eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
95 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
الا ای عطر باغ آشنایی دل ما سوخت از حسرت، کجایی؟ الا ای پادشاه قصر جمعه همه چشم انتظارت عصر جمعه الا ای دست حق در آستینت گل افشان شد فلق در آستینت گل نرگس فدای چشم مستت دو عالم مبتلای چشم مستت گل نرگس فدای روی ماهت تمام بی پناهان در پناهت گل نرگس بیا و دلبری کن سر ما خاک پایت سروری کن درآ ای آفتاب از پرده ی ابر که پر شد در فراقت کاسه ی صبر بیا خورشید عالمتاب هستی پریشان شد به زلفت خواب هستی بیا که ذوالفقار عدل با توست علی _ بنیانگذار عدل_ با توست بیا بر خاک زن اوباش ها را بتاب و کور کن خفاش ها را 🌷🌷🌷
بیا ای اهل عالم مبتلایت همین جان های ناقابل فدایت بیا ای هر دوعالم مستمندت از اول تا به خاتم مستمندت بیا که بی تو گل ها خار دارند قناری ها دلی بیمار دارند بیا دل بی تو دلدار مانده ست و بر آیینه ها زنگار مانده ست بیا و پاک کن زنگار ها را بکن از پای گل ها خار ها را که تا ایام بد عهدی سر آید و آواز "انا المهدی" بر آید 🌷🌷🌷
* بیا ای نوح، طوفانی ست دنیا تو کشتیبان نباشی، نیست دنیا بیا ای خضر ِ پیغمبر رفیقت دَم عیسی نفس های عمیقت بیا ای چشم یوسف، مست مستت عصای حضرت موسی به دستت بیا که هر چه می‌خواهیم با توست تبر _ میراث ابراهیم _ با توست بیا ای اشک چشمت "آب حَیوان" به دستت کرد انگشتر، سلیمان شمیمی خوبتر، از عود داری صدایی خوشتر از داوود داری فلک در گردش از چرخ نگاهت ملائک خادمان بارگاهت بیا ای وارث محمود و احمد بیا ای صاحب دین محمد 🌷🌷🌷
الا ای مرهم آلام عالم بریز از شهد خود در جام عالم بیا مهدی نقاب از چهره بردار به فرش چشم هامان پای بگذار بیا مهدی که جان سوز است غربت مدد کن، خانمان سوز است غربت بیا مهدی که دل ها بی قرار است خزان عمری ست دلتنگ بهار است بیا مهدی تنفس بی تو سخت است درین آفاق و انفس بی تو سخت است بیا مهدی بیا ای صاحب عصر که تا تفسیر گردد سوره ی نصر 🌷🌷🌷
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است امشب نوای کودکان بر بام کیوان است شام غریبان است امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند خوابیده عریانند بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا بی منزل و ماوا اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا ای آه و واویلا خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا اف بر تو ای دنیا آل علی ویران نشین اندر بیابان است شام غریبان است امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون غلطان به بحر خون اندر هوای خاتم او بزدل ملعون دیوانه و مجنون سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون ای چرخ شو ویران کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است شام غریبان است امشب به بالین حسین زینب عزادار است بر غم گرفتار است امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است از دیده گریانست زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است از دیده خونبار است امشب فلک گریان به حال آل اطهار است شام غریبان است امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر در بحر خون اند خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر با یاوران یکسر آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر در کنج خاکستر گاهی به حال دختران اندر پرستاری از راه غمخواری گاهی کند در مطبخ خولی آن عصمت باری از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است شام غریبان است
✅ اشعار هفتم شهدای کربلا سروده باقری پور بشنو از زینبِ و زندانِ کوفه - که بوده مدتی مهمان کوفه چنین مرثیه و نوحه سرائی - زبهر آن شهیدانِ خدائی بوَد امروز روزِِ هفتِ دلدار - دراين هفت روز خوردم غصّه بسيار دراين هفت روزديدم بس مصيبت - دراين هفت روز ديدم رنج وزحمت دراين هفت روز من ظلمِ فراوان - بديدم تا كنون ازقومِ عدوان دراين هفت روز ديدم تازيانه - زشمروزجردون با هر بهانه دراين هفت روزديدم گريه وآه - نديدم آب ونان زين قوم گمراه دراين هفت روز بوده گريه كارم - بجزگريه دگرراهي ندارم دراين هفت روزدربازارِكوفه - بديدم طعنه ازاغياركوفه دراين هفت روزبسكه گريه كردم - نشانش مانده دررخسارزردم سرِهركوچه وبازاررفتم - به هرجمعي كه بُد اغياررفتم عبيدالله دون درمجلسِ خويش - نموده قلبِ مارا ازستم ريش بسي زخم زبان كرده نثارم - رسيده تاكجا اين روزگارم به قلب خسته وحال پريشان - نموده جمع مارا كنجِ زندان سكينه،فاطمه،كلثوم وسجاد - ستمها ديد ازاين قومِ زنازاد چگويم من ازاين حال پريشان - حسين جانم حسين جانم حسين جان نما اي باقري كوتاه مطلب - كه نتواني بيانِ حال زينب
بلبلي بود و آشيانه نداشت به قفس مبتلا و، لانه نداشت اوفتاده به دام عشق حسين احتياجي به آب و دانه نداشت بود در يتيم، چون زهرا صدق، اين گوهر يگانه نداشت خفته درگوشهءخرابهءشام ميل رفتن بسوي خانه نداشت درد دل با سر پدر مي کرد خون دل از مژه روانه نداشت گفت: بابا! اگر چه سوخت مرا آتش عشق من زبانه نداشت! با من دلشکسته ي غمگين سر سازش چرا زمانه نداشت؟! من يتيم و شکسته دل بودم تن من تاب تازيانه نداشت خواست تا جان دهد کنار حسين بهتر از اين دگر بهانه نداشت شمع، خاموش شد (شفق)! زيرا بيش ازين مهلت شبانه نداشت محمد جواد غفورزاده (شفق)
پروازمان دهید که بی بال و پر شدیم یک عمر در هوای شما در به در شدیم کالیم و خشک و زرد، خدا را چه دیده ای؟ شاید به لطفِ یک نفست بارور شدیم تو آب زاده ای پدرت هم ابوتراب رزقی به ما دهید که بی برگ و بر شدیم هر چه شما کـریم تری ما گداتریم از اعتبار نام شما معتبر شدیم ما را به راه راست کشاندی تو یا کریم ما در مسیر تو ز خدا با خبر شدیم آقـاییِ تـو شاملِ حالِ گــدا شُدُ ما هم به نوکری شما مفتخر شدیم ما را به نامتان "حسنی" ثبت کرده اند ما سالـهاست حلـقـه ی آویزِ در شدیم آقـاترین جـوانِ جـوانانِ جـنـتـی بی بارگاه و صحن، ولـی با کـرامتی نوكر نوشت: حـسن جــان مثل موجی که به روی آب بازی می کند نام نیکت در دل مـن سرفرازی می کند ذکر اسمت می شود مشکل گشای دردها گفتن یک یا حسن، صد چاره سازی می کند صلي الله عليک يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
حسین جان آمدم ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن حسین جان آمده ام ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن ره تو بر دشت خون گم کرده ام به دنبال پیکرت پنهان مکن غریبان بر کربلا راهی شدم عزیزانم کشته شد نظاره کن غم داغ آن برادر دیده ام چو زهرا ای مادرم خون گریه کن الهی داغ حسین درد آمدم به تو سامان گشته ام طردم مکن که دشمن آتش بر این مأوا زدند خدایا این صحنه را داور تو کن خدا دلداری یتیمان کرده ام به بیداد کاین غریبان یاری کن الهی بعد از حسین آن یاورم به مردن راضی شدم سردم مکن بسوزان تا که زغم عاری شوم به این مرگ حاضر شدم عارم نکن حسین جان آمده ام ردم مکن آتشینم کرده ای سردم مکن حسین جان بر درگهت راهی شدم که شیدایم کرده ای ترکم مکن برادر بر کوی خونین آمدم منم زینب خواهرت دوری مکن ره تو بر دشت خون گم کرده ام به دنبال پیکرت پنهان مکن غریبان بر کربلا جاری شدم عزیزانم کشته شد نظاره کن الهی داغ حسین درد آمدم به تو سامان گشته ام طردم مکن دولت عشق حسینم جامه ی خونین ردایم کربلایم کربلایم شعر غم اینجا سرایم کربلا این سان به سر شد عاشقی دیوانه تر شد من سری دیوانه دارم قصه ای دیگر بخوانم من امیرم من امیرم آتشم اما روانم آفرینم بر حسینم لب بخوانم تا بمیرم من شهیدم من شهیدم کربلا را چون دلیرم بر حسین یاری رجا شد پیکرم خونین به جا شد نینوا دیگر علم شد عارفی آزاده سر شد اکبرم اما جوانم مادرم بهرت بخوانم گر بمیرم گر بمیرم بر عدو غران برانم پاره پاره از جفایم دین و قرآن را لوایم سر به تیرم سر به تیرم قوم دون را من اسیرم اکبرت آماج خط شد کشته اندر راه حق شد دست و پایم چون جدا شد تیر کین بر تن رها شد دولت عشق حسینم جامه ی خونین ردایم کربلایم کربلایم شعر غم اینجا سرایم کربلا این سان به سر شد عاشقی دیوانه تر شد تشنه کامان من نمیرم کوثر جوشان ببینم بر بخوانم بر بخوانم دشت خون را من که سیرم مادرم گوید عزیزم غصه ای دیگر نبینم من که میرم من که میرم منزلی دیگر بگیرم بر مخوان دیگر برایم عاشق دین خدایم کشته آیم کشته آیم خیمه ها را در عزایم محشری از خون بپا شد پیکرم صد پاره ها شد جان من یکباره سر شد حجله ام خاک سیه شد شیعیان عالم عزا شد داورم اینجا خدا شد دین اسلام را فدایم آل طاها را جدایم لب چو خونم لب چو خونم عالمی را بر صدایم 🌷🌷🌷
زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم برادرم برادرم آه که بشکست کمرم زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم عباس علم دارم چه شد آه که بشکست کمرم زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم ای فاطمه بیا ببین نعش حسین نازنین زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم عباس علم دارم چه شد آه که بشکست کمرم زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم برادرم برادرم آه که بشکست کمرم زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم ای فاطمه بیا ببین نعش حسین نازنین زينب زار با فغان گفت كه اي برادرم 🌷🌷🌷🌷 https://eitaa.com/maddahymaddahan/255
بحر_طویل_محرم دوباره شده این سینه پرازغم ، شده خیمهٔ ماتم ، پراز داغ جگرسوز محرم ، چه شوری شده برپا، به دلهای همه مردم عالم، همه کون ومکان گشته سیه پوش ، شده فاطمه مدهوش ، بیاییدهمه سینه زن وگریه کن حضرت ارباب، که دُردانة زهراست ، هنوز تشنه لب آب، هنوزاز ته گودال صدایی رسد آهسته که مَردم جگرم سوخت، چه دلهاکه ازاین ناله برافروخت ، حسین دیده به ره دوخت، که یاری رسد از راه، ولی آه، ولی آه، نکردند کسی یاری قرآن، به نیزه زده شد راس مُنیرشه خوبان، همان ماه مُنیری،که کشتی نجات است، شفیع عرصات است، قتیل الابرات است، ولی حیف ولی حیف که لب تشنه ترین کشته لب آب فرات است، دلم تنگ غروب حرمین وعتبات است، تورا شکرخدایا که نَمُردم، سعادت شده اینگونه مرایار، دوباره شده ام سینه زن و گریه کن سیدوسالار، که تا قطرهٔ اشکی به عزایش بچکانم.               حسین روح و روانم بقربان توجانم ▪️▪️▪️ سلام ای تو عزیز دل داور ،سلام ای پسر ناز پیمبر، سلام ای دُر دُردانهٔ حیدر، سلام ای همهٔ هستی صدیقة اطهر، سلام ای به حسن جانِ برادر، سلام ای بتو زینب شده همسنگروخواهر، سلام ای که حضورت شده پرپر علی اکبر، سلام ای شده شرمنده ز روی علی اصغر، فدایت شوم ای معدن احساس، که از علقمه یک ناله شنیدی مددی یا اَخ العباس، به آه دل شبهای رقیه، به آن زخم ترک خوردهٔ لبهای رقیه، به گلهای خزان چیدهٔ گلزار مدینه، به آن نالهٔ جانسوز عزیز تو سکینه، به آن سینه که از داغ تو گردیده لبالب، به آه دل زینب ،وَ وفاداری مسلم، وَ دوطفلان غریبش،که غم گشته نصیبش، به لبیک و به ایثار همه هاشمیان وهمه اصحاب، حسین جان بفدای دل چاکت، صفای حرم ومضجع شش گوشهٔ پاکت ، شدم ذاکرو مداح تو اینک نمکی ده به بَیانم. حسین روح و روانم بقربان توجانم  ▪️▪️▪️ الا تشنه ترین کشته لب آب، حسین ابن علی حضرت ارباب، جوانان وطن راهمه دریاب. مریضان توشفاده. بدردهمه درمان ودوا  ده. زاحسان به همه تذکرهٔ کرببلا ده. براین کشورواین ملت مومن تونظرکن. ز«سیدعلی خامنه ای» دفع خطرکن. بحق پدرو مادرت آن حضرت زهرا، بپوشان بتن «مهدی» مارخت فرج را . همان «مهدی زهرا» که بفرمود، به هر خیمهٔ ماتم که درآن روضهٔ عباس و حسین است. روم گوشهٔ آن خیمه که چون شیون وشین است. بنالم زجگربهر حسینی که مرا نور دوعین است.،کجایی گل نرگس؟کجایی که زد آتش بدل فاطمه آهت. فدای نخ آن شال سیاهت. فدای تو شوم آجرک الله. اگرچه توخودت صاحب این بزم عزایی، امیداست قدم رنجه نمایی و دراین روضه بیایی، دعایی بنمایی ، که دلهاهمه گیرد زصفای تو صفایی، الا روح وروانم، الامونس جانم، منم ذاکرو«مداح»توارباب عنایت بنما تاکه شودنام توو نام حسین ابن علی ورد زبانم. حسین روح و روانم بقربان توجانم   شعر:علی اکبراسفندیار«مداح»