خسته و بی تاب و پر از واهمهام
دل نگران پسر فاطمهام
با لب تشنه بُوَد این زمزمهام
دل نگران پسر فاطمهام
کوچه سراسر شده جور و جفا
کوچه نیا کوفه ندارد وفا
راه تو بندند به شور و شعف
خون تو ریزند به کرب و بلا
گر چه شهادت بشود خاتمهام
دل نگران پسر فاطمهام
تشنگی طفل صغیر رباب
برده قرار از پسر بوتراب
العطش از خیمه میآید به گوش
ساقی لب تشنه رَوَد سوی آب
خسته دل از دلهرهی علقمهام
دل نگران پسر فاطمهام
خون سر و روی تو را دیدهام
نیزه به پهلوی تو را دیدهام
وقت وداع آمد و با چشم دل
بر سر نی موی تو را دیدهام
دل زده غیر از تو دگر از همهام
دل نگران پسر فاطمهام
زنده یاد محمد زمان گلدسته
من امام مجتبى ریحانه پیغمبرم
از چراغ انجمن در انجمن تنها ترم
من غریب خانه ام
در وطن بیگانه ام
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
در سنین کودکی زهرا برایم گریه کرد
از غریبی ماهی دریا برایم گریه کرد
تا قیامت تربتم
شد گواه غربتم
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
بود خالی جای بابایم امیرالمؤمنین
پیش چشمم مادرم در کوچه شد نقش زمین
پاره شد آنجا دلم
گشت ثانی قاتلم
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
کافران باغ و گل و ریحانه را آتش زدند
من میان خانه بودم خانه را آتش زدند
دیده بر هم دوختم مثل مادر سوختم
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
طعنه و زخم زبان ها این همه آبم نکرد
غصه ای مانند داغ فاطمه آبم نکرد
می رود روح از تنم
با مغیره دیدنم
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
از غم بی یاریم خون بر دل یاران شده
جسم از گل بهترم با تیر گلباران شده
تا قیامت صبر من
شد عیان از قبر من
واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن واشهیدا واحسن
یا رحمه للعالمین یا رحمت الله
یا رحمه للعالمین یا رحمت الله
سوزد دل ما از شرار حسرت و آه
الله و الله یا رحمت الله (2)
یا رحمه للعالمین یا رحمت الله(2)
باردگر، یاد تو زد آتش به جانم
سخت است گر در بند هجرانت بمانم
جا دارد از اندوه، در سوگ وفاتت
گر جای اشک، ازدیدگانم، خون چکانم
الله و الله یا رحمت الله (2)
زآندم که ما غم نامه ی سوگ تو خواندیم
از دیدگان، بر مزرع دل، خون فشاندیم
ای امیه گویا از آن روزی که رفتی
ما هم چنان در انتظاری تلخ ماندیم
الله و الله یا رحمت الله (2)
بس سالها در راه دین خونابه خوردی
مشعل به کف درد آشنا ره می سپردی
خوش روزگاری داشتیم اندر کنارت
رفتی ولی ما را به دست غم سپردی
الله و الله یا رحمت الله (2)
بعد از تو دل های محبان شد غم آلود
بعد از تو امت در غمت صاحب عزا بود
بعد از تو اشک دیده مان هرگز نخشکید
بعد از خاطرهایمان هرگز نیاسود
الله و الله یا رحمت الله (2)
سوزد دل ما از شرار حسرت و آه
الله و الله یا رحمت الله (2)
بعد از تو اولاد علی آواره گشتند
بر خون سجود آورده و در خون نشستند
بعد از تو ما ماندیم و با زهرای مظلوم
بعد از تو امت عهد و پیمان را شکستند
الله و الله یا رحمت الله (2)
در کوفه محراب علی گردیده گلگون
صحرای سرخ کربلا رنگین شد از خون
بعد از تو فرزندان زهرا کشته گشتند
از گریه ها دل خون شد و شد دیده هامون
الله و الله یا رحمت الله (2)
بعد از تو ما ماندیم و میراث شهادت
اکنون برای ما شهادت گشته عادت
خون شهیدان مایه ی ترویج دین شد
در سایه ی خون شد فراهم این سعادت
الله و الله یا رحمت الله (2)
سوزد دل ما از شرار حسرت و آه
الله و الله یا رحمت الله (2)
شاعر: جواد محدثی
بر سر و بر سینه بزن
خاک غم شد بر سر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
آتش غم شعله کشد
از دل خاکستر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
در عزای ختم رُسُل
عرش اعلا گشته غمین
اشک و خون آغشته به هم
گرد غم بر چهره ی دین
نوحه می خواند شب و روز
فاطمه با قلب حزین
بیت الاحزان پر شده از
ناله های مادر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
چشم هستی مویه کند
مصطفی رفته ز جهان
روح احمد پر زده تا
ماورای کون و مکان
از نفس افتاده زمین
از تپش افتاده زمان
گشته خاموش از غم او
نور چشمان تر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
ای وجودت در ملکوت
مرکز پرگار جهان
اولین مخلوق خدا
آگه از پیدا و نهان
ای سلامت قوت قلب
ذکر نامت عطر دهان
ای فدای مکتب تو
لاله های پر پر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
خاتم انگشتر حق
انبیا را نور دو عین
در عزایت گریه کنان
فاتحان بدر و حنین
پاره پاره قلب حسن
بر زمین افتاده حسین
از نفس افتاده قلم
غرق در خون دفتر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
دست غم بر سینه زنید
ای عزاداران رسول
روضه خوان جبریل امین
نوحه خوان زهرای بتول
این عزاداری شود از
جانب صدیقه قبول
بسته شد سجاده ی عشق
وازگون شد منبر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
از دل گلدسته هنوز
می تراود شور اذان
از سر شب تا به سحر
از محرم تا رمضان
نام احمد شعله کشد
در همه اکناف جهان
دست ما بر دامن تو
ای شفیع محشر ما
از غم پیغمبر ما
از غم پیغمبر ما
زنده ياد: محمد زمان گلدسته
ای ماهی دریا برایت گریه كرده
پـیغمبر و زهرا برایت گریه كرده
عــــــــــالم محیط غربتت
زائر ندارد تربتت
🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
ای اولین مظلوم عالم، بعد بابا
در خانه خود هم غریب از جور اعدا
شـریك زندگانیت، گردیده خصم جانیت
🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
بـا آنهمه صِدق و صفا و پاكی دل
شــــد مُـزد خوبیهای تو زهر هلاهل
پیوسته شد خون بر دلت
تا همسرت شد قاتلت
🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
هــنگام تشییعت به جای ذكر و تكبیر
تـابوت و تن با هم یكی گردیده از تیر
کــــــــــنار قبر مادرت
شد تیر باران پیکرت
خـالی بودن صحن غم افزای بقیعت
بـر زائرینت بسته درهای بقیعت
سلام مـا به قبر تو
درود ما به صبر تو
🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
شـبها بود زوار قبرت گرد صحرا
آبـی نمی ریزد بر آن جز اشک زهرا
فدای لطف و کرمت
ما را رسان در حرمت
🍃مـــــــــــــظلوم حسن جان
تو زائرات اونی که دل خون ترِ ،
منم منم منم
تو این شبها اونی که گریون ترِ ،
منم منم منم
غمِ تو قدِ آسمونُ تا کرده
یه غربتی تو قلبِ خسته ام جا کرده
خدا چهار تا گنبد و عرش ، برپا کرده
💚وای بقیع نداره پنجره فولاد
💚وای بقیع نداره صحنِ گوهرشاد
💚وای بقیع .. ای دادِ بی داد ...
یه دنیا بی کسی و غربت ، غمِ منِ منِ
مدینه روضه خونه قدِ خمِ منِ منِ
فقط خدا میدونه که من ، چی دیدم
تو کوچه غربت بابامُ فهمیدم
کوچه رو دیدم هر شبی که ، خوابیدم
💚وای بقیع نداره پنجره فولاد
💚وای بقیع نداره صحنِ گوهرشاد
💚وای بقیع .. ای دادِ بی داد
نوحهخوانی و مداحی مداحان
جمع آوری نوای مداحی از همه مداحان
از شبکه های اجتماعی بدون ذکر منبع
https://eitaa.com/maddahymaddahan
زهر کینه برا غمش طبیبه
چشم به راه رسیدن حبیبه
اونی که توی خونش هم غریبه
دم رفتن به یاد مادرشه
ذکر زهرا نوای آخرشه
بدتر از هر کی حال خواهرشه
وای اون آقایی که کارش بوده
جود و کرم
وای میزنه ناله و میگه خدا جگرم
وای مادرم
... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ...
آسمون بارون عزا میباره
زینبش آروم و قرار نداره
کفن آخرو میره میاره
میگه زینب با حالتی نگرون
تو که از من گرفتی صبر و امون
سلامم رو به مادرم برسون
وای میری و راحت از این همه
جور و جفا
وای نیستی ببینی چه ها میشه
کرب و بلا
... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ...
السلام عليك يا ابا صالح المهدى
( عجل الله تعالى فرجه الشريف)
چه غصه ها که نخوردم برای غیبت تو
چه گریه ها که نکردم برای غربت تو
یتیم زاده و آواره ایم، در به دریم
بگو چگونه بیاییم در کفالت تو؟
در انتظار طلوعم، نماز می خوانم
به وقت شرعی عشاق، راس ساعت تو
چه می شود که بگوید خدا به جبراییل
بگو به حضرت مهدی، رسیده نوبت تو
تمام خواست ما از خدا فقط این است
ظهور یا فرج عاجل و سلامت تو
برای مرقد زهرا ضریح می سازیم
به حول و قوه ی الله، با نظارت تو
خدا اگر که بخواهد اقامه خواهد شد
«نماز جمعه ی» این هفته با امامت تو
🌼اللهم عجل لوليك الفرج🌾
يا عقيلةُ العرب _ يا زينب
( سلام الله عليها)_ ادركنى
من رسيدم از سفر اما حسين
داغ ديدم هر گذر اما حسين
ريخت از من بال و پر اما حسين
مجلس مى بيشتر اما حسين
خطبه خواندم حيدرى كردم فقط
كو اسارت؟سرورى كردم فقط
زوزه هاى خيزران من را شكست
گريه هاى دختران من را شكست
لشكر نامحرمان من را شكست
خنده ى شمر آنچنان من را شكست
با خودم گفتم كه بنت الحيدرم
عهد كردم كفرشان در آورم
در خرابه خواهرت آواره بود
روسرى دخترت هم پاره بود
آن دمى كه بسته راه چاره بود
باعث زجرم زن بدكاره بود
من كه از آنها نترسيدم حسين
ترس را در چشمشان ديدم حسين
صبر من در اين مصيبت سر نرفت
چشم نامحرم به اين خواهر نرفت
از سياهى رنگ بالاتر نرفت
خاطرت آسوده كه معجر نرفت..
نور پنهان نور پيدائيم ما
وارثان عفت حضرت زهرائيم ما
حرفشان دائم به تو دشنام بود
سهم من هم سنگ روى بام بود
بدتر از گودال شهر شام بود
هركسى در غارتت ناكام بود..
دلخور از ميدان و گودال تو بود
قصد او آزار اطفال تو بود
امون از دل زينب( سلام الله عليها)
از فراق تو نمردیم، مسیحا نشدیم
چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم
جای تو دست به دامان طبیبان بودیم
حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم
بی تو یک عمر پی هرکس و ناکس رفتیم
گم شدیم آخر ازین غفلت و پیدا نشدیم
نام مجنون بهروی ماست ولی کو مجنون؟
وقتی از هجرِ تو آوارهی صحرا نشدیم
درد این است که ما محضِ رضایِ دل تو
بیخیالِ خوشیِ فانیِ دنیا نشدیم
خاکِ عالم به سرِ ما که دراین عمرِ دراز
لحظهای مشتریِ یوسف زهرا نشدیم
گریه کردیم ولی گریهی بی فکر چه سود؟
قطره بودیم ولی وصل به دریا نشدیم
پیش ما آمدی اما همه غفلت کردیم
لحظهای پای قدم رنجهی تو پا نشدیم
قصدمان بود همه سنگ صبورت باشیم
قصدمان بود که از بخت بد اما نشدیم
**
همه رفتند حرم ما که نرفتیم هنوز
زائر مرقد ششگوشهی آقا نشدیم
کاش میشد که تو ما را به زیارت ببری
یک شب جمعه به پابوسی حضرت ببری
✍ #سیدپوریا_هاشمی