eitaa logo
نوای آئینی متن نوحه و شعرهای آئینی
94 دنبال‌کننده
71 عکس
6 ویدیو
2 فایل
نوحه هایی که در کانال منتشر میشود بعضی ازمتنها و شعر در دسترس نوحه در اینجا قرار داده میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
زهر کینه برا غمش طبیبه چشم به راه رسیدن حبیبه اونی که توی خونش هم غریبه دم رفتن به یاد مادرشه ذکر زهرا نوای آخرشه بدتر از هر کی حال خواهرشه وای اون آقایی که کارش بوده جود و کرم وای میزنه ناله و میگه خدا جگرم وای مادرم ... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ... آسمون بارون عزا میباره زینبش آروم و قرار نداره کفن آخرو میره میاره میگه زینب با حالتی نگرون تو که از من گرفتی صبر و امون سلامم رو به مادرم برسون وای میری و راحت از این همه جور و جفا وای نیستی ببینی چه ها میشه کرب و بلا ... حسن وای ، حسن وای ، حسن وای ...
السلام عليك يا ابا صالح المهدى ( عجل الله تعالى فرجه الشريف) چه غصه ها که نخوردم برای غیبت تو چه گریه ها که نکردم برای غربت تو یتیم زاده و آواره ایم، در به دریم بگو چگونه بیاییم در کفالت تو؟ در انتظار طلوعم، نماز می خوانم به وقت شرعی عشاق، راس ساعت تو چه می شود که بگوید خدا به جبراییل بگو به حضرت مهدی، رسیده نوبت تو تمام خواست ما از خدا فقط این است ظهور یا فرج عاجل و سلامت تو برای مرقد زهرا ضریح می سازیم به حول و قوه ی الله، با نظارت تو خدا اگر که بخواهد اقامه خواهد شد «نماز جمعه ی» این هفته با امامت تو 🌼اللهم عجل لوليك الفرج🌾
يا عقيلةُ العرب _ يا زينب ( سلام الله عليها)_ ادركنى من رسيدم از سفر اما حسين داغ ديدم هر گذر اما حسين ريخت از من بال و پر اما حسين مجلس مى بيشتر اما حسين خطبه خواندم حيدرى كردم فقط كو اسارت؟سرورى كردم فقط زوزه هاى خيزران من را شكست گريه هاى دختران من را شكست لشكر نامحرمان من را شكست خنده ى شمر آنچنان من را شكست با خودم گفتم كه بنت الحيدرم عهد كردم كفرشان در آورم در خرابه خواهرت آواره بود روسرى دخترت هم پاره بود آن دمى كه بسته راه چاره بود باعث زجرم زن بدكاره بود من كه از آنها نترسيدم حسين ترس را در چشمشان ديدم حسين صبر من در اين مصيبت سر نرفت چشم نامحرم به اين خواهر نرفت از سياهى رنگ بالاتر نرفت خاطرت آسوده كه معجر نرفت.. نور پنهان نور پيدائيم ما وارثان عفت حضرت زهرائيم ما حرفشان دائم به تو دشنام بود سهم من هم سنگ روى بام بود بدتر از گودال شهر شام بود هركسى در غارتت ناكام بود.. دلخور از ميدان و گودال تو بود قصد او آزار اطفال تو بود امون از دل زينب( سلام الله عليها)
از فراق تو نمردیم، مسیحا نشدیم چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم جای تو دست به دامان طبیبان بودیم حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم بی تو یک عمر پی هرکس و ناکس رفتیم گم شدیم آخر ازین غفلت و پیدا نشدیم نام مجنون به‌روی ماست ولی کو مجنون؟ وقتی از هجرِ تو آواره‌ی صحرا نشدیم درد این است که ما محضِ رضایِ دل تو بی‌خیالِ خوشیِ فانیِ دنیا نشدیم خاکِ عالم به سرِ ما که دراین عمرِ دراز لحظه‌ای مشتریِ یوسف زهرا نشدیم گریه کردیم ولی گریه‌ی بی فکر چه سود؟ قطره بودیم ولی وصل به دریا نشدیم پیش ما آمدی اما همه غفلت کردیم لحظه‌ای پای قدم رنجه‌ی تو پا نشدیم قصدمان بود همه سنگ صبورت باشیم قصدمان بود که از بخت بد اما نشدیم ** همه رفتند حرم ما که نرفتیم هنوز زائر مرقد شش‌گوشه‌ی آقا نشدیم کاش می‌شد که تو ما را به زیارت ببری یک شب جمعه به پابوسی حضرت ببری ✍
بر تو سلام ای ماه غم! محرم! رسیده با قد خم، هلال ماه ماتم یه بارِ دیگه آقا، شد عزادارت عالم   دوباره خیمه ی عزا به پا شد دوباره نذر خادما ادا شد دوباره درد عاشقا دوا شد   ای دسته ی سینه زنا  کجایید؟ بر تن کنید پیرهن سیاه بیایید یارای امروز حسین شمایید... شمایید (بر تو سلام ای، ماه غم! محرم!)   زیر این خیمه موندم، گریه کردم گریوندم تو شبای تنهایی، روضه ی مسلم خوندم   یاد تو آبرو به من داده دلمو کربلا فرستاده عشق تو از سرم نیفتاده   از خشکی لبای تو حسین جان ... با یاد بچه های تو حسین جان ... جون می دن عاشقای تو حسین جان، حسین جان (بر تو سلام ای، ماه غم! محرم!)   ماییم و کربلامون، تو سپاه مولامون کابوس دشمن ها شد، رجز یا زهرامون   ما همه مسلم و زهیر با تو ما همه عابس و بریر با تو ما همه عاقبت به خیر با تو   دشمن دلش می لرزه از صدامون می‌ترسه از حماسه و عزامون از صوت قرآنِ توو خیمه‌هامون... دمادم (بر تو سلام ای، ماه غم! محرم!)  
ای اشک غم بسم الله بر دیده ها راهی شو روضه روضه محشر کن امشب ثاراللهی شو   روضه یعنی، تا کربلا رفتن، بر نیزه ها رفتن، مانند حسین روضه یعنی، محو خدا بودن، از خود رها بودن، در بند حسین   چگونه دل دهد، به دنیا سینه زن که مولایش نداده تن به کهنه پیرهن (حسین یا ثارالله، حسین یا ثارالله)   می جوشد خون تازه از دل مقتل او می آید تا همیشه بانگ " فلیرحل" او   خونخواهی از، او واجب عینی ست، این حجِ حسینی ست، مُحرم شو ای دل تا کربلا، با بیرق و با مشک، با این سلاح اشک، عازم شو ای دل   سلام ای کربلا، سلام ای تشنگی خوشا آوارگی و بر سر نی تشنگی (حسین یا ثارالله، حسین یا ثارالله)   شاعر: امیر رضا یزدانی  
دل های سوگوار فقط از تو گفته اند دل های سوگوار فقط از تو گفته اند جان های بی قرار فقط از تو گفته اند جمع ستارگان همگی هم صدای ماه هرشب هزار بار فقط از تو گفته اند ای تشنه ی غریب که دنیاست تشنه ات لب های روزه دار فقط از تو گفته اند ای بهترین شکوه شکفتن! درخت ها در حسرت بهار فقط از تو گفته اند آه ای قرار آخر دل‌ها که عاشقان در ساعت قرار فقط از تو گفته اند هنگام کارزار، شهیدان روزگار در خون و در غبار فقط از تو گفته اند ای کشته ی فتاده به هامون، شهیدها گمنام و بی مزار فقط از تو گفته اند بر نی خوشا تلاوتی از کهف و از رقیم نی های اشک بار فقط از تو گفته اند دیرست که اهالی صحرا به دیدن هر اسب بی سوار فقط از تو گفته اند ای سروری که پیر غلامان عاشقت از مهد تا مزار فقط از تو گفته اند در سطر سطر ناحیه شرح تو خوانده ایم چشمان انتظار فقط از تو گفته اند شاعر: میلاد عرفان پور
ز جان گذشته هایت شدند عاقبت به خیر ز جان گذشته هایت شدند عاقبت به خیر أنیس و سَـعد و حُـرُّ و بَـشیر و مالک و زهیر عِـباد و عابس و سالم و جون و حنظله رُمَـیث و عامر و مِـنهَـج و حارث و بُـرِیر جُـناده و سُـوَید و جابر و شبیب حَـتوف و سِـیف، سعید و جُـندب و حبیب به راه تو به خاک و خون فتاده اند که بعد از آن شدی تو شیب الخضیب سروده اند تمام این جوان و پیر امیری حسینٌ نعم الامیر * * * * ادامه دارد این نهضت از خون باکری مسیر و سیره‌ی سرخ چمران و باقری علیمحمدی، شهریاری و احمدی به چشم فتح آوینی و خط شاطری حسینی است تمام این قافله خمینی است امام این قافله و تا علیست طلایه دار مسیر شهادت است مرام این قافله بحقشان بیا و دستمان بگیر امیری حسینٌ نعم الامیر * * * * بدان که رسم مهمان نوازی چنین نبود بگو که جرم حاجیان کشته در منا چه بود شبیه خنجری شدی به دست دولت یهود الا و لعنه الله علی آل سعود منا شده شبیه خاک نینوا نداده آب کسی به دست تشنه ها به قرب حق رسیده اند حاجیان که از منا رسیده اند کربلا بگو به یاد کشتگان آن کویر امیری حسینٌ نعم الامیر شاعر: سید مهدی سرخان
به یاد کلام امام خراسان بیا نوحه سرکن تو هم مثل ریـّان بخوان و بسوزان حسین جان (حسین جان) شده موسم عهد پیر جماران شده فصل میثاق دل با شهیدان بگو با شهیدان حسین جان (حسین جان) شاعر: سید مهدی سرخان
باز یاران کربلایی گشته ام واژه ای پاکم خدایی گشته ام پای اشکم هر زمان وا میشود لاله ی شعرم شکوفا می شود بس که طبعم تشنه حال کربلاست نیست دل در سینه ی من نینواست کربلا یعنی به هر احوال عشق کربلا یعنی هزاران سال عشق همصدا با های های بی کسی کربلا یعنی دوای بی کسی کعبه ی در ماندگان دلدادگان قبله ی اهل زمین و آسمان کربلا میغات یا ری های من خانقاهی بر دل تنهای من کربلا یعنی جهانی ماجرا ابتدایی تا ابد بی انتها کربلا یعنی ستیز با ستم کربلا یعنی خروش دم به دم کربلا یک میر و هفتاد و دو مرد کربلا یعنی شرف یعنی نبرد کربلا ترسیمی از نور و صدا حالتی با چشم و با گوش آشنا کربلا یعنی گذشت از هر چه هست آب را از خویش راندن با دو دست کربلا یعنی خمی لبریز می گل شکفتن بر ستیغ چوب نی معتکف در آشیان یاد ها کربلا پیچیده در فریادها کربلا قدر هزاران سال داغ یک زیارتگاه و یک دنیا چراغ کربلا هر واژه اش صد اعتبار کربلا هر لحظه اش صد افتخار کربلا دیباچه ی فرزانگی یک زن و هفت آسمان مردانگی یک زن و یک شورش و یک یاخدا انفجاری پر تشعشع پر صدا کربلا میخانه ای با صد سبو کربلا یعنی شرافت آبرو ای که جز این صحنه سازی می کنی با سخن طفلانه بازی می کنی کربلا غمنانه ی افسوس ماست کربلا عطر گل ناموس ماست کربلا شمع ره سرگشتگی کربلا تفسیر زخم و تشنگی حرمت نامش به هر دردی دوا تربتش چون یا خدا مشکل گشا کربلایعنی کرامت داشتن رفتن و با خون خود گل کاشتن کربلا یک دفتر و صد سرگذشت لحظه ای از هر چه می باید گذشت کربلا یعنی ز دل یاهو زدن بر سر نعش جوان زانو زدن کربلا آغاز راهی بس دراز کربلا یعنی سلام یک نماز کربلا یعنی نرفتن زیر بار کربلا یعنی دویدن روی خار کربلا یعنی خیام افروختن آشیان از مرغ سقا سوختن کربلا هر دادخواهی را امید کربلا نیروی زانوی شهید کربلا پنهان درون آبها کربلا شیرازه ی محرابها گر چه باید با غمش بگریستن ای خوشا یک دم حسینی زیستن بردباری کار عباس است و بس بردباری کار عباس است و بس پیش عزمت ای شهید کائنات لب به دندان می گزد آب فرات در من و این اضطراب و واهمه یک نظر کن ای حسین فاطمه شاعر: بهرام سیاره (پریش شهرضایی)
از شهید از جنگ باید حرف زد ... امشب از دامان دل دستم جداست نینوای ناله ام چون کربلاست دارد از خون بوی خنجر می وزد بوی گل آهسته پرپر می وزد بشنو از نی چون حکایت می کند فتح خونین را روایت می کند قاری سی جزء قرآن کیست؟ من راوی فتح شهیدان کیست؟ من هر کجا نام است بیم از ننگ است کربلا یعنی همیشه جنگ است کربلا حرفی بزن مولا کجاست؟ نینوا اینجاست .‌‌‌‌.‌. عاشورا کجاست؟ از سبو از سنگ باید حرف زد از شهید از جنگ باید حرف زد عشق در شربان ایمان جاری است خون جبهه در رگ جان جاری است هر که اذن یورش و میدان گرفت از حسین ابن علی فرمان گرفت در جهاد آئینه را آهن دهید طبل میدان را به دست من دهید با شمایم نسل فریاد و جنون یاد بادا روزهای جنگ و خون روزهای عزم فتح کربلا روزهای حمله با نام خدا ما به جبهه نینوایی داشتیم جنگ بود و کربلایی داشتیم ... یادمان روزهای حماسه و خون