هدایت شده از ای دریغا یاد باد
22 فروردین سالگرد عروج آسمانی شاعر اهل بیت عصمت و طهارت محمدزمان گلدسته را گرامی می داریم
فرق خونین میروی،پیش بازوی کبود،کوفه جای تو نبود
کاسه شیر دستشان،پشت در اما چه سود؟کوفه جای تو نبود
با چه رویی در نماز،ضربه می آید فرود، کوفه جای تو نبود
....
زخم فرقت ترجمان
عمق زخم سینه گشته
کوفه هم مثل مدینه
دشمن آیینه گشته
پیش زهرا میروی
غرق خون بین سجود
کوفه جای تو نبود
.....
قاتلت با ضربه خود
آسمان را بر زمین زد
بر امام مومنان او
ضربه ای با نام دین زد
در شب احیا ولی
او چه قرآنی گشود
کوفه جای تو نبود
.....
واژه های خاطراتت
میشود هر لحظه تکرار
کوچهی تنگ،دست بسته
میخ در،زهرا و دیوار
ضربت کاری به تو
یا علی آن ضربه بود
کوفه جای تو نبود
....
سهم تو از بغض دشمن
ضربه ای شد بین محراب
باقیش سهم علمدار
وقتی باشد در پی آب
میکند شق القمر
ضربه سخت عمود
کوفه جای تو نبود
.....
گفتی ای زینب عزیزم
کربلا در اوج غمها
از سرت هرگز نیفتد
چادر خاکی زهرا
تو به دندان میکشی
چادرت را بین دود
کوفه جای تو نبود
...
در وداعِ با حسینت
دیدگانت میشود تر
یکصد و ده روز دیگر
روی نیزه میرود سر
میکشندش با لب
تشنه در بین دو رود
....
کینه از تو روزگاری
میرسد تا بین گودال
میبرد سر از حسینت
قاتلی آشفته احوال
با چه رویی دارد آن
نیزه می آید فرود
قاتلت با ضربه خود
اسمان را بر زمین زد
بر امام مومنان او
ضربه ای با نام دین زد
در شب احیا ولی
به چه قرآنی گشود
....
شکر حق که حب حیدر
تا ابد در سینه ماست
ای امید قلب شیعه
پرچمت بالای بالاست
درب جنت میشود
یا علی رمز ورود
کوفه جای تو نبود
....
ما که اهل کوفه نیستیم
با تو هستیم تا قیامت
درس ما از مکتب تو
"با ولایت تا شهادت"
گوش به فرمان تو ایم
کور شود چشم حسود
کوفه جای تو نبود
......
علی مداح
۲۱ رمضان ۱۴۰۲ ه ش
...
عباس برخیز بر یاری ثارالله
ای جانتنهاست فرزند رسول الله
اي صحرا گريان شو حسين من تنها مانده
عطشان و بي لشكر جدا از او سقا مانده
سردار عاشورا كه راه ميدان ميگيری
با عزم ميدانت ، زخواهرت جان ميگری
عباس بر خیز بر یاری ثارالله
ای جانتنهاست فرزند رسول الله
✧✾══✾🏴✾══✾✧
صحراي تيره زلشكر ، طوفان نيزه وخنجر
در سودايي كه داري ، اي جان تشنه خواهر
ای صحرا گریان شو حسین من تنها مانده
عطشان و بی لشکر جدا از او سقا مانده
سردار عاشورا که راه میدان میگیری
با عزم میدانت زخواهرت جان میگیری
شرح غمت زكه گويم ، عطر تورا زچه بويم
رفتي بغض جدايي ،خيمه زده به گلويم
با زا ، بازا ،خورشيد تماشايی
مهلا، مهلا ای بلبل زهرايی
برجاي زخم خنجر، بايد زد بوسه ی مادر
آرام جان زهرا ، آرام جان حيدر
عباس ای وای از غربت و تنهای
ای کاش میشد از علقمه باز آیی
✧✾══✾🏴✾══✾✧
اي صحرا گريان شو حسين من تنها مانده
عطشان و بي لشكر جدا از او سقا مانده
سردار عاشورا كه راه ميدان ميگيري
با عزم ميدانت ، زخواهرت جان ميگري
شرح غمت زكه گويم ، عطر تورا زچه بويم
رفتي بغض جدايي ،خيمه زده به گلويم
اين خاك ، يك سر ، اهنگ بلا دارد
با ما ، هر دم ، صد جو رو جفا دارد
عباس ای وای از غربت و تنهایی
ای کاش میشد از علقمه باز آیی
#محرم
💠💠💠
💠محزون اصطهباناتی
« با غم بابا
دختری دارد
روضه می خواند»
از غم فردا
محشری دارد
روضه می خواند
«از غم حیدر گریان و
بی صدا امشب میبارم
جای مادر خالی باشد
غصه ی او در دل دارم
با سر خونین
بستری دارد
روضه می خواند»
لاله گون گشته سجاده
شیرِ حق از پا افتاده
بهرِ دیدارِ با زهرا
مرتضی گشته آماده
از غم ساقی
کوثر ی دارد
روضه می خواند
مسجد کوفه خاموش است
چشمه ی چشمم در جوش است
عرشِ حق امشب لرزان و
آسمانش مشکی پوش است
در غم خورشید
اختری دارد
روضه می خواند
شد علی از غم آسوده
بال آزادی بگشوده
راهِ معراجِ شهادت
در شبِ قرآن پیموده
بر علی امشب
همسری دارد
روضه می خواند
فصلِ پایانِ هجران شد
بر نبی حیدر مهمان شد
« فُزتُ ربِّ الکعبه » گفت و
راحت از جهلِ یاران شد
لیک محراب و
منبری دارد
روضه می خواند
از جفا و جورِ اعدا
از غمِ دوریِّ زهرا
گرچه آسوده شد مولا
با دل غمدیده اما
کنج ویرانه
مُضطری دارد
روضه می خواند
شمعی می سوزد در خانه
گِرد او جمعی پروانه
اشک ریزان و دلخسته
بار غم دارند بر شانه
هر که بر حالِ
دیگری دارد
روضه می خواند
#رمضان
🌷🌷🌷
کاروانسالار
زینب ای آیینهدار کربلا
کاروانسالار دشت نینوا
زینب ای شمع شب تار حسین
زینب ای تا پای جان یار حسین
زینب ای پژواک فریاد علی
در صدایت زنده شد یاد علی
گر چه مثل کربلا جایی نبود
هر چه دیدی غیر زیبایی نبود!
#زنده-یاد-محمد_زمان_گلدسته
گوهر یکدانهی مکتب، سلام!
عمهی سادات، یا زینب، سلام!
عمه جان زینب، دلم تنگ تو شد
شعرها امشب هماهنگ تو شد
عمه جان زینب، دلم پر میکشد
جرعه از جام جنون سر میکشد
عمه جان زینب، دلارامی بده
تشنگان عشق را جامی بده
ای پرستار یتیمان حسین
عمه جان زینب، تو را جان حسین!
سایهات را از سر ما کم نکن
قلبها را غرق در ماتم نکن
کربلا با آن فراز و آن نشیب
میگرفت از زینب ارامش، عجیب!
کربلا آن کعبهی مولا مکان
بانگ زینب را صلا زد در جهان
کربلا با آن خروش و شور و شین
نام زینب را گره زد با حسین
نام زینب با حسینش جمع شد
او چنان پروانه گرد شمع شد
#زنده-یاد-محمد_زمان_گلدسته
نای دل آهنگ رفتن میزند
ناله در هر کوی و برزن میزند
سینه از عشقت جلا دارد، حسین!
دل هوای کربلا دارد، حسین!
کربلا محو خروش زینب است
پرچم نهضت به دوش زینب است
عاشقان را سوز عشقش میکشد
شوق دربار دمشقش میکشد
نرگس مستش بلاگردان عشق
کربلا تا شام، با مردان عشق
کربلا را صبر زینب زنده کرد
خون ثارالله را پاینده کرد
خطبهی غرّای زینب فاش کرد
ننگ را ارزانی اوباش کرد
تا لب از روی فصاحت باز کرد
مشت دشمن را چه راحت باز کرد
السلام ای کاروانسالار عشق
کربلا تا شام بردی بار عشق...
#زندهیادمحمدزمان_گلدسته
💠💠💠
هذا جدّی ثارالله
قتلوهُ عطشانا
بنما مدد یا فتاح
قتلوهُ عطشانا
واویلا واویلا دارد
خون از سر نی می بارد
بذر غم در دل می کارد
از ظلم قوم گمراه
قتلوهُ عطشانا
شد پاره پاره پیکرش
از تن جدا گشته سرش
خون می بارد از حنجرش
یا جدّاه ُ یا جدّاه
قتلوهُ عطشانا
هرگز نباشد باورم
شد اربا ً اربا اکبرم
کو عبدالله و جعفرم
افتاده جوی خون راه
قتلوهُ عطشانا
خون می چکد از آسمان
شد حلق اصغر خون چکان
گرید رباب از عمق جان
از سینه می کشد آه
قتلوهُ عطشانا
زهرا کنار قتلگاه
بر سر زنان با اشک و آه
خون بر زمین افتاده راه
بر نیزه می تابد ماه
قتلوهُ عطشانا
گردیده جوی خون جاری
هر سو شیون هر سو زاری
آه از این ظلم تکراری
یا الله و یا الله
قتلوهُ عطشانا
از عشق مولا شبگردم
لبریز اشکم پر دردم
حاجت روا بر می گردم
با دست پر زین درگاه
قتلوهُ عطشانا
شعر: محمد زمان گلدسته
💠🌷💠
متن نوحه ی اجراشده توسط
حاج صادق اهنگران در گناوه
بدون تو کار حرم زار شده
حسین بعد از گرفتار شده
🔸
روز من از گربه شب تار شده
حسین بعد از تو گرفتار شده
🔸
ساقی و سردار حسین. ای پسر ام بنین
میرعلمدار حسین .ای پسر ام بینین
هم پسر حیدری و هم پسر فاطمه ای
یار وفا دار حسین .ای پسر ام بنین
پور علی سید و سردار شده
حسین بعداز تو گرفتار شده
🔸
العطش تشنه لبان .ناله ی جانسوز حرم
ساقی طفلان حسین .برادرم برادرم
چشم همه سوی تو و .چشم تو سوی علقمه
قطره ی آبی برسان . برلب خشک اصغرم
ناله کنان کودک تب دار شده
حسین بعد از تو گرفتار شده
🔸
قامت من خم شده از .داغ تو ای برادرم
خفته به دریای بلا .صف شکن دلاورم
قامت سرداری تو .شد هدف تیربلا
علقمه دارد به خدا .عطر حضور مادرم
داغ غمت بر دلم آوار شده
حسین بعد از تو گرفتار شده
🔸
دست تو افتاده ز تن .بر روی خاک کربلا
مشک تو بر روی زمین پاره و بی آب چرا
کودک نالان حرم منتظر آمدنت
جسم تو صد پاره شدو . وای به حال خیمه ها
بعد تو غربت به دلم یار شده
حسین بعد از تو گرفتار شده
🔸
ابر عزا سایه زده بر دل تب دار حسین
خفته به خاک کربلا .میر و علمدار حسین
غربت و تنهایی من .اسیری اهل حرم
بر سر جسم اطهرت . گریه شده کار حسین
گرد تنت هلهله بسیار شده
حسین بعد از تو گرفتار شده
🔸
🔸 مرتضی ذاکر
🔴 حاج صادق آهنگران
🔸 مراسم سومین سالگرد سرداردلها حاج قاسم سلیمانی
🔸 بندر گناوه ۱۶دی۱۴۰۱
🔺 شاعر : زنده یاد زمان گلدسته
آه سردار کجایی که دلم تنگ شده است
کاش یک لحظه بیایی که دلم تنگ شده است
همه دلتنگ تو هستیم واسیریم تورا
کاش می شد که در آغوش بگیریم تورا
کاش می شد که به همراه توپر بگشاییم
راه شب رابه سوی صبح وسحر بگشائیم
تونشان دادی که راه سعادت باز است
تونشان دادی که باب شهادت باز است
حاج قاسم توچه کردی که چنین محبوبی
باورم نیست چنین پاکی و اینسان خوبی
حاج قاسم تودل انگیز ترین آوازی
زانکه در خلوت خود با شهدا همرازی
حاج قاسم توگل سرسبد مابودی
حکم حقانیت مستندمابودی
حاج قاسم غم توموجب بیداری شد
اشک از دیدهء دلسوختگان جاری شد
حاج قاسم چه غریبانه شهیدت کردند
دور از خانه وکاشانه شهیدت کردند
حاج قاسم توعلمدار ولایت بودی
مالک اشتر وعمار ولایت بودی
این عمار که سردار علی راکشتند
این عمار خدا یار علی را کشتند
حاش لله نگذاریم علی باز بماند تنها
گرچه گلدستهء گلزار علی را کشتند
مثل عباس که دور از حرم افتاده به خاک
قوت قلب وعلمداررعلی را کشتند
شامیان هلهله از پرزدنش می کردند
کوفیان حیدر کرار علی را کشتند
این عمار که مالک به زمین افتاده است
این عمار که سردار علی راکشتند
آه سردار کجایی که دلم تنگ شده است
آه سردار کجایی نفسم تنگ شده است.
رفتی وسخت عزادار رفیقم کردی
باز شرمندهء یاران شفیقم کردی
سخت بعد از تو تمنای شهادت دارم
بادلی سوخته سودای شهادت دارم
بی تو از عطر گل یاس برایت خواندم
رفتی وروضهء عبتس برایت خواندم
یاحسین ازلب سردار نیفتاده هنوز
علمازدست علمدار نیفتاده هنوز
🌷💠🌷
ما همه بندهایم و مولا اوست
كه علی با حق است و حق با اوست
ما همه ذرهایم و او خورشید
ما همه قطرهایم و دریا اوست
محفلآرای بزم وادی طور
مشعلافروز طور سینا اوست
آنكه لعل لبش به وقت سخن
كند احیا دو صد مسیحا اوست
آنكه بیرون كشد ز چنگ غروب
قرص خورشید را به ایما اوست
آنكه در بارگاه قرب خداست
محو رخسار حق سراپا اوست
آنكه در گوش خاكیان گوید
قصهٔ راز آسمانها اوست
از شرف آنكه روی دوش نبی
جای دست خدا نهد پا اوست
با نبی آنكه گفت در خلوت
راز معراج آشكارا اوست
آنكه هر دم ز حال قاتل خویش
شود از روی لطف جویا اوست
آنكه در حق دشمنان كردهست
رحمت و شفقت و مدارا اوست
دل پروانه میتپد از شوق
هر كجا شمع محفلآرا اوست
گفتم ای دل كه كیست دلدارت؟!
آهی از دل كشید و گفتا: اوست
كه، علی دست قادر ازلیست
رشتهٔ ما سوا به دست علیست
🌷شعر ترجیح بند
🌷محمد علی مجاهدی
🌷🌷🌷