eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
94 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
تا که شدیم از ازل با حسین آشنا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا از نفحات حسین می رسیم تا خدا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا چه کربلایی که وعده گاه تمام دنیاست چه کربلایی که قتلگاه عزیز زهراست چه کربلایی که جرعه نوش نگاه سقاست چه کربلایی به قول زینب همیشه زیباست مقصود هر دل مشتاق آرامش همه آفاق هذا مصارع العشاق تا که شدیم از ازل با حسین آشنا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا _ از لب ما می‌چکد نغمه‌ای جان فزا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا شکر خدا دل شده با غمش مبتلا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا چه کربلایی که در به روی کسی نبسته‌ست حریم پاکی که آشنا با نگاه خسته‌ست چه کربلایی که آبروی دل شکسته‌ست سفینه‌ی عشق به قتلگاهش به خون نشسته‌ست ای جان ما به قربانت ای دست ما به دامانت فدای لطف و احسانت راهی کویت شدیم ناگهان بی هوا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا _ تا حرمش می‌رویم همدل و همصدا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا از کرم عشق او می‌تپد قلب ما مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا چه کربلایی که در گلویش صدای عشق است هوای پاکش صفای خاکش همای عشق است چه کربلایی که بارگاه خدای عشق است به لطف ارباب هر آنچه دارد برای عشق است ما راهیان کربلاییم دلداده‌ی آن سر جداییم با درد غربت آشناییم ما به ولای حسین می‌کنیم جان فدا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا _ ای همه قربان تو یا حسین یا حسین بنده‌ی احسان تو یا حسین حسین سینه زنان آمدیم بر در خیمه‌ات بی سر و سامان تو یا حسین حسین چراغ هیات دوباره روشن شد از صفایش خدا کند باز قدم گذاریم به کربلایش ز خاک گودال به گوش دنیا رسد صدایش خدای عشق است که جان عالم شود فدایش غوغا به پا در کربلا شد نقش زمین خون خدا شد دست علمدارش جدا شد خفته به دریای خون پیکرش سر جدا مقصد ما کربلاست کربلاست کربلا شاعر: محمدزمان گلدسته
علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک کیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم کِتـف ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم (حسن لطفی) نوکر نوشت: به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد صلی الله عليک یااباعبدالله الحسین
خسته و بی تاب و پر از واهمه‌ام دل نگران پسر فاطمه‌ام با لب تشنه بُوَد این زمزمه‌ام دل نگران پسر فاطمه‌ام کوچه سراسر شده جور و جفا کوچه نیا کوفه ندارد وفا راه تو بندند به شور و شعف خون تو ریزند به کرب و بلا گر چه شهادت بشود خاتمه‌ام دل نگران پسر فاطمه‌ام تشنگی طفل صغیر رباب برده قرار از پسر بوتراب العطش از خیمه می‌آید به گوش ساقی لب تشنه رَوَد سوی آب خسته دل از دلهره‌ی علقمه‌ام دل نگران پسر فاطمه‌ام خون سر و روی تو را دیده‌ام نیزه به پهلوی تو را دیده‌ام وقت وداع آمد و با چشم دل بر سر نی موی تو را دیده‌ام دل زده غیر از تو دگر از همه‌ام دل نگران پسر فاطمه‌ام زنده یاد محمد زمان گلدسته
من امام مجتبى ریحانه پیغمبرم از چراغ انجمن در انجمن تنها ترم من غریب خانه ام در وطن بیگانه ام واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن در سنین کودکی زهرا برایم گریه کرد از غریبی ماهی دریا برایم گریه کرد تا قیامت تربتم شد گواه غربتم واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن بود خالی جای بابایم امیرالمؤمنین پیش چشمم مادرم در کوچه شد نقش زمین پاره شد آنجا دلم گشت ثانی قاتلم واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن کافران باغ و گل و ریحانه را آتش زدند من میان خانه بودم خانه را آتش زدند دیده بر هم دوختم مثل مادر سوختم واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن طعنه و زخم زبان ها این همه آبم نکرد غصه ای مانند داغ فاطمه آبم نکرد می رود روح از تنم با مغیره دیدنم واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن از غم بی یاریم خون بر دل یاران شده جسم از گل بهترم با تیر گلباران شده تا قیامت صبر من شد عیان از قبر من واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
یا رحمه للعالمین یا رحمت الله یا رحمه للعالمین یا رحمت الله سوزد دل ما از شرار حسرت و آه الله و الله یا رحمت الله (2) یا رحمه للعالمین یا رحمت الله(2) باردگر، یاد تو زد آتش به جانم سخت است گر در بند هجرانت بمانم جا دارد از اندوه، در سوگ وفاتت گر جای اشک، ازدیدگانم، خون چکانم الله و الله یا رحمت الله (2) زآندم که ما غم نامه ی سوگ تو خواندیم از دیدگان، بر مزرع دل، خون فشاندیم ای امیه گویا از آن روزی که رفتی ما هم چنان در انتظاری تلخ ماندیم الله و الله یا رحمت الله (2) بس سالها در راه دین خونابه خوردی مشعل به کف درد آشنا ره می سپردی خوش روزگاری داشتیم اندر کنارت رفتی ولی ما را به دست غم سپردی الله و الله یا رحمت الله (2) بعد از تو دل های محبان شد غم آلود بعد از تو امت در غمت صاحب عزا بود بعد از تو اشک دیده مان هرگز نخشکید بعد از خاطرهایمان هرگز نیاسود الله و الله یا رحمت الله (2) سوزد دل ما از شرار حسرت و آه الله و الله یا رحمت الله (2) بعد از تو اولاد علی آواره گشتند بر خون سجود آورده و در خون نشستند بعد از تو ما ماندیم و با زهرای مظلوم بعد از تو امت عهد و پیمان را شکستند الله و الله یا رحمت الله (2) در کوفه محراب علی گردیده گلگون صحرای سرخ کربلا رنگین شد از خون بعد از تو فرزندان زهرا کشته گشتند از گریه ها دل خون شد و شد دیده هامون الله و الله یا رحمت الله (2) بعد از تو ما ماندیم و میراث شهادت اکنون برای ما شهادت گشته عادت خون شهیدان مایه ی ترویج دین شد در سایه ی خون شد فراهم این سعادت الله و الله یا رحمت الله (2) سوزد دل ما از شرار حسرت و آه الله و الله یا رحمت الله (2) شاعر: جواد محدثی
بر سر و بر سینه بزن خاک غم شد بر سر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما آتش غم شعله کشد از دل خاکستر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما در عزای ختم رُسُل عرش اعلا گشته غمین اشک و خون آغشته به هم گرد غم بر چهره ی دین نوحه می خواند شب و روز فاطمه با قلب حزین بیت الاحزان پر شده از ناله های مادر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما چشم هستی مویه کند مصطفی رفته ز جهان روح احمد پر زده تا ماورای کون و مکان از نفس افتاده زمین از تپش افتاده زمان گشته خاموش از غم او نور چشمان تر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما ای وجودت در ملکوت مرکز پرگار جهان اولین مخلوق خدا آگه از پیدا و نهان ای سلامت قوت قلب ذکر نامت عطر دهان ای فدای مکتب تو لاله های پر پر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما خاتم انگشتر حق انبیا را نور دو عین در عزایت گریه کنان فاتحان بدر و حنین پاره پاره قلب حسن بر زمین افتاده حسین از نفس افتاده قلم غرق در خون دفتر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما دست غم بر سینه زنید ای عزاداران رسول روضه خوان جبریل امین نوحه خوان زهرای بتول این عزاداری شود از جانب صدیقه قبول بسته شد سجاده ی عشق وازگون شد منبر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما از دل گلدسته هنوز می تراود شور اذان از سر شب تا به سحر از محرم تا رمضان نام احمد شعله کشد در همه اکناف جهان دست ما بر دامن تو ای شفیع محشر ما از غم پیغمبر ما از غم پیغمبر ما زنده ياد: محمد زمان گلدسته
ای ماهی دریا برایت گریه كرده پـیغمبر و زهرا برایت گریه كرده عــــــــــالم محیط غربتت زائر ندارد تربتت 🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان ای اولین مظلوم عالم، بعد بابا در خانه خود هم غریب از جور اعدا شـریك زندگانیت، گردیده خصم جانیت 🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان بـا آنهمه صِدق و صفا و پاكی دل شــــد مُـزد خوبیهای تو زهر هلاهل پیوسته شد خون بر دلت تا همسرت شد قاتلت 🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان هــنگام تشییعت به جای ذكر و تكبیر تـابوت و تن با هم یكی گردیده از تیر کــــــــــنار قبر مادرت شد تیر باران پیکرت خـالی بودن صحن غم افزای بقیعت بـر زائرینت بسته درهای بقیعت سلام مـا به قبر تو درود ما به صبر تو 🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان شـبها بود زوار قبرت گرد صحرا آبـی نمی ریزد بر آن جز اشک زهرا فدای لطف و کرمت ما را رسان در حرمت   🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
تو زائرات اونی که دل خون ترِ ، منم منم منم تو این شبها اونی که گریون ترِ ، منم منم منم غمِ تو قدِ آسمونُ تا کرده یه غربتی تو قلبِ خسته ام جا کرده خدا چهار تا گنبد و عرش ، برپا کرده 💚وای بقیع نداره پنجره فولاد 💚وای بقیع نداره صحنِ گوهرشاد 💚وای بقیع .. ای دادِ بی داد ... یه دنیا بی کسی و غربت ، غمِ منِ منِ مدینه روضه خونه قدِ خمِ منِ منِ فقط خدا میدونه که من ، چی دیدم تو کوچه غربت بابامُ فهمیدم کوچه رو دیدم هر شبی که ، خوابیدم 💚وای بقیع نداره پنجره فولاد 💚وای بقیع نداره صحنِ گوهرشاد 💚وای بقیع .. ای دادِ بی داد
نوحه‌خوانی و مداحی مداحان جمع آوری نوای مداحی از همه مداحان از شبکه های اجتماعی بدون ذکر منبع https://eitaa.com/maddahymaddahan
زهر کینه برا غمش طبیبه چشم به راه رسیدن حبیبه اونی که توی خونش هم غریبه دم رفتن به یاد مادرشه ذکر زهرا نوای آخرشه بدتر از هر کی حال خواهرشه وای اون آقایی که کارش بوده جود و کرم وای میزنه ناله و میگه خدا جگرم وای مادرم ... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ... آسمون بارون عزا میباره زینبش آروم و قرار نداره کفن آخرو میره میاره میگه زینب با حالتی نگرون تو که از من گرفتی صبر و امون سلامم رو به مادرم برسون وای میری و راحت از این همه جور و جفا وای نیستی ببینی چه ها میشه کرب و بلا ... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ...