول عمر یک ریاضیدان تعلق میگیرد.
معماهای ریاضی؛ بازی ذهن، منطق و خلاقیت
معماهای ریاضی یکی از شاخههای سرگرمکننده و در عین حال عمیق دنیای ریاضیات هستند. این معماها از مسائل سادهی عددی تا چالشهای پیچیدهی منطقی را در بر میگیرند و نهتنها به پرورش ذهن کمک میکنند، بلکه در توسعه تفکر انتقادی، استدلال و حل مسئله نیز نقش مهمی دارند.
تاریخچهای کوتاه از معماهای ریاضی
معماهای ریاضی از زمانهای بسیار دور مورد علاقه انسانها بودهاند. از معماهای پاپیروسهای مصر باستان گرفته تا مسئلههای منطقی فیثاغورث و ارشمیدس در یونان باستان، ردپای این نوع بازیهای ذهنی در سراسر تاریخ علم دیده میشود.
یکی از نخستین معماهای مشهور، «مسئله پلهای کونیگسبرگ» است که توسط لئونارد اویلر در قرن ۱۸ مطرح و حل شد. او برای اولین بار از نمودارها برای تحلیل این مسئله استفاده کرد و بدین ترتیب، نظریه گراف متولد شد (Biggs, 1993).
دستهبندی معماهای ریاضی
1. معماهای عددی
مانند دنبالههای عددی، پازلهای حسابی و مسائل مربوط به الگوهای عددی.
2. معماهای منطقی
شامل مسئلههای راستگو و دروغگو، جدولهای سودوکو، و معمای زندانیها. این معماها نیازمند توانایی در استنتاج منطقی هستند.
3. معماهای هندسی
شامل برش و بازآرایی اشکال، کاشیکاریها و محاسبهی مساحتهای غیرمعمول. مانند معمای مربع جادو یا پازل تانگرام.
4. معماهای ترکیبیاتی و نظریه احتمال
مانند مسئله مرتبسازی، چیدمان مهرهها، یا معمای معروف «سه در» (Monty Hall Problem) که برخلاف شهود عمل میکند.
اهمیت و کاربردها
معماهای ریاضی فراتر از سرگرمی هستند. این نوع مسائل در آموزش ریاضی، تربیت ذهن تحلیلی و حتی در آزمونهای ورودی مشاغل مهندسی، فناوری و علوم داده کاربرد دارند (Devlin, 2003). حل این معماها باعث تقویت حافظه کاری، تمرکز، و توانایی برنامهریزی ذهنی میشود.
نمونهای از معمای کلاسیک
معمای زندانی و دو در
زندانیای روبهروی دو در قرار دارد. پشت یکی آزادی است و پشت دیگری مرگ. دو نگهبان حضور دارند؛ یکی همیشه راست میگوید و دیگری همیشه دروغ. زندانی فقط یک سؤال میتواند بپرسد تا در صحیح را پیدا کند. سؤال چیست؟
پاسخ:
از یکی از نگهبانان بپرس: «اگر از نگهبان دیگر بپرسم که در آزادی کدام است، او کدام را نشان میدهد؟»
سپس درِ مخالف را انتخاب کن.
منابع و مراجع
Biggs, N. (1993). Algebraic Graph Theory. Cambridge University Press.
Devlin, K. (2003). The Math Gene: How Mathematical Thinking Evolved and Why Numbers Are Like Gossip. Basic Books.
Gardner, M. (1981). Mathematical Puzzles and Diversions. Penguin Books.
Singh, S. (2004). Fermat's Enigma: The Epic Quest to Solve the World's Greatest Mathematical Problem. Anchor.
Stewart, I. (2004). Professor Stewart’s Cabinet of Mathematical Curiosities. Profile Books
پارادوکس (تناقض ظاهری) در ریاضیات به وضعیتی گفته میشود که در آن، بر اساس اصول و تعاریف پذیرفتهشده، نتیجهای بهدست میآید که با خود آن اصول یا با شهود ما ناسازگار است؛ یا به عبارت دیگر، استدلالی صحیح ظاهراً به نتیجهای متناقض میرسد. مطالعهٔ پارادوکسها علاوه بر جنبهٔ فلسفی، به توسعهٔ نظریهٔ مجموعهها، مبانی ریاضیات و منطق اثباتی کمک شایانی کرده است
انواع پارادوکسها در ریاضیات
۱. پارادوکسهای منطقی و زبانشناختی
پارادوکس دروغگو (Liar Paradox): گزارهای که میگوید «این جمله دروغ است»، نه میتوان آن را صادق دانست و نه غلط. این پارادوکس در منطق و نظریهٔ خودارجاعی اهمیت دارد و نقطهٔ شروعی برای کارهای گودل در اثبات عدمکاملبودن بود [1].
۲. پارادوکسهای غیربدیهی در نظریهٔ مجموعهها
پارادوکس راسل (Russell’s Paradox): مجموعهٔ همهٔ مجموعههایی که عضو خود نیستند، اگر عضو خود باشد تناقض است و اگر نباشد، باز تناقض. این کشف عام ۱۹۰۱ باعث شد تا نظریهٔ مجموعهها بازتعریف و سلسلهمراتب فوننوامن (Zermelo–Fraenkel) تدوین شود [2, 3].
۳. پارادوکسهای هندسی و اندازهگیری
پارادوکس باناخ–تارسکی (Banach–Tarski Paradox): کرهای سهبعدی را میتوان به تعداد متناهی قطعه تقسیم کرد و با جابهجایی و دوران این قطعات، دو کرهٔ هماندازهٔ اولیه ساخت. این نتیجه در فضای بدون قاعدهٔ اندازهگیری رخ میدهد و محدودیتهای آکسیوم انتخاب را نشان میدهد [4].
۴. پارادوکسهای نامحدود و بینهایت
هتل بینهایت هیلبرت (Hilbert’s Hotel): حتی اگر تمام اتاقهای یک هتل شمارا از ۱ تا ∞ پر باشد، با جابهجایی مهمانان میتوان همیشه جای یک مهمان یا بینهایت مهمان جدید را فراهم کرد. این مثال شهودیترین تصویر از «بینهایت قابل شمارش» است [5].
۱. پارادوکس زنو (Zeno’s Paradoxes)
– عقاب و لاکپشت: لاکپشت همیشه جلوتر است، اما عقاب هرگز نمیتواند به او برسد چون ابتدا باید نیمی از فاصله را بپیماید، سپس نیمی از باقیمانده را، و… این تناقض با مفهوم حد و بسط مجموعههای نامتناهی در حساب دیفرانسیل و انتگرال برطرف شد [6].
۲. پارادوکس گودل (Gödel’s Incompleteness Theorems)
– گودل نشان داد در هر دستگاه رسمی کافیالقاعدهٔ ریاضیات (مثل نظریهٔ اعداد طبیعی)، گزارههایی وجود دارند که نه میتوان اثباتشان کرد و نه خلافشان را. این خود نوعی پارادوکس در ضمن منطق اثباتشدنی خلق میکند [7]
سلسلهمراتب فون نوامن–فِرنکل–اکتیِن (ZF/C): برای رفع پارادوکس راسل، مجموعهها را در لایههای سلسلهمراتبی تعریف میکنند تا خودارجاعی پیشنیازی نداشته باشند [2].
محدودسازی آکسیوم انتخاب: پذیرش آکسیوم انتخاب در کنار محدودسازیهای اندازهگیری باعث میشود پارادوکس باناخ–تارسکی تنها در حالات بسیار انتزاعی رخ دهد و در فضایهای متداول (مثل ℝ³ با اندازهٔ طول، مساحت و حجم) بیمعنا باشد [4].
تعریف دقیقتر حدّ و پیوستگی: در پارادوکسهای زنو با مفهوم حد (limit) و تعریفهای ε–δ پیوستگی و همگرایی مسائل حل شد [6].
منابع
1. W. V. Quine, Philosophy of Logic, 2nd ed., Harvard University Press, 1986.
2. E. Zermelo, “Über eine Anwendung der Mengenlehre auf die Theorie des Schachspiels,” Proceedings of the Fifth International Congress of Mathematicians, 1908, pp. 501–504.
3. A. Fraenkel, “Einleitung in die Mengenlehre,” Springer, 1922.
4. S. Banach and A. Tarski, “Sur la décomposition des ensembles de points en parties respectivement congruentes,” Fundamenta Mathematicae, vol. 6, pp. 244–277, 1924.
5. D. Hilbert, “Über das Unendliche,” Mathematische Annalen, vol. 95, no. 1, pp. 161–190, 1926.
6. D. S. Richeson, Euler’s Gem: The Polyhedron Formula and the Birth of Topology, Princeton University Press, 2019.
7. K. Gödel, “Über formal unentscheidbare Sätze der Principia Mathematica und verwandter Systeme I,” Monatshefte für Mathematik und Physik, vol. 38, pp. 173–198, 1931.
نگاه فلسفی به گنگ بودن رادیکال۲
۱. اثبات کلاسیک گنگبودن
فرض کنید گویا باشد؛ و سپس به یک تناقض می رسیم
۲. تفسیر پلاتونیستی
عالم مثل: در مکتب پلاتونیسم (واقعگرایی)، اعداد واقعی و گنگ «وجود» مستقل و عینی در «عالم مثل» دارند. اثبات بالا تنها کشف میکند که ، بهعنوان یک شیء ریاضی، در زیرمجموعهٔ اعداد گویا قرار نمیگیرد.
کشفگری: پلاتونیسم بر این باور است که ریاضیات کشف حقایق از پیش موجود است؛ بنابراین گنگبودن یک حقیقت ازلی است که اثبات، درواقع، دسترسی ما را به آن تسهیل میکند (Stewart Shapiro [1]).
۳. تفسیر فرمالیستی
بازی نمادها: فرمالیسم (هیلبرت) میگوید ریاضیات صرفاً فرایند کار با نمادها و قواعد است. در این دیدگاه، «گنگبودن» به معنای عدم توانایی نمایش آن بهصورت در دستگاه رسمی حسابی–اعدادی ماست.
اهمیت آکسیومها و قواعد: فرمالیستها تأکید میکنند که این اثبات بر پایه آکسیومهای دستگاه حساب اعداد صحیح و خواص ضرب و مربع بنا شده؛ خود «گنگی» خصلتی درونِ دستگاه منطقی–آکسیوماتیک است (David Hilbert [2]).
۴. تفسیر شهودی (انتزاعی)
بنیادگرایی بروئر: شهودیگرایان (Brouwer) تنها به اشیایی باور دارند که بتوان آنها را بهصورت مستقیمِ شهودی ساخت. اثبات بالا از «تناقض فرضی» استفاده میکند و بر مبنای منطق کلاسیک است. شهودیگرایان ممکن است این نهــــیب را بپذیرند که گنگ است، اما در عین حال از روش ردّمغلطه (reductio ad absurdum) با شکاکیت برخورد میکنند و گاهی نسخهٔ سازگار با منطق سازنده (constructive logic) ارائه میدهند که «گنگی» را معادل نداشتن عملیات سازنده برای نوشتن یک نمایش گویا تعریف میکند (L.E.J. Brouwer [3]).
۵. تفسیر ساختارگرایانه
ریاضیات ساختارها: مکتب ساختارگرایی (Stewart Shapiro) میگوید ریاضیات مطالعهٔ ساختارهای مجرد است و خود عناصر اهمیت ذاتی ندارند، بلکه جایگاه آنها در ساختار مهم است.
مکان در نمودار اعداد: در این دیدگاه، گویا و گنگ بودن مقولههایی است که ساختار «خط اعداد» را توصیف میکند؛ صرفاً نقطهای است که نمیتوان آن را با نسبت دو نقطهٔ شمارا (اعداد گویا) همپوشانی کرد. معنای گنگبودن، ساختاری است و نه لزوماً ماهیتی.
هر دیدگاه به ما نشان میدهد که «ماهیت ریاضی» تنها در دنیای اعداد خلاصه نمیشود، بلکه در نحوهٔ اعتباربخشی و تفسیر نتایج اثباتشده نیز ریشه دارد.
منابع
1. Stewart Shapiro، Thinking about Mathematics: The Philosophy of Mathematics، Oxford University Press، 2000.
2. David Hilbert، On the Infinite (“Über das Unendliche”)، Mathematische Annalen، 1926.
3. L. E. J. Brouwer، Intuitionism and Formalism، in Philosophy of Mathematics, Oxford University Press، 1983.
در ادامه ده کتاب برجسته در زمینه فلسفهٔ ریاضیات معرفی شدهاند. هر کتاب با موضوع محوری و سطح دشواری مختصری توصیف شده تا بتوانید بر اساس علاقه و پیشزمینهتان انتخاب کنید:
1. Thinking about Mathematics: The Philosophy of Mathematics
نویسنده: Stewart Shapiro
انتشارات: Oxford University Press, 2000
توضیح: مروری جامع بر مکاتب و مباحث کلیدی—از پلاتونیسم و فرمالیسم تا طبیعتگرایی—با نثری روشن و مناسب برای شروع.
2. Proofs and Refutations
نویسنده: Imre Lakatos
انتشارات: Cambridge University Press, 1976
توضیح: بهصورت دیالکتیکی، فرایند شکلگیری قضایا در هندسهٔ اقلیدسی و نقش نقد و اصلاح را نشان میدهد. مناسب برای درک دینامیک توسعهٔ ریاضی.
3. Naturalism in Mathematics
نویسنده: Penelope Maddy
انتشارات: Oxford University Press, 1997
توضیح: رویکرد «طبیعتگرایانه» را بررسی میکند که میخواهد فلسفهٔ ریاضی را بر پایهٔ روشهای علمی و عمل ریاضیدانان بنا کند.
4. An Introduction to the Philosophy of Mathematics
نویسنده: Mark Colyvan
انتشارات: Cambridge University Press, 2012
توضیح: از مقدمات مفاهیم انتزاعی تا بحثهای پیچیدهٔ گروهها و منطق، برای دانشجویان کارشناسی و علاقمندان مناسب است.
5. Philosophy of Mathematics: Selected Readings
ویراستاران: Paul Benacerraf & Hilary Putnam
انتشارات: Cambridge University Press, 1983
توضیح: مجموعه مقالات کلاسیک و تأثیرگذار، شامل نوشتههایی از فرگه، هیلبرت، گودل و دیگران.
6. The Philosophy of Mathematical Practice
نویسنده: Paolo Mancosu
انتشارات: Oxford University Press, 2008
توضیح: به جای تأکید بر مبانی، بر فعالیتهای واقعی ریاضیدانان – مانند اثباتها و محاسبات – تمرکز میکند.
7. Why Is There Philosophy of Mathematics at All?
نویسنده: Ian Hacking
انتشارات: Cambridge University Press, 2014
توضیح: پرسش بنیادی «چرا فلسفهٔ ریاضیات؟» را از منظر تاریخ علم و بازتاب اجتماعی میکاود.
8. Social Constructivism as a Philosophy of Mathematics
نویسنده: Paul Ernest
انتشارات: SUNY Press, 1998
توضیح: ریاضیات را پدیدهای اجتماعی و زبانمحور تلقی میکند که ساخت مشترک ریاضیدانان است.
9. Where Mathematics Comes From: How the Embodied Mind Brings Mathematics into Being
نویسندگان: George Lakoff & Rafael E. Núñez
انتشارات: Basic Books, 2000
توضیح: با رویکرد شناختشناسانه، نشان میدهد بدن و زبان چگونه مفاهیم ریاضی را شکل میدهند.
10. The Philosophy of Set Theory: An Historical Introduction to Cantor’s Paradise
نویسنده: Mary Tiles
انتشارات: Routledge, 1987
توضیح: تاریخ شکلگیری نظریهٔ مجموعهها و مباحث فلسفی پیرامون آن را بررسی میکند.
نقش معلمان ریاضی در ایجاد بد فهمی در دانش اموزان
در فرایند یادگیری ریاضی، معلم نقش محوریِ انتقال مفاهیم، هدایت تفکر و اصلاح برداشتهای نادرست را بر عهده دارد. با این حال، گاه روشهای تدریس یا نحوه ارائه مطالب توسط معلمان خود منشأ بدفهمیهای دانشآموزی میشود. مهمترین عوامل مؤثر عبارتاند از:
1. تکیه بیش از حد روی روشهای الگوریتمی
وقتی معلم صرفاً الگوریتمهای حل مسئله (مثلاً «فرمول حل معادله درجه دوم») را به عنوان دستورالعمل بسته و بدون توجیه مفهومی ارائه میکند، دانشآموز «چرا و چگونه» را درک نمیکند. نتیجه این میشود که وی بدون پیوند با ساختار مفهومی، صرفاً به یادآوری مراحل حل متکی شود و در مواجهه با مسائل نو دچار گسست و سردرگمی گردد.
2. استفاده نامناسب از زبان و اصطلاحات
اصطلاحات مبهم یا نادرست (مانند «ضریب x» به جای «ضریب توان اول»، یا «منفی» به جای «ارزش مطلق منفی») میتواند برداشت غلط ایجاد کند. همچنین ترجمه مستقیم مفاهیم انگلیسی بدون تطبیق فرهنگی-زبانی گاه ابهام میآفریند.
3. نمایش یکبعدی مفاهیم
ریاضیات دارای ابعاد تصویری (نمودار)، جبری (علامتهای ریاضی) و کلامی (شرح شفاهی/نوشتاری) است. اگر معلم تنها به یک شیوه (مثلاً ارائه نمادها) اکتفا کند و ابزارهای بصری یا کاربردی (مدلسازی هندسی، فعالیتهای دستورزی) را کنار بگذارد، دانشآموزان با سبکهای یادگیری متفاوت، مفهوم را به طور کامل نمیفهمند و برداشتهای ناقص در ذهنشان انباشته میشود.
4. سرعت نامناسب تدریس
پیشفرض گرفتن فهم کامل کلاس و ادامه سریع به مباحث بعدی، باعث میشود برخی دانشآموزان فرصت پُرکردن شکافهای مفهومی را نیابند. با انباشته شدن ابهامات، بدفهمیها تشدید میشوند.
5. بازخورد و ارزشیابی ناکافی
تمرکز صرف روی نمره و تعداد تمرینهای حلشده، بدون تحلیل کیفیت پاسخها و شناسایی خطاهای رایج، مانع اصلاح درستی برداشتها میگردد. وقتی بازخورد تشریحی وجود نداشته باشد، دانشآموزان نمیدانند در کجای مسیر دچار خطا شدهاند.
راهکارهایی برای کاهش بدفهمی
1. تبیین مفهومی قبل از روش
پیش از ارائه فرمول یا الگوریتم، با استفاده از مثالهای ملموس و مدلسازی عملی (ابزارهای دستساز، نرمافزارهای آموزشی)، مفهوم را در بستر زندگی روزمره نشان دهید.
2. بهکارگیری چندنمایش
یک مفهوم را به زبان جبری، هندسی و کلامی توضیح دهید و دانشآموزان را تشویق کنید بین این نمایشها ارتباط برقرار کنند.
3. بهینهسازی زبان آموزشی
از اصطلاحات استاندارد و ساده استفاده کنید و در صورت نیاز معادلها را تبیین نمایید. مثلاً پیش از کار با «توان»، مفهوم «ضربهای مکرر» را مرور کنید.
4. ارزیابی تشریحی و بازخورد فوری
به جای آزمونهای صرفاً چندگزینهای، سؤالات پاسخ کوتاه یا توضیحی قرار دهید تا بتوانید برداشتهای دانشآموزان را شفافتر ببینید و فوراً اصلاح کنید.
5. تعیین ریتم تدریس با توجه به نیاز کلاس
با طرح سؤالهای باز و فعالیتهای گروهی، میزان درک دانشآموزان را بسنجید و در صورت نیاز به تکرار یا بازبینی، زمان اختصاص دهید.
6. توانمندسازی معلمان
برگزاری کارگاههای آموزشی در زمینه روانشناسی یادگیری ریاضی، استفاده از فناوریهای تعاملی و مباحث روششناسی نوین، معلم را در تشخیص و رفع بدفهمیها تواناتر میسازد.
با توجه به نقش حیاتی معلم در شکلگیری تصویر دانشآموز از ریاضیات، ارتقای کیفیت تدریس و توجه به چگونگی ارائه مفاهیم، میتواند از بروز و تداوم بدفهمیهای ریاضی پیشگیری کند و علاقه و اعتماد به نفس یادگیرندگان را تقویت نماید.
بازنماییهای چندگانه در آموزش ریاضی: مرور نظری و عملی
۱. تعریف و اهمیت
بازنماییهای چندگانه به استفاده از روشهای مختلف (نمادین، تصویری، کلامی، عینی و غیره) برای ارائه مفاهیم ریاضی اشاره دارد. این رویکرد به دانشآموزان کمک میکند تا با ایدههای ریاضی از زوایای متفاوت تعامل کنند، درک عمیقتری ایجاد شود و انتقال بین فرمتهای مختلف تسهیل گردد (NCTM, 2000). اهمیت این موضوع در تقویت «سواد بازنمایی» (Representational Fluency) نهفته است، یعنی توانایی ترجمه بین بازنماییها و انتخاب مناسبترین آنها برای حل مسئله (Lesh et al., 1983).
۲. مبانی نظری
- نظریه برونر (۱۹۶۶): سه مرحله یادگیری شامل انفعالی (عملی با اشیاء)، تصویری (استفاده از تصاویر)، و نمادین (نمادهای انتزاعی). استفاده از بازنماییهای چندگانه با این نظریه همسوست.
- مدل لِش (۱۹۸۳): تأکید بر ترجمه بین پنج سیستم بازنمایی: زبان طبیعی، نمودارها، نمادها، اشیاء فیزیکی، و موقعیتهای واقعی.
- آینزورث (۱۹۹۹): سه کارکرد بازنماییهای چندگانه:
۱. تکمیلی (ارائه اطلاعات مکمل)،
۲. محدودکننده (کاهش ابهام در تفسیر)،
۳. سازماندهی (ایجاد درک عمیقتر).
- دووال (۲۰۰۶): اهمیت سیستمهای نشانهشناسی (Semiotic Systems) در ریاضیات و نیاز به تبدیل بین آنها برای درک کامل.
۳. انواع بازنماییها
- نمادین: معادلات، فرمولها .
- تصویری: نمودارها، شکلهای هندسی، دیاگرامها.
- کلامی: توصیف مفاهیم با زبان روزمره.
- عینی (مانیپولاتیو): استفاده از اشیاء فیزیکی مانند جبر یا بلوکهای کسری.
- جدولی: سازماندهی دادهها در جدول (مثال: جدول مقادیر تابع).
۴. مزایا
- پوشش سبکهای یادگیری متفاوت: دانشآموزان بصری، شنیداری، و حرکتی-لمسی را درگیر میکند (NCTM, 2000).
- تقویت انتقال مفهومی: ارتباط بین بازنماییها درک انتزاعی را تقویت میکند (Duval, 2006).
- شفافسازی مفاهیم پیچیده: مثلاً نمایش توابع هم به شکل نمودار و هم معادله، ماهیت پیوسته و گسسته را نشان میدهد (Kaput, 1989).
۵. چالشها
- بار شناختی: معرفی همزمان بازنماییهای زیاد بدون راهنمایی ممکن است باعث سردرگمی شود (Mayer, 2003).
- نیاز به آموزش صریح: معلمان باید ارتباط بین بازنماییها را بهطور واضح توضیح دهند (Ainsworth, 1999).
- سوگیری بازنمایی: برخی دانشآموزان ممکن است به یک بازنمایی خاص وابسته شوند (مثلاً فقط نمادین).
۶. کاربردهای آموزشی
- حل مسئله: درخواست از دانشآموزان برای ارائه راهحل با استفاده از نمودار، معادله، و توضیح کلامی.
- فعالیتهای دستورزی: استفاده از جبر برای درک معادلات خطی همراه با ترسیم نمودار.
- ارزیابی جامع: ارزشیابی مبتنی بر توانایی تبدیل بین بازنماییها (مثال: تبدیل جدول دادهها به تابع نمادین).
منابع (References)
1. Ainsworth, S. (1999). The functions of multiple representations. *Computers & Education, 33*(2), 131-152.
2. Bruner, J. S. (1966). Toward a theory of instruction. Harvard University Press.
3. Duval, R. (2006). A cognitive analysis of problems of comprehension in the learning of mathematics. *Educational Studies in Mathematics, 61*(1), 103-131.
4. Kaput, J. J. (1989). Linking representations in the symbol systems of algebra. In *Research issues in the learning and teaching of algebra* (pp. 167-194). NCTM.
5. Lesh, R., Landau, M., & Hamilton, E. (1983). Conceptual models in applied mathematical problem solving. In *Acquisition of mathematics concepts and processes* (pp. 263-343). Academic Press.
6. Mayer, R. E. (2003). The promise of multimedia learning: using the same instructional design methods across different media. *Learning and Instruction, 13*(2), 125-139.
7. National Council of Teachers of Mathematics (NCTM). (2000). *Principles and standards for school mathematics*. NCTM